#اين_متن_عاليه 👇
◽️به شیطان گفتم: «لعنت بر شیطان!»
◽️شیطان لبخند زد.
پرسیدم: «چرا میخندی؟»
◽️پاسخ داد: «از #حماقت تو خندهام میگیرد.»
◽️پرسیدم: «مگر چه کردهام؟»
◽️گفت: «مرا #لعنت میکنی در حالی که هیچ بدی در حق تو نکردهام.»
با تعجب پرسیدم: «پس چرا زمین میخورم؟!»
◽️جواب داد: #نفس تو مانند #اسبی است که آن را رام نکردهای. نفس تو هنوز #وحشی است. او تو را زمین میزند.»
◽️پرسیدم: «پس تو چه کارهای؟!»
📌پاسخ داد: «هر وقت سواری آموختی، برای رم دادن اسب تو خواهم آمد؛ فعلاً برو سواری بیاموز.»
@nasemebehesht 🌸
هدایت شده از ایةالله بهجت (ره) ایةالله مجتهدی (ره)
#اين_متن_عاليه 👇
◽️به شیطان گفتم: «لعنت بر شیطان!»
◽️شیطان لبخند زد.
پرسیدم: «چرا میخندی؟»
◽️پاسخ داد: «از #حماقت تو خندهام میگیرد.»
◽️پرسیدم: «مگر چه کردهام؟»
◽️گفت: «مرا #لعنت میکنی در حالی که هیچ بدی در حق تو نکردهام.»
با تعجب پرسیدم: «پس چرا زمین میخورم؟!»
◽️جواب داد: #نفس تو مانند #اسبی است که آن را رام نکردهای. نفس تو هنوز #وحشی است. او تو را زمین میزند.»
◽️پرسیدم: «پس تو چه کارهای؟!»
📌پاسخ داد: «هر وقت سواری آموختی، برای رم دادن اسب تو خواهم آمد؛ فعلاً برو سواری بیاموز.»
@nasemebehesht 🌸
📔🖌📗
📔حکایت آموزنده
🍃اربابی یکی را کشت و زندانی شد. و حکم بر مرگ و قصاص او قاضی صادر کرد. شب قبل از اعدامش، غلامش از بیرون زندان، تونلی به داخل زندان زد و نیمه شب او را از زندان فراری داد.
#اسبی برایش مهیا کرد و اسب خود سوار شد. اندکی از شهر دور شدند، غلام به ارباب گفت: ارباب تصور کن الان اگر من نبودم تو را برای نوشتن وصیتت در زندان آماده میکردند. ارباب گفت:
👈سپاسگزارم بدان جبران میکنم. نزدیک طلوع شد، غلام گفت: ارباب تصور کن چه حالی داشتی الان من نبودم، داشتی با خانوادهات و فرزندانت وداع میکردی؟ ارباب گفت: سپاسگزارم، جبران می کنم.
👥اندکی رفتند تا غلام خواست بار دیگر دهان باز کند، ارباب گفت تو برو. من میروم خود را تسلیم کنم. من اگر اعدام شوم یک بار خواهم مرد ولی اگر زنده بمانم با منتی که تو خواهی کرد، هر روز پیش چشم تو هزاران بار مرده و زنده خواهم شد
💐 #قرآن کریم:
✨لاتبطلوا صدقاتکم بالمن و الذی✨
هرگز نیکیهای خود را با منت باطل نکنید..
🌺🍀 @nasemebehesht 🍀🌺