به سر من عجب شوری و توی دلم عجب حالیه
جای مدافعان حرم شب ولادتت خالیه
یار حسین دلدار حسین تویی همه کس و کار حسین
ای اول علمدار حسین
زینب زینب به اریکه دل حاکم
زینب زینب عقیله بنی هاشم
هم قهرمانی زهرا نشانی ای روح با ایمان
جانیم سنه قربان
****
دوباره دلا بی قرارن که فاطمه دختر اورده
همه میگن برا حسینش خدایی یه لشکر اورده
نور دلم ای شور دلم با وجود تو مسرور دلم
عاشقت همه جوره دلم
زینب زینب الگوی وفا بانو
زینب زینب هر دردد با بانو
هم قهرمانی زهرا نشانی ای روح با ایمان
جانیم سنه قربان
****
تو اومدی و نور خورشید با نور نگاه تو کم شد
علم سرخ زینبیون میون اسمون علم شد
عشق منی به قربان تو ام غلام پیرغلامان تو ام
دیوونه حسین جان تو ام
زینب زینب ای روح دعا زینب
زینب زینب ناموس خدا زینب
هم قهرمانی زهرا نشانی ای روح با ایمان
جانیم سنه قربان
💐🌱💐🌱💐🌱💐🌱
#یک فرشته به شکل بشری
#مولودی حضرت زینب سلام الله علیها
یه فرشته به شکل بشری
اومدی از حسین دل ببری
دلدار حسین دلدار حسن
تکرار علی در هیبت زن
کوچه های مدینه نذری می دن
نور خدا رو رو دستای تو دیدن
دلدار حسین دلدار حسن
تکرار علی در هیبت زن
همه عالم تو دستای تو إ
برکت تو قدم های تو إ
توی قلبت حسین جای تو إ
هم زینبی و هم جان حسین
هم خواهر و هم جانان حسین
شونه به شونه همیشه با حسینی
تو تنها راه رسیدن به حسینی
دلدار حسین دلدار حسن
تکرار علی در هیبت زن
سایه ی تو همیشه رو سرم
پر شوقه دو تا چشم ترم
شب میلاد سالار تو إ
بیام سمت حرم
معنا شده با تو واژه ی عشق
دلبند علی بانوی دمشق
مریم و حوا کنیزای تو هستن
بهجت و قاضی پای درست نشستن
دلدار حسین دلدار حسن
تکرار علی در هیبت زن
🌺🍃🌺🍃🌺🍃🌺🍃
─┅══༅࿇༅ ❃﷽❃ ༅࿇༅══┅─
روایت حاجمیثممطیعی از فتنه ۹۸
[قم/ حرم حضرت معصومه (سلام الله علیها)]
با نوای: حاج میثم مطیعی
تاریخ: چهارشنبه ۹۸/۰۸/۲۹
باز هــم فتنــــه ! امان از فتنــــه های رنگ رنگ
باز هم کشــــتار و غــــارت، باز ســوغات فرنگ
میهن مــن! باز زخـــــــم از نابرادر خورده است
گرم جنگ رو به رو،ازپشت خنجر خورده است
حـــرف دارد با دل ما، قــــــدر یک تاریخ حرف
سرخی خـــون شـهیـدان بر سپــیدی های برف
باز هــــم ابلیـس، از صــــــورت نــقاب انداخته
جاهلـیت شــــعـله بر جــــــان کـتـــاب انداخته
خاک میهن! باز هم جسـم شـهیدی سهم توست
شرحــه شــرحه پیکر سرو رشیدی سهم توست
باز با کــــبریــــــت دشــــــمن آتشی افروخـتند
در میان شعله دیـــدم خشـک و تر میسـوختند
چیســـت کار و بـار دوزخ زادههــا؟ آتــش زدن
دزدی و کشـــتار و قـــــــرآن خـــــدا آتش زدن
باز هم خــــون،،، خـون پاک لاله بر چنگال گرگ
برنگــشـــتـنهای سـنگـــین پـــــدرهای بــــزرگ
باز هم خــــوش رقـصــــــی باروت ها در بادها
کُشــــــــتهســـازیهای هــــالیـــــوودی جلادها
این طـــــرف نابــــود شــــد دارایـی نانآوری
آن طرف خــاکســـتری ماند از جــــهاز دختـری
باز از داغ شـــــهیدان ســــینه ها غــــوغا شده
آه از آن نوزاد یک ماهـــــه کـــــه بی بابا شده
در گلومان خشـــک شـد فـــریادهای اعـــتراض
در هجوم های و هو گم شد صـــدای اعــتراض
در کمـــین بودند گــرگان، فتنه در ســر داشتند
خــوابهایی دیـده بودند و ســـــر شـــر داشتند
خواب میدیدند هـر قشــــری به میــدان پا نهد
هر گـروهـی با شــــــعاری در خـــــیابان پا نهد
این یکی فــــــریاد استـــعفای دولت ســـر دهد
آن یکـی در آتــــــــش تعطیــلـی مجـلـس دمـد
هر یکی چــــــیزی بگوید، حق و باطل گم شود
موجـــی از ســــــردرگمی ها قسمت مردم شود
خویش را در خیل مــــــردم جــــا دهد آشوبگر
یعنی از مـــــردم بگــــیرد جان و از مردم، سپر
آتشی خـــیزد که خــــــاموشی نگــــــیرد سالها
کیــــــنه هایی که فـــــراموشی نگیــــرد سـالها
صبح یکشــنبه کلامی روی آتـــــش آب ریخـت
فتنه را دیدم که حیران و هـــراسان میگریخت
تا صــــف مــــردم از اين آشفــتگی ها دور شد
اغتشـاشی کــور بر جـــــا ماند و فتنه کور شد
باز هــــم از فتــــــنهی قابیل رد شــــد کاروان
با تـــولای علـــی از نــــیل رد شــــــــد کاروان
فتنه رفت و فتنه گردان، غرق رسواییش ماند
انقلاب ما در اوج اقــــــتــدار خــــویــش ماند
با کلامی مختصـــــر نیــرنگشــــان بر باد رفت
خــرج های چـنـد ســــال دشــمنان بر باد رفت
گـرچه بعضی ازخودی ها آن زمان دلخورشدند
از ســـوال و شــــبهه و نقــــد و تأمل پر شدند
از چــه رو آقا خودش را خــرج دولت کرد باز؟
خــویـش را آمــاج تیـــغ طعن و تهمت کرد باز
غـافل از این که چه جنگی پشت این صحنه به
پاست
در کمین گاهندگرگان لحظه ای غفلت خطاست
ادامه👇
خضر راه است او، دگر چون و چرا کردن چرا؟
نور ماه اسـت او، تو راه از چاه بشــناس و بیا
از ریاض و لنــدن و پاریس ایـــن آتــش رسید
دود آن هم میــرود در چشمشان، خواهند دید
حاجــــیـان بار بســــته جــانــب میقات غرب!
چیست جزتحریم وآشوب وبلا سوغات غرب؟
با صــف اول نشــــینان فـاش میگـــــوییم راز
اعتــراض ما ســــر جــای خودش باقیست باز
اعتــراض ما به سستی های تدبیـــــر شماست
از گرانیها، از این شـش ســــال تأخیر شماست
مـــــردم آرام مـــا از ایــــن تلاطـم دلخـــورند
دلخوشـان بازی برجــــام! مــــردم دلخــــورند
از معطل کـــــردن کشـــــور ســـــر میـز فریب
که نشد از آن بجز تحـــــریم روزافزون نصیب
دم به دم از گفتگـــــو با اجـنــــبی دم میزنیــد
پس چـــــرا در گفتگـــــو با مردم خود الکنید؟
مـــردم مـــا از تکبـــر، از تــورم شــــــاکی اند
از لجوجــــان ســــیاست باز، مــردم شاکی اند
نسـل آدم تا قیــامت، ایمـــن از قابـــیل نیست
بافریدونی که خودضحاک شد تکلیف چیست؟
طعنه بر دســــت عدالت می زند قارون عصــر
مردمـان را خرد و کوچــک دیـده از بالای قصر
باز گـــــــــردید آی... ای دلـــدادگان آمــــــریکا
راه حل اینجــا سـت آری در همـــین ایــران ما
وای بر آنان که دل دارند با دشـــــمن گـــــــرو
حشــر آمـریکاپرســـتان با تــرامــپ و پومپئو!
هرکه خاک این وطـن خــرج قـمار خویش کرد
باخت و یک عمــــر بدبختـی نثار خویش کرد
جـان مولا با ولی این عهـــــد و پیمان مشکنید
این نمک خوردید صد بار، این نمکدان مشکنید
هرکه با خــــوبان خیانت کرد سیلی می خورد
فاسـد اینجــــــا بی برو برگــرد سیلی میخورد
گردنه در گــردنه ایــــــن راه هم طی می شود
آخـــــر هــر فـتنه ای اینجـــــا نه دی می شود
با چـــــراغ لاله ها ایـنک ره ما روشـــــن است
راهــیان صـــبح میـدانند فـــــردا روشـن است
نوبه نو با هـر شـــهیدی عهـــــد ما تجدید شد
راه سبز ما به خـــــون سـرخشان تمـــدید شد
باز دل، چشـــــم انتظاری را روایــــت می کند
صـاحبــی داریــم ما، مـــا را هــــدایت میکند
جان هستی اوست باید بگذریم ازجان خویش
تا ظهـــورش برنگـــردیم از سـر پیمان خویش
─══༅༅༅࿇༅༅ ❃༅࿇༅❃ ༅༅࿇༅༅༅══─
|⇦•منصوره و راضیّه...
#قسمت_اول/روضه و توسل به حضرت زهرا سلام الله علیها اجرا شده در ایام فاطمیه سال۱۴۰۰ به نفس سیدمهدی میرداماد•✾•
●━━━━━━───────
⇆ㅤ ◁ㅤㅤ❚❚ㅤㅤ▷ㅤㅤ ↻
"اَلسَّلامُ عَلَيْكِ أَيَّتُهَا الصِّدِّيقَةُ الشَّهِيدَة،اَلْحَوْراءُ الْإِنْسِيَّة،اَلرَّضِيَّةُ الْمَرْضِيَّة، اَلتَّقِيَّةُ النَّقِيَّة، اَلْفاضِلَةُ الزَّكِيَّة، اَلْمُحَدَّثَةُ الْعَلِيمَة،اَلْمُضْطَهَدَةُ الْمَقْهُورَة..."
منصوره و راضیّه و مرضیّه و زهرا
معصومه و نوریّه و صدّیقۀ کبری
حنّانه و هانیّه و ریحانه و کوثر
اِنسیّه و حوریّه و اِنسیّۀ حَورا
*مادر! فداي تك تك اساميِ تو بشم، چه جوري صدات بزنم؟ با هر اسمي با هر عنواني، هر چي بگم، آخرش دلم ميخواد بگم: مادر!...*
حنّانه و هانیّه و ریحانه و کوثر
اِنسیّه و حوریّه و اِنسیّۀ حَورا
اینها همگی فاطمه هستند ولی نیست
محبوبیت فاطمه محدود به اینها
مادر که نه! بالاتر از اُمُّ الحَسنِین است
دختر که نه! بالاتر از آن، اُم اَبیها
فردوس برین، باغ بهشت است به صورت
فردوس برین خانۀ زهراست به معنا
پیچیده در آن عطر بِه و یاس و گُلِ سرخ
بیرون زده از پنجرهاش شاخۀ طوبی
*كجا ميتوني همچين خونه اي پيدا كني؟ خانه اي كه پيغمبر تمام قد بايسته مقابلِ اين در و ادب كنه، بگه:" السَّلامُ عَلَيْكُمْ يا أهلَ بَيْتِ النُّبُوَّة" كجا ميتوني همچين خونه اي پيدا كني؟ كه جبرائيل و عزرائيل و ميكائيل ميخوان بيان داخل بايد اجازه بگيرن...*
پیچیده در آن عطر بِه و یاس و گُلِ سرخ
بیرون زده از پنجرهاش شاخۀ طوبی
*البته اين روزا ديگه توي اين خونه بويِ اين عطرها نميآد، فقط بوي دود و آتش ميآد، فقط بوي غربت و تنهايي علي ميآد، خونه ي بي فاطمه خونه نيست، زندانِ برا علي، خونه ي بي مادر خونه نيست، ماتمكده است...*
روزی که بخندد همۀ شهر بهاریست
آن شب که بگرید، شبِ عالم شب یلدا
#شاعر محمدحسين ملكيان
*اين روزاي آخري علي آرزو داشت زهرا يه بار بخنده، زينب آرزو داشت يه بار ديگه مادر بخنده...خدا نكنه مادري تو خونه گريه كنه؛ خدا نكنه مادري تو خونه دلش بشكنه، ديگه اون شب شبِ يلداست، صبح نميشه... مادر كه نباشه همه چيز متلاشي ميشه، قربون اون مادري برم كه جوان رفت، چهارتا بچه قد و نيم قد رو گذاشت برا علي و رفت...هيچ كسي مثل علي نميتونه برا ما روضه بخونه، امام سجاد وقتي ميخواد خودش رو توي شام معرفي كنه اينجوري معرفي ميكنه: "اَنَا اَصبَرُ الصّابرين" من پسر كسي هستم كه توي صبر سرآمدِ همه است، يعني براي صبر يه قله در نظر بگير، علي رويِ قله است... يه موقعي يه نفر تواني نداره، چاره اي نداره، مجبورِ صبر كنه، يه موقع يه نفرعلي است، اسداللهِ الغالبِ، قهرمانِ بدر و خيبر و اُحدِ، يه ضربه ي شمشير علي بالاتر از عبادتِ جن و انسِ، ميتونه با ذوالفقارش دودمانشون رو به باد بده، اما مأمورِ كه صبر كنه، اواخرِ عُمر پيغمبر، پيغمبر فرمود: خونه رو خالي كنيد، با علي كار دارم، سلمان ميگه: علي رو صدا كرد، شروع كرد دستِ علي رو فشاردادن، عهد ميگرفت از علي، هر چي پيغمبر ميگفت، علي ميگفت: چشم، صبر ميكنم، حقِ تو رو غصب ميكنن، چشم صبر ميكنم، حكومت رو ازت ميگيرن، چشم صبر ميكنم، يه مرتبه سلمان ميگه: پيغمبر يه جمله اي گفت، يه مرتبه ديدم علي با صورت خورد زمين، صورتش برافروخته شد، چي گفت: پيغمبر؟ اونايي كه ناله دارن، علي جان! بايد با چشمات ببيني فاطمه ات رو توي كوچه هاي مدينه ميزنن، بايد ببيني قنفذ يه طرف، مغيره يه طرف...
حالا ميخوام از زبانِ علي روضه بخونم:*
تو اُفتادی ز پا اما، علی رو، رو به راه کردی
دیدی آخر تو این خونه، پایِ تابوتُ وا کردی
*باورم نميشد بعد از نُه سال تابوت بياد تويِ خونه ي علي..*
آیة الکرسی
به نظم فارسی 👌
نباشد جز الله پروردگار
که حیّ است و قیوم آن کردگار 🌹
نگیرد خدا را کسالت فرا
نه هرگز بخواب اندر آید خدا 🌹
زمین و سماوات ، از آن اوست
همه ملک گیتی به فرمان اوست 🌹
به درگاه ایزد چه کس را سزاست؟
که سازد شفاعت مگر آن خداست 🌹
همه علم گیتیست او را به دست
به هر چیز کاید به هر چیز هست 🌹
به چیزی به علم یگانه الا
احاطه ندارد کسی هیچگاه 🌹
جز آنچه بخواند خدای نکو
که مردم بدانند از علم او 🌹
بود وسعت علم او بی کران
فراتر ز ارض است و هفت آسمان 🌹
ندارد بر او زحمتی حفظشان
علّی و عظیم است آن بی نشان 🌹