بسم الله الرحمن الرحیم
دیده ام آتش دیوارودری راکه مپرس
دیده ام سوختن بال وپری راکه مپرس
چه بگویم وسط کوچه گلم رفت زدست
با خود آورده ز کوچه خبري را كه مپرس
وارد کوچه كه شد،فاطمه ازغصه خمید
ديد م از فاطمه ام چشم تري را كه مپرس
دست زهرای مرا دروسط کوچه شکست
ديده پرپر زدن بال و پري را كه مپرس
چه نياز است به لشکر،زره ام فاطمه است
دادم از دست دگر،گل پسري را كه مپرس
قنفذاز راه رسید وبدنت گشت کبود
بود بر پيكر خونين اثري را كه مپرس
بشکند دست مغیره،که دلم رابشکست
دادم ازدست به کوچه، قمري را كه مپرس
ازچه اينقدر پر از دلهره ای،فاطمه جان
پيش رو بوده تورایک سفري را كه مپرس
-گرمی خانه ی من،کوچ مکن ازبره من
کو نشان داده به عالم هنري را كه مپرس
زچه(مجنون)نشوم خوب ازاین حالت خود
دیده ام سوختن بال وپري را كه مپرس
#آرمین_غلامی
#مجنون_ڪرمانشاهی
بسم الله الرحمن الرحیم..:
بدنت سوخت تنت راوسط در دیدم
جای ضرب لگدومشت به پیکر دیدم
چکنم نیست کسی تاکه کنم درده دلی
رفتی وبی تو غم و غصه مکرر دیدم
شده بیتاب دگرازغم گلهابلبل
یاس گلخانه تورا خسته و پرپر دیدم
ماجرای توواین کوچه ی مرا آزرده
تنگی کوچه وشلاق به همسر دیدم
دیدگانم وسط کوچه تورا می نگریست
کی رود زخاطرم،آنچه که آخر دیدم
دیده ام دیده هرآنچه که نبایدمی دید
وسط کوچه خودم رابین لشکر دیدم
دیده ام فاطمه را دروسط کوچه زدند
من خودم رفتن اومیان لشکر دیدم
وای من سختی کوچه، همین بس باشد
قتل صبر همسر و محسن پرپر دیدم
فاطمه بودغمم را همه بر عهده گرفت
لیک حالاپی اوغرق نواگردیدم
آنقد زد وسط کوچه که زهرا افتاد
تنِ بیهوش درآن کوچه ی مضطر دیدم
کاش می مردم ازاین غم که نبینم زهر
چادر سوخته وپاره ی همسردیدم
بین دربود که ناموس خدا خورد زمین
خنده و هلهله در دیار کافر دیدم
سخت تر از همه چشمم به مغیره افتاد
زینبم را همه در حالت مضطر دیدم
سخن از برده حیدر به طناب است ولی
درپی یاری خود به کوچه همسر دیدم
#آرمین_غلامی
#مجنون_ڪرمانشاهی
وحید شکری - از اثر میخه.mp3
4.27M
سبک:شور لطمه زنی
#سوزناک
#حضرت_زهرا_سلام_الله_علیها
متن:از اثر میخه...
از اثر میخه
اگه که مادر داره میمیره زیر سره میخه
این سرفه های خونی شبهاش از اثر میخه
زیر سر میخه
بی صدا میسوزه
دار و ندار علی میون شعله ها میسوزه
فاطمه بین آتیش و اما مرتضی میسوزه
بی صدا میسوزه
بین در و دیوار
همه وجودش داره میسوزه از ضربهی مسمار
اونقده قنفذ زده به دستش که افتاده از کار
بین در و دیوار
یکی لگد میزد
یادم نمیره وقتی مغیره حرفای بد میزد
خودم دیدم دومی با هرچی دستش اومد میزد
یکی لگد میزد
مغیره میخنده
با دل پر کینه داره دست بابامو میبنده
نالهی زهرا بلنده اما علیه شرمنده
مغیره میخنده
از رو دلم رد شد
اون بی حیا در و شکست از رو مادرم رد شد
یادم نمیره تو کوچه دستش از رو سرم رد شد
از رو سرم رد شد
بی حیا سیلی زد
زهرا حواسش نبود و نامرد بی هوا سیلی زد
بشکنه دست اون که جلوی مجتبی سیلی زد
بی هوا سیلی زد
اینا همش درده
چشمای مادر سیاهی میره رنگ رخش زرده
اون که شکست پهلو رو غرور حسن و له کرده
اینا همش درده
مگه زدن داره
آخه مگه دختر پیمبر لایق آزاره
یه زن هیجده ساله که بچه تو شکمش داره
مگه زدن داره
#وحید_شکری
#انتقام_سخت
#مرگ_بر_آمریکا
#فاطمیه
#روضه
وداع حسنین علیهما السلام با مادر :
هنگام دفن حضرت زهرا سلام الله علیها کسی نبود به امیر المومنین کمک کند . حسنین و زینبین حال و روز مناسبی نداشتند .
اگر علی درون قبر می رفت چه کسی بدن را تحویل او می داد ؟ بالای قبر می ایستاد ، چه کسی بدن خانم را تحویل بگیرد و درون قبر بگذارد ؟ یک وقت دید2 تا دست ، شبیه دستان رسول خدا صلی الله علیه واله وسلم ظاهر شد . فرمود : علی جان ! امانتم را تحویل بده . در این حال حسنین و زینبین گریه شدیدی کردند و مدام مادر را صدا می زدند و امیرالمومنین فرزندان را نظاره می کرد و اشک می ریخت . در منظره وداع یتیمان فاطمه علیها سلام با مادر مهربان ندایی به امیرالمومنین رسید که فرزندان فاطمه را دریاب . آنها را از مادر جدا کن که عرش و ملکوت ، ملائکه ، مقرب به گریه افتادند . امیرالمومنین که خود چهره ای پراز دانه های مروارید از اشک داشت با ملاطفت پدرانه و مهربانی فرزندان را از بدن فاطمه جدا کرد(1) …
فغان و آه از آن دم که خونفشان زدوعین بیامدند ضیاء دو دیده اش حسنین
به روی سینه مادر شدند گرم نوا فتاد غلغله ز افغانشان به ارض و سما
گهی ز درد یتیمی حسن به شیون و شین گهی زیاد غریبی به آه و ناله حسین
در آن زمان شه دین با نوازش بی مَر جدا حسین و حسن را نمود از مادر
کنون زجای دگر شورشی به سر دارم نه در مدینه که در کربلا نظر دارم
دمی که خسرو لب تشنه از جفای یزید سرش به نی شد و جسمش به خاک و خون غلطید
سکینه نام از آن تشنه لب یکی دختر به قتلگاه درآمد به جستجوی پدر
به گریه گفت پدر جان فدای پیکر تو بریده است کدامین لعین زتن سر تو
به روی نعش پدر گرم آه و شیون شد چنان که از غمش آشفته حال دشمن شد
دریغ و درد که بهر تسلی اش آن گاه به قتلگاه روان گشت شمر نامه سیاه
بزد به صورت آن بی نوا چنان سیلی که گشت عارض چون ماه انورش نیلی
(صغیر اصفهانی)
پاورقی : 1- رنجها و فریادهای فاطمه سلام الله علیها : (ت بیت الاحزان) :ص253
#مقاتل_و_زیارات
#گریز_روضه_حضرت_زهرا_(س)
🥀🍃🥀🍃🥀🍃🥀🍃🥀🍃🥀🍃🥀🍃🥀🍃🥀🍃🥀🥀
مادر از طراوت برگ گل تو نمونده نشون
گل عمر تو پیش نگام شده رنگ خزون
مادر مادر
مادر از طراوت برگ گل تو نمونده نشون
گل عمر تو پیش نگام شده رنگ خزون
مادر مادر
مادر حرف رفتنه حرف صدای سکوت نگات
داره شور میزنه دل دخترک تو برات
مادر مادر
مادر مادر
سه ماه که اسیر دردی حال تو رو به راه نمیشه
اگه بری تنها میمونیم بمون کنارمون همیشه
(مادرم واااااااای)
متن کامل مداحی مادر از طراوت برگ گل تو نمونده نشون
مادر توی بستری و نفست دیگه جا نمیاد
به عیادت تو کسی خونه ما نمیاد
مادر مادر
مادر خیلی وقته نشسته میخونی نمازت و هم
میبینم غم روی تو رو تو نگاه حسن
مادر مادر
تن تو تب داره و من هم کنار تو در تب و تابم
دیگه برام قصه نمیگی شبا با ناله هات میخوابم
(مادرم وای)
مادر جای پای کی مونده رو چادر خاکی تو
کرده خون رد خون رو پیرهن تو دلمو
مادر مادر
مادر دستتو میکشی رو زمین تو بجای نگاه
شده همدم بغض صدای تو ناله و آه
مادر مادر
جون تو رو به لب رسوندن تو ماجرای در و دیوار
مونده هنوز تو خاطرم اون ضرب لگد سینه و مسمار
Banifatemeh-Shab1Fatemieh21392[01].mp3
8.3M
سیدمجیدبنی فاطمه
@majmaozakerine