قان شد شاد
بگو بگو به چنین کودکی روا باشد
که گاهواره او عرش کبریا باشد
و گاهواره تکانش شود امین الوحی
نگاهدارش از آفات هم خدا باشد
پدر به واژه (شیر خدا) شود تعبیر
و سایه گستر او ختم الانبیا باشد
برادرش حَسن آن حُسن خلق بی پایان
و مادرش گل خوشبوی مصطفی باشد
و صیت شهرتش از مرز آسمان گذرد
صدای او همه جا بهترین صدا باشد
بنای او بزند بوسه سرور ابرار
بنای نهضت او تا ابد بپا باشد
بگاه رزم علمدار او شود عباس
گلوی او هدف تیغ اشقیا باشد
چنین جلال و چنین اقتدار و این شوکت
که ! دیده و که ! شنیده است و کی!کجا باشد
خدا کند دل ما غافل از خدا نشود
و یکدم از هوس کربلا جدا نشود
ــــــــــ
(1)مالک نام فرشته ای که نگهبان دوزخ است
(2)رضوان نام فرشته ای که خازن بهشت است
(3)روایت است که خدا هنگام میلاد امام حسین به مالک دوزخ دستور داد به میمنت ولادت امام حسین از لهیب دوزخ بکاهد و به خازن بهشت(رضوان)فرمود تا بهشت را از همیشه معطر و خوشبو سازند
(4)درروایات آمده است که قابله امام حسین زنی بهشتی بنام لعیا بوده است(قابله لعیاوامه زهرا)
(5)همچنین آورده اندقنداقه امام را بعداز ولادتش به آسمان بردند
(6)در روایات آمده است فرشته ای بنام (فطرس) دربعضی جاها بنام (دردائیل) بالهایش در روز ولادت امام حسین شفا یافته است.
***
شاعر: علی شهودی
ترکیب بند میلاد امام حسین (ع) -(که ! دیده است حلول ستاره جان را)
*******
که ! دیده است حلول ستاره جان را
شکفتن گل زیبای باغ ایمان را
به افتخار که ! ایزد به مالک دوزخ (۱)
سپرده تا بنشاند لهیب نیران را
و یا به خازن رضوان خویش فرموده است (۲)
که از همیشه معطر کنند رضوان را
کدا م مرغ بهشتی بخاک آمده است
که بوی شهپر او مست کرده بستان را
مگر بهشت نهان آشکار می گردد
که شور و شوق گرفته است کون و امکان را
چه روی داده که انبوهی از ملائک عرش (۳)
گرفته راه سرای رسول خوبان را
چه سرنوشت غریبی مگر رقم زده اند
معادلات بشر را چنین بهم زده اند
نظام هندسه از هم دوباره می پاشد
هزار قاعده با یک اشاره می پاشد
هزاره لب و فریاد می شود آغاز
سکوت گنگ زمین را هزاره می پاشد
به طرز تازه ای از عشق جمله می سازند
نهاد هرچه نهاد و گزاره می پاشد
زمین منجمد از خواب می پرد خورشید
بخاک یخ زده بذر بهاره می پاشد
هزار یوسف مصری بسجده می افتد
بساط دلبری از هم دوباره می پاشد
کدا م شا د قد سی به راه افتاده است
که کهکشان به قدومش ستاره می پاشد
و شعر این صدف باردار زیبایی
به پای حضرت گل استعاره می پاشد
زمان به لحظه موعود میشود نزدیک
به آن سپیده مسعود می شود نزدیک
سپیده ای که پر از بوی یار خواهد شد
پر از تبسم سبز بهار خواهد شد
سپیده ای که سر از جیب آب خواهد زد
به ظهر خون و عطش رهسپار خواهد شد
تمام گونه شب را به نور خواهد شست
هزار مهر به پایش نثار خواهد شد
سپیده ای که طلوعش نوید آزادی است
و مایه شرف روزگار خواهد شد
و با گذشت زمان مثل کوه شوکت او
از او که دور شوی آشکار خواهد شد
سپیده می رسد از شوق می زند فریاد
که: خانه کرمت ای گل رسول آباد
دوباره می رسد از راه سوم شعبان
دوباره می شنویم از نسیم بوی جنان
دوباره دست خدا شاهکار دیگر کرد
چه شاهکار عظیمی بخلقت انسان
همان پدیده سرخی که طرح نو افکند
و در زمان خودش شد سرآمد دوران
سخنوران زمانه لب از سخن بستند
شدند خیره به لبهای ناطق قرآن
و موج موج عطش درشریعه ها پیچید
به پای بوسی اش آمد فرشته باران
و از تموج نور جمال او خورشید
نقاب شرم به رخسار خویش زد پنهان
شکوفه زد گل سرخی بگلشن زهرا
که رشگ باغ جنان گشت دامن زهرا
دوباره رایحه ای بر مشام جان پیچید
نسیم عطر ولایت به هر کران پیچید
بهم رسید دونور چراغ لم یزلی
ندای (نورٌ علی نور ) درجهان پیچید
گرفت قابله عرش حسن هستی را (۴)
تن مقدس او را به پرنیان پیچید
فرشتگان تن اورا به آسمان بردند (۵)
نشور و شور قیامت در آسمان پیچید
برای نام نهادن به مصطفی دادند
بگوش مصحف گل نغمه اذان پیچید
بنام نامی ایزد حسین نامیدش
که نامور شد و نامش به هر زبان پیچید
مدینه شاهد این رویداد زیبا بود
مدینه کعبه دلهای ناشکیبا بود
مدینه می زده بود و مدام می رقصید
شکفته بود گل صبح و شام می رقصید
صدای چنگ و چگور از مدینه برمی خاست
به مکه می شد و بیت الحرام می رقصید
و فطرس آن ملک رانده گشته از درگاه (۶)
بشوق دیدن روی امام می رقصید
صدای سرخ شهامت بگوش می آمد
و ذو الفقار علی در نیام می رقصید
گرفته بود جهان را نوید آزادی
و کربلا بهوای قیام می رقصید
دمیده بود از آغوش فاطمه خورشید
زمانه بود علی را بکام می رقصید
پرنده در چمن و مه در آب وگل درباغ
گلاب در قدح و می بجام می رقصید
برقص آمده بود آب و باد و خاک، آتش
خلاصه اینکه زمین یک کلام می رقصید
رسید و رحل اقامت به عز و ناز افکند
تمام حجم زمین را ببوی خویش آگند
قدم نهاد بخاک و زمین بهاری شد
هزار باغ نهان سبز در صحاری شد
جزیرة العرب از شوق یار شد لبریز
برای وصف رخش نخلها قناری شد
به احترام نگاهش به هرکجا
نگریست هزار چشمه ناب وزلال جاری شد
همان پدیده سبزی که سرخ شد روزی
به سیر باغ سنان پر کشید و قاری شد
گل محمدی آن زیب گلشن توحید
بباغ فاطمه قد می کشید و می بالید
و رفته رفته دلش بیقرار می گردید
بزرگ می شد و محبوب یار می گردید
به جمع دلشدگان الست می پیوست
شهادت از می لعلش خمار می گردید
ببین جلالت او را که موقع بازی
بدوش جد بزرگش سوار می گردید
همیشه جد بزرگش گرامیش می داشت
و از مشاهده اش بیقرارمی گردید
(حسین منی انا من حسین) می فرمود
و گاه چشم دلش اشگبار می گردید
و سرنوشتش با اشگ وخون گره می خورد
همیشه اشگ بنامش نثار می گردید
نظر به عارض ماهش هر آنکه می انداخت
همان به نظره اول شکار می گردید
دعا برای اجابت دو دسته گل کم داشت
دو پنجه ای که مکمل به چار می گردید
دو دست کوچک او عرش را تکان می داد
و کار در کف او شاهکار می گردید
نگین خاتم جان می دمید همچون مهر
جهان به دور سرش حلقه وار می گردید
و آب از لب او شهد ناب می نوشید
هوا به نکهت او مشکبار می گردید
وطرح جامع یک انقلا ب را می ریخت
و خاک از نگهش باردار می گردید
زمین باکره آبستن عطش می شد
زمان مصادف با انفجار می گردید
بگو به فاطمه : بانو دلت بهاری باد
که از قدوم گلت قلب عاش
سرود و شور میلاد حضرت عبدالعظیم حسنی علیه السلام -(روی لبا زمزمه یا سیدالکریم)
***
روی لبا زمزمه یا سیدالکریم
گل گل فاطمه یا سیدالکریم
هر چی بگم من از مقام تو باز کمه یا سیدالکریم
پادشاه تهرانی
تو روحی و ریحانی
کریمی و از نسل
پاک حسن جانی
قبله ی دلهایی
تو دوای دردایی
به قول امام هادی
کربلای مایی
ارادت ما ایرونیا،به تو از قدیمه
برای ما شاه شهرری،شاه کریمه
دل کبوتر رو گنبدِ،عبدالعظیمه
(خوش اومدی آقا،ای گل مجتبی)
بند دوم
عزیز و بزرگوار یا سیدالکریم
به امام هادی یار یا سیدالکریم
به ضریح تو گره خورده دل بیقرار یا سیدالکریم
سفیر امامی تو
قمر تمامی تو
حاتمه گدات چونکه
والا مقامی تو
عبد خداوندی
به هادی پابندی
محقق اسلام و
مرد دانشمندی
ارادت ما ایرونیا،به تو از قدیمه
برای ما شاه شهرری،شاه کریمه
دل کبوتر رو گنبدِ،عبدالعظیمه
(خوش اومدی آقا،ای گل مجتبی)
***
شاعر: امیرحسین سلطانی
|⇦• ذکر توسل و روضه ویژۀ ورود حضرت معصومه سلام الله علیها به شهر مقدس قم و شهادتِ حضرت ، به نفسِ حاج سید محمد جوادی •✾•
┅═❁•○◉♡◉○•❁═┅
【توجه】:
جهت استفاده ، متون حتماً به همراه صوت در اختیار دیگران قرار گیرد.
┅═❁•○◉♡◉○•❁═┅
محملت با وقار می آمد (بی بی جانم ..)
سبز تر از بهار می آمد
وه! عجب خوش خرام می آمد
با شکوهِ تمام می آمد
محملت بود و … خیلِ استقبال
کم محلی نشد زبانم لال
*بعضیا انگاری هنوز خودشونو به جلسه نرسوندن ، برا اونا آروم آروم میخونم .. فقط بدونید ما ایرانیا جلو فاطمه سربلندیم .. چه تشییع امام رضا .. چه استقبالِ بی بی معصومه کم نزاشتیم .. بگم ناله بزنی ؟ ..*
دم قم گرم! سربلند شدیم
ازدعایِ تو بهره مند شدیم
*هرجا نشستی زمزمه کن .. نفس بزن .. امام رضا به مهمونایِ خواهرش خوش آمد میگه انقده جمعیت اومد .. هیچ کسی دست خالی نیومد .. انقدر گل به قدمایِ خانم ریختن ..*
دم قم گرم ! احترام گذاشت
هرچه گل داشت ، رویِ بام گذاشت
*رفقا ، خوش به حالتون برا این بی بی بلند گریه می کنید ..*
با مَحارم به قم رسیدی ، شکر
دمِ دروازه ای ندیدی ، شکر
*بهترینِ جایِ قم بردن اسکانش دادن .. بردنش بیتُ النور .. میگن اون محلُ از همه طرف قُرُق کردن .. گفتن مردا اینجا حق ندارن تردد کنن .. (خودشو که نه نه) ، نکنه از دور سایه شُ ببینن .. ای روزگار ..*
قم کجا کوفۀ خراب کجا
تو کجا زینب و رباب کجا
ساربان محملت عجول نراند
چادرت زیرپایِ شمر نماند ..
شاعر : #وحید_قاسمی
شام بلا تیره تر از شام بود
شام فقط سنگِ لبِ بام بود
شام فقط طعنه و دشنام بود
آل رسول و ملاءِ عام بود ..
*زینبی که کسی سایه شم ندیده بود حالا همه دارن تماشاش میکنن .. حالا داره میگه :*
حسین ..
خبر داری مرا بازار بردن
میانِ مجلسِ اغیار بردن
*از دمِ دروازه تا دمِ قصرِ اون ملعون راهی نبوده ، اما طول کشید .. اونجا هم که رفتن زینب چی گفت .. :*
نزن ..
ببین که دندوناش شکسته ..
*سادات معذرت میخوام ، دَخَلَتْ زَيْنَبُ عَلَي ابنِزِيادٍ وَ عليها اَرْذَلُ ثِيابِها وَ هِيَ مُتَنَکِّرَةٌ ..*
زینب کجا و مجلسِ نامحرمان کجا
مِضمار و چنگ و نای ، حضور رباب خواست
کلثوم چاک داد ، گریبانِ صبر را
پس دفع ظلم ، از پدرش بوتراب خواست
کای «شحْنهُ النَّجف»! نظری سویِ بیکسان
بنْگر یزید ، خانۀ ایمان ، خراب خواست
شاعر: #محزون_گیلانی
تو بی كسم شدی و منم بی كست شدم
از تل تو را نديدم و دلواپست شدم
پنجاه سال خواهری ام را چه ميكنی؟
احساس هایِ مادری ام را چه ميكنی؟
مانندِ دخترانِ تو طاقت نداشتم
گفتی نيا به جان تو طاقت نداشتم
وقتي كه پيكر تو زمين گيرِ نيزه هاست
زينب تمام زندگی اش زيرِ نيزه هاست
خواهر بميرد آه دگر دست و پا نزن
تنگ است جات مادرمان را صدا نزن
شاعر : #علی_اکبر_لطیفیان
بابُ الْحَرَم پایگاهِ متنِ روضهBabolharam Javadi.mp3
زمان:
حجم:
28.86M
|⇦• ذکر توسل و روضه ویژۀ ورود حضرت معصومه سلام الله علیها به شهر مقدس قم و شهادتِ حضرت ، به نفسِ حاج سید محمد جوادی •✾•
┅═❁•○◉♡◉○•❁═┅
مدح و توسل ویژۀ 4 ربیع الثانی میلاد سیدالکریم حضرت عبدالعظیم الحسنی به نفس استاد حاج منصور ارضی -(در سخن روحِ تازه می خواهم)
***
در سخن روحِ تازه می خواهم
از حسن جان اجازه می خواهم
لب گذارم به پنچه هایِ ضریح
صحبت از تو کنم نگارِ ملیح
السلام ای ارِ این وادی
عاشقی را تو یادمان دادی
ای بلندای عشق قامت تو
ای سلام خدا به ساحت تو
خاک بوس سیادت تو زمین
جایگاهت ولی به عرش برین
آسمانیترین مسافر خاک
قدر و شان تو کی شود ادراک
ای ذراری حضرت زهرا
بندهٔ با ارادتِ زهرا
افتخارت همین بس ای والا
باشی از نسلِ سیدالنُّجبا
بس که بودی تو فاطمه سیرت
مصطفایی منش ، علی صولت
در سماوات چون ستاره شدی
تو اباالقاسمی دوباره شدی
ذکر تحلیل با تکانِ لبت
چشمهٔ نور در نماز شبت
ای هدایت گر هدایتها
راویِ صادقِ روایتها
بس که در عشق مستدامی تو
دست بوس چهار امامی ت
اعتقادت ز بس که بنیادی است
صلهاش لطفِ حضرت هادی است
بهر تحسینتان بگفت آقا
انت انت ولیّنا حقا ...
تو صفا بخش دین و آیینی
عزتِ سرزمین باکینی
آبرودار خاک مایی تو
صاحب ملک خون بهایی تو
ملکِ ری از تو آبرو دارد
پای تو هستِ خویش بگذارد
بس که در رتبه ت عظیمی تو
حضرتِ سیدالکریمی تو
قبلۀ خاک ما شده حرمت
چشم امید ماست بر کرمت
ای قرار دل هوایی من
مرهم زخم کربلایی من
ای به دل دادگان تو نورعین
ای نگار همیشه شکل حسین
کویِ تو رنگی از خدا دارد
خاک تو بویِ کربلا دارد
ای فرستادۀ رسول الله
جانب خون بهای ثارالله
تویی آن یار بی قرین دلم
هر شب جمعه همنشین دلم
با علی عهد عشق بستی تو
سفرهدار کمیل هستی
***
شاعر: قاسم نعمتی
قبله تهران(ری ز وجودت شدست قبله تهران)
***
قبله ی تهران
ای که شهیری تو در سراسر ایران
ری ز وجودت شدست قبله ی تهران
در مه دوم ربیع و روز چهارم
ماه رخت سرزده چو ن مهر فروزان
ای مدنی زاد ز اولاد پیمبر
بیت حسن را تویی گوهر رخشان
عبد عظیمی برای رب عظیمت
ابن کریم هستی وکریم کریمان
تو حسنی زاده ای وحسن تمامی
عالم دین خدا و یار امامان
کرببلایی شود هرآنکه نماید
طوف حریم تو ای سرور خوبان
حاجت خود هرکه در پیش تو آرد
زود روا می شود به درگه احسان
معتبر است خاک ری به خاک قدومت
مفتخرست اهل ری به همچو تو مهمان
شعر :اسماعیل تقوایی
***
سرود میلاد حضرت عبدالعظیم(ع) -(موسم میلاد سیدالکریم آمد)
***
سرود میلاد حضرت عبدالعظیم(ع)
سبک: شب به گلستان تنها منتظرت بودم
موسم میلاد سیدالکریم آمد
ترانه خوان شد بلبل عبدالعظیم آمد
ز کنیه اش احسان و جود و سخا پیداست
ز یمنش امشب در ری شور و شعف برپاست
ای کز قدمت دشت و دمن ها شده گلشن
چشم همه از نور وجودت شده روشن
قربان صفایت عالم به فدایت
خوش آمدی آقا خوش آمدی آقا
جن و ملک گردیده ریزه خور خوانت
ابن الرضا در وصفت گشته ثنا خوانت
لباس زهد و تقوا اگر به تن داری
خوشا به حالت ارثیه از حسن داری
ای صحن و سرای تو پر از عزت و شوکت
می باره ز خاک حرم جد تو غربت
قربان صفایت عالم به فدایت
خوش آمدی آقا خوش آمدی آقا
من که دلم سرمست صحن و سرای توست
شنیده ام اینجا هم کرببلای توست
خودت که می دونی من چقدر گرفتارم
خوب می دونی دلتنگ صحن علمدارم
آروم می گیرم وقتی دلم پر شور و شینه
من زار به ری وقتی کمن زار حسینه
قربان صفایت عالم به فدایت
خوش آمدی آقا خوش آمدی آقا
***
Karimi-ArbaeinHosseini1395[05].mp3
زمان:
حجم:
4.14M
شورخوانی
حاج محمودکریمی
#دستگاه_همایون
شورخوانی
اربعین
به مناسبت ایام اربعین حسینی بشنوید قطعه دلنشینی از حاج محمود کریمی در دستگاه همایون، قالب این شورخوانی در گوشه بیداد همایون اجرا شده است.
✅ دستگاه همایون دستگاهی محزون و کاربرد زیادی در تمامی قالبهای مداحی از روضه_خوانی تا سینه زنی و حتی با وجود حزنی که دارد با تغییر ریتم کار میتوان در مولودی_خوانی هم استفاده کرد.
4_5825652636241626586.mp3
زمان:
حجم:
5.2M
.
سبک شعر:
#شور_احساسی
متن شعر:
به موقع تشییع جنازم
مداح:
#کربلایی_حسن_عطایی
🌺🌺🌺🌺🌺🌺🌺🌺🌺
بند اول
به موقع تشییع جنازم
به پیرهن مشکیم مینازم
تو خونه ی قبرم یا حسین
یه ضریح شش گوش میسازم
خاکم نکنین بزارین اربابم برسه
اونیکه واسم همه کسه اونیکه واسم همه کسه
خاکم نکنین دلم فقط آقامو میخواد
امام رضا قول داده میاد امام رضا قول داده میاد
حسین
🌺🌺🌺🌺🌺🌺🌺🌺🌺
بند دوم
نوکرت با کفن بیگانست
بکشین روی من بوریا
وقتی که میخوام جون بدم
رومو بکنین به رو کربلا
یادم نمیره سحرای ناب روشنی رو
بین الحرمین سینه زنی رو بین الحرمین سینه زنی رو
یادم نمیره شبای باروونیه زیارت
زیر قبه لحظه ی اجابت زیر قبه لحظه ی اجابت
حسین
@emame3vom
🌺