eitaa logo
نامه حبیب
154 دنبال‌کننده
3.1هزار عکس
3هزار ویدیو
21 فایل
ایستگاه دین و زندگی
مشاهده در ایتا
دانلود
گفتے‌ڪہ‌شهیدزنده‌جاوید‌است💚 یارب‌زِتوعمرجاودان‌مے‌خواهم...🕊 /
💌روایت عشق: مشهد که آمدیم، بچه ی دومم را حامله بودم. موقع به دنیا آمدنش، مادرم آمد پیشم. سرشب، عبدالحسین را فرستادیم پی قابله. به یک ساعت نکشید، دیدیم در می‌زنند. خانم موقر و سنگینی آمد تو. از عبدالحسین ولی خبری نبود. آن خانم نه مثل قابله‌ها، و نه حتی مثل زن‌هایی بود که تا آن موقع دیده بودم. بعد از آن هم مثل او را ندیدم. آرام و متین بود، و خیلی با جذبه و معنوی. آن‌قدر وضع حملم راحت بود که آن‌ طور وضع حمل کردن برای همیشه یک چیز استثنایی شد برایم. آن خانم توی خانه ی ما به هیچی لب نزد، حتی آب هم نخورد. قبل از رفتن، خواست که اسم بچه را فاطمه بگذاریم. سال‌ها بعد، عبدالحسین راز آن شب را برایم فاش کرد. می‌گفت: وقتی رفتم بیرون، یکی  از رفقای طلبه‌ رو دیدم. تو جریان پخش اعلامیه مشکلی پیش اومده بود که حتما باید کمکش می‌کردم. توکل بر خدا کردم و باهاش رفتم. موضوع قابله از یادم رفت. ساعت دو، دو و نیم شب یک هو یاد قابله افتادم. با خودم گفتم دیگه کار از کار گذشته، خودتون تا حالا حتماً یه فکری برداشتین. گریه اش  افتاد. ادامه داد: اون شب من هیچ کی رو برای شما نفرستادم، اون خانم هر کی بود، خودش اومده بود. 🕊 ♥️ 🌴🌼 نامه حبیب کانال دین و زندگی https://eitaa.com/namahhabib
خیانت کرده اید😶! به خـــــ🩸ـــــون من اگر حفظ نکنید ... حجابتــــــــــان را:) +شهید پناهی ••• 🌱 ،، ✾ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ 🌴🌼 نامه حبیب https://eitaa.com/namahhabib