نرگِث
من نه تابستون فنم نه زمستون فن من آذر فن و اردیبهشت فنم. واقعا به نظرم بوس خیلی زیاد میتونم ساعته
بچهها اردیبهشت
اردیبهشت بچهها
واقعاً Girls Night هائی رو که با مامان و حسنا و ریحانه دارم رو خیلی دوست دارم.
خونهی تمیز، بوی غذا پیچیده تو خونه، موهای هم رو به نوبت میبافیم، ماسک رو صورتمونه.
چائی و کیک، نور کم خونه
خلاصه که واقعاً درود
درود خیلی جدی
گوش دادن بعضی از آهنگای پلی لیستم برام گیتلی پلژره. حتی از شِیر کردنش هم خجالت میکشم.
ولی با یکیش امروز خیلی غصه خوردم
شماام غصه بخورید نوش جان.
واقعاً برام ناراحتکننده بود
یه تیکهش رو تو اکسپلور شنیدم
خیلی ناراحت کننده بود
مخصوصاً اونجا که میگه '' میگیره دردم "
ولم کنید بذارید گریههامو بکنم
نرگِث
واقعاً برام ناراحتکننده بود یه تیکهش رو تو اکسپلور شنیدم خیلی ناراحت کننده بود مخصوصاً اونجا که
اینکه من میگم گریه، گریههام اشکی نیستن.
من خیلی دارم گریه میکنم ولی چیزی مشخص نیست. نمیدونم احتمالاً تجربهش کردید. خلاصه که سگ بخوره همچین گریههائی رو.
نرگِث
اینکه من میگم گریه، گریههام اشکی نیستن. من خیلی دارم گریه میکنم ولی چیزی مشخص نیست. نمیدونم اح
داشتم فکر میکردم چقدر خستم. از گفتن خستم هم خستم از بازگو دلیل خستگی هم خستم.
میشه من رو رو تنظیمات کارخانه تنظیم کرد؟
به عنوان یکدانه نرگس که قبلاً اسم چنل تلگرامیش "نرگس شف" بوده باید بگم من شیفتهی خلق کردنم.
هر خلق کردنی؛ خلق کردن پاراگرافا، عکسا، مزهها.
چند روزه آشپزخونه قلمرو منه، تهچین، قرمهسبزی، خورش کرفس با تهدیگ سیبزمینی زعفرانی و ماکارونی رو هم تو همین چند روز خلق کردم
بین صدای ریزریز شدن پیازها و بوی سبزیِ در حال تفت، بیشتر از همیشه زندهام. حتی برای پیازها که سریعتر و یکدستتر نگینی کنم یه میونبر زدم.
با قل زدن غذا جون میگیرم.
انقدر خوش میگذره که یادم میره حتی عکس خلق کنم.
وقتی بزرگ شدم دلم میخواد مامان باشم با دستپخت خوبانه و خوشمزهآنه.