هدایت شده از پخش کتاب هادی
3⃣6⃣
📚همسفر شهدا
زندگینامه سید علی رضا مصطفوی
🌷از فعالان فرهنگی بود که در ایام فتنه ۸۸ وصیتش را برای جنبش سبز نوشت و..
📖اثر گروه شهید هادی
۱۲۰ صفحه مصور.
۱۰۰۰۰تومان
چاپ اول ۱۳۸۹
چاپ یازدهم ۱۳۹۸ ویرایش جدید و پالتویی
@pkhadi
👆سید در طراحی و کار با فتوشاپ فوق العاده استاد شده بود.
بسیاری از طراحی های #فرهنگی و بسیج و هیئت را خودش انجام می داد.
یکبار گفتم:"چرا اینقدر برای کامپیوتر وقت تلف می کنی!؟"
گفت:"این کار مثل #جنگ است.
هر کلیدی که من فشار می دهم مثل گلوله ای است که در #جنگ_فرهنگی به سوی #دشمن شلیک می شود.
او با تسلط به علم روز صدها نوجوان و جوان را به مسجد جذب کرد و برایشان برنامه های فرهنگی داشت.
در کنار برنامه ها، به فکر ورزش بچه ها بود. سالن ورزشی برای فوتسال گرفته بود و همین امر باعث جذب بیشتر نوجوان ها به مسجد شده بود.
سید روزهای آخر که در بیمارستان بستری و در کما به سر می برد، در عالم رویا پیغام داد که من مسافر نجف هستم. به زودی به جدم علی علیه السلام ملحق میشوم...
📙 #همسفر_شهدا. اثر گروه شهید هادی
📚همراه باشید با ما در تنها کانال رسمی گروه و انتشارات شهید هادی در ایتا👇
https://eitaa.com/joinchat/2843344995C4bdc20cf63
#فقطحیدراميرالمؤمنيناست💚
🔸بدانید که من با خدا بیعت کردهام و علی با من بیعت کرده است، و من از جانب خداوند برای او از شما بیعت میگیرم. «اِنَّ الَّذینَ یبایعُونَکَ اِنَّما یبایعُونَ اللّهَ...»:
«کسانی که با تو بیعت میکنند در واقع با خدا بیعت میکنند، دست خداوند بر روی دست آنان است. پس هر کس بیعت را بشکند بر ضرر خود اوست، و هر کس به آنچه با خدا عهد بسته وفادار باشد خداوند به او اجر عظیمی عنایت خواهد کرد».
📚فرازی از خطبه غدیر
✅به بیعت با مولایمان وفادار باشیم...
ᔢ✯✯🍃🌸🍃✯✯ᔢ
#شوخی_های_آقا_ابراهیم
☀برای مراسم ختم شهید شهبازی راهی یکی از شهرهای مرزی شدیم. طبق روال و سنت مردم آنجا مراسم ختم از صبح تا ظهر برگزار می شد. ظهر هم برای میهمانان آفتابه لگن می آوردند. با شستن دست های آنان مراسم با صرف ناهار تمام می شد.
▪️در مجلس ختم که وارد شدم جواد بالای مجلس نشسته بود و ابراهیم کنار او بود. من هم آمدم و کنار ابراهیم نشستم ابراهیم هادی و جواد دوستانی صمیمی و مثل دو برادر برای هم بودند.
🍶شوخی های آنها هم در نوع خود جالب بود. در پایان مجلس دو نفر از صاحبان عزا ظرف آب و لگن آوردند. اولین کسی که به سراغش می رفتند جواد بود. ابراهیم در گوش او که چیزی از این مراسم نمی دانست حرفی زد. جواد با تعجب و بلند پرسید: جدی می گی؟!
😀ابراهیم هم آرام گفت: یواش بابا هیچی نگو! بعد به طرف منبر گشت. خیلی شدید و بدون صدا می خندید. گفتم: چی شده ابرام؟ زشته نخند! گفت: به جواد گفتم آفتابه رو که آوردن سرت رو قشنگ بشور رسمه. چند لحظه بعد همین اتفاق افتاد. جواد بعد از شستن دست سرش را زیر آب گرفت و..
💦جواد در حالی که آب از سر و رویش می چکید با تعجب به اطراف نگاه می کرد. گفتم:" چیکار می کنی جواد؟مگه اینجا حمامه! بعد چفیه ام را دادم سرش را خشک کند.
📙برگرفته از کتاب سلام بر ابراهیم ۱
📚همراه باشید با ما در تنها کانال رسمی گروه و انتشارات شهید هادی در ایتا👇
https://eitaa.com/joinchat/2843344995C4bdc20cf63
🔸عنوان: پنجاه سال عبادت
🔸مولف و ناشر: #گروه_شهید_ابراهیم_هادی
🔸مشخصات: ۱۶۸صفحه و ۱۸ تومان
.
📚برشی از کتاب. از وصیت شهید باغانی:
چند جمله ای را به رسم وصیت می نگارم. سخنم را درباره ی عشق آغاز می کنم ما را به جرم عشق موأخذه می کنند. گویا نمی دانند که عشق گناه نیست امّا کدام عشق؟
خداوندا معبودا عاشقا، مرا که آفریدی عشق به پستان مادر را به من یاد دادی، امّا بزرگتر شدم ودیگر عشق اولیه مرا ارضاء نمی کرد. پس عشق به پدر ومادر را در من به ودیعت نهادی. مدتی گذشت، دیگر عشق را آموخته بودم امّا به چه چیز عشق ورزیدن را نه، به دنیا عشق ورزیدم به مال ومنال دنیا عشق ورزیدم. به مدرسه عشق ورزیدم. به دانشگاه عشق ورزیدم امّا همه ی اینها بعدِ مدت کمی جای خود را به عشق حقیقی و اصیل داد یعنی عشق به تو.
فهمیدم که وقتی شرایط عوض شود یَفِرّالْمرءَ مِنْ اَخیهِ و صاحِبَتهِ و بَنیهِ و اُمّهِ وَاَبیهِ، پس به عشق تو دل بستم بعد از چندی که با تو معاشقه کردم یکباره به خود آمدم و دیدم که من کوچکتر از آن هستم که عاشق تو شوم و تو بزرگتر از آن هستی که معشوق من قرار گیری، فهمیدم در این مدت که فکر می کردم عاشق تو هستم اشتباه می کردم. این تو بودی که عاشق من بودی و من را می کشاندی.
اگر من عاشق تو بودم باید یکسره به دنبال تو می آمدم.ولیکن وقتی توجه می کنم می بینم که گاهی اوقات در دام شیطان افتاده ام ولی باز مستقیم آمده ام حال می فهمم که این تو بوده ای که به دنبال بنده ات بوده ای، و هرگاه او صید شیطان شده، تو دام شیطان را پاره کرده ای....
👆سال ۱۳۹۰ یکی از دانشجویان اهل شهرکرد که با گروه شهید هادی همکاری داشت، پیشنهاد چاپ کتابی در موضوع وصیت نامه شهدا، همراه با تصویر و زندگینامه آنها را مطرح کرد.
تا قبل از این تاریخ هیچ کتابی با این توصیفات چاپ نشده بود.
ایشان همراه با دوستان دانشجو، ۴۰۰ وصیت را جمع آوری و بررسی کردند. سپس از بین آنها صد وصیت و پس از بررسی نهایی ۵۰ وصیت انتخاب شد و کتاب پنجاه سال عبادت آماده چاپ شد. اما عنوان پنجاه سال عبادت برگرفته از سخن رهبر کبیر انقلاب اسلامی بود.
📙از آن تاریخ تاکنون، کتاب پنجاه سال عبادت بیش از سی بار تجدید چاپ شده و به یکی از آثار موفق گروه شهید هادی تبدیل شد.
عبارت بالا برگرفته از وصیت شهید ناصرالدین باغانی است که رهبر انقلاب به دستنوشته های شهید ارادت ویژه دارد.
📚همراه باشید با ما در تنها کانال رسمی گروه و انتشارات شهید هادی در ایتا👇
https://eitaa.com/joinchat/2843344995C4bdc20cf63
🌷بی #عشق ، پلید می شوی باور کن
🌷با عشق ، #سعید می شوی باور کن
🌷خود را که شبیه #شهدا گردانی
🌷يک روز #شهید میشوی باور کن
✅رفاقت با شهدا را امروز تجربه كنيد. مانند شهدا به آنچه خداوند دستور داده عمل کنیم...
📚همراه باشید با ما در تنها کانال رسمی گروه و انتشارات شهید هادی در ایتا👇
https://eitaa.com/joinchat/2843344995C4bdc20cf63
┄┄┅┅🌷┅┅┅┄
#شهید_ابراهیم_هادی
سرشار از صفا و یک رنگی و اخلاص و ادب و متانت و وقار بود و هر جا که حضور پیدا می کرد منشأ خیر و برکت بود و جاذبه های معنویش باعث جذب مردم و جوانان به دین و اخلاق و معنویّت می شد.
☘ابراهیم هادی همه چیز را با نگاه مَلَکوتی و ربّانی می دید و آنی از خدا غافل نبود و لذا در سیر معنوی و معنویّات همیشه موفق بود. او از محضر اندیشه های ناب مرحوم علامه محمد تقی جعفری بهره جست و آگاه به معارف دینی و قرآنی بود.
🌀یکی از شاخصه های شخصیّتی او که با یتیمی اش نیز سنخیّت دارد توجه و اهتمامِ جدّییش برای رسیدگی به حال ضُعَفاء و محرومین و یتیمان بود. او طعم تلخ یتیمی را کشیده بود لذا درد دردمندان و نیازمندان را خوب احساس می کرد.
✨ابراهیم هادی زندگی نورانیش پیوسته در مسیر خدمت کردن به اسلام و قرآن و اهل بیت (عَلَیهِِمُ السَّلامُ) و خدمت به مردم و محرومین و نیازمندان و جذب جوانان به سوی خدا و دین و اهل بیت (عَلَیهِِمُ السَّلامُ) بود و در این راه از هیچ کوشش و تلاشی دریغ نمی کرد او عاقلانه و عاشقانه زندگی کرد و دوست داشت که گمنام باشد و به این آرزویش رسید.
📚همراه باشید با ما در تنها کانال رسمی گروه و انتشارات شهید هادی در ایتا👇
https://eitaa.com/joinchat/2843344995C4bdc20cf63
هدایت شده از نشر شهید هادی
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
مشاهده در پیام رسان ایتا
🌷سخنان استاد رائفی پور در مورد شهید والامقام رضا نادری.
📙خاطرات زیبای این شهید در کتاب کمی درنگ کن توسط گروه شهید هادی منتشر شده.
رضا نادری از شاهرود اعزام شد و یکی از نوابغ دوران دفاع مقدس بود.
طرح های او در عملیات های مختلف بسیار زیبا و عجیب بود.
بهترین طرح او بستن تنگه چارزبر در حمله منافقین بود.
رضا در وصیتی برای سنگمزارش نوشته بود: ای برادر به کجا می روی. کمی درنگ کن
آیا با کمی گریه و خواندن یک فاتحه بر مزار من و امثال من، مسئولیتی که با رفتن خود بر دوش تو گذاشتیم را از یاد خواهی برد؟
ما نظاره می کنیم که تو با این مسئولیت سنگین چه خواهی کرد. و اما مسئولیت ادامه دادن راه ماست...
📚همراه باشید با ما در تنها کانال رسمی گروه و انتشارات شهید هادی در ایتا👇
https://eitaa.com/joinchat/2843344995C4bdc20cf63
5⃣6⃣
📚کمی درنگ کن
زندگینامه و خاطرات شهید رضا نادری
📖 اثر گروه شهید هادی
۹۶صفحه مصور.
۹۵۰۰ تومان. چاپ اول ۱۳۹۹
💐از نوابغ دوران دفاع مقدس که خاطرات و دستنوشته های زیبایی دارد.
✳️سالروز عملیاتمرصاد
#سالروزشهادت
او در چنین روزی پیشنهاد بستن تنگه چارزبر را داد و مردانه جلوی نفوذ منافقین را در عملیات مرصاد گرفت...
✅رضا یک دانش آموز نابغه بود و زمانی که از شاهرود راهی جبهه شد، در اطلاعات عملیات کارهای بزرگی انجام داد.
✅خاطرات اثرگذار و زیبایی دارد. آرامش امروز خود را مدیون رضا و دیگر شهدا هستیم...
@pkhadi