4_5796251218573527160.mp3
5.18M
واحد......
🥀🕊🥀🕊🥀
ای ذکر رایج والا مدارج
هرکی مریض داره بگه باب الحوائج
یا باب الحوائج
رو قله ی دل علمت ابوالفضل
منو ببر به حرمت ابوالفضل
کلید حل مشکلات ابوالفضل
همون دو دست قلمت ابوالفضل
(ای شه مشکل گشا یا ابوالفضل
بی دست کربلا یا ابوالفضل)2
ای سفره ی بزم پر برکت و فضل
ای ساقی لب تشنگان جانم ابوالفضل
ای جانم ابوالفضل
صاحب روز تاسوعا ابوالفضل
ذکر لب علم کشا ابوالفضل
آب میاره ساقی برات ابوالفضل
اگه بگی واعطشا ابوالفضل
(ای شه مشکل گشا یا ابوالفضل
بی دست کربلا یا ابوالفضل)2
مولانا عباس کارم با عباس
ناله ی اهل حرم جیب الماء عباس
لسکینه یا عباس
میگم عموم پهلوونه ابوالفضل
به خیمه آب می رسونه ابوالفضل
مشک و بگیر و زود بیا ابوالفضل
رباب دیگه نمی تونه ابوالفضل
(ای شه مشکل گشا یا ابوالفضل
بی دست کربلا یا ابوالفضل)2
🌴🌲🌴🌴🌲🌴
هرکی مریض داره بگه یا باب الحوائج😭😭😭
التماس دعا🤲
حاجت روا🤲
از کتاب مداحی نو حو علی الحسین
@navaye_asheghaan
🏴 #سبک_زمینه_امام_سجاد_ع
#هنوز_جلو_چشامه
❌شعر روایی❌
🏴بند اول:
هنوز، جلو چشامه، خاطره های کربلا
هنوز، می بینم آتیش، روی دامنِ خیمه ها
هنوز، داره میجوشه، روی خاکا خونِ خدا
هنوز، انگاری داره، میگه یه خواهر وا اخا
کربلا خیلی، ما رو آزردن
دست و پا بسته، شهره شام بُردن
هفت مصیبت به سره ماها آوردن
الشام الشام الشام
اول، با نیزه هاشون
دورمونو می بستن
حرمت اهل بیتو
با طبل و ساز شکستن
دوم، مقابل ما
نیزه ی شُهدا رو
گرفتن و اهانت
میکردن اون سرا رو
آه و واویلا
وای از این دنیا
🏴بند دوم:
یادم، نرفته هنوز، هلهله و بزم شراب
توی، مجلسِ یزید، خیلی ما رو دادن عذاب
یادم، نرفته هنوز، خیزرون و تشت طلا
می زد، به دندون و لب، جلو چشِ ما بی حیا
با حالِ مستی، ما رو داد آزار
سهمِمون میشد، خنده ی اغیار
هفت مصیبت رو سره ماها شد آوار
الشام الشام الشام
سوم، زنای شامی
از رو بام آتیش و آب
رو سرامون می ریختن
خیس و می سوختن اصحاب
چارم، از صُب تا مغرب
ما رو تو کوچه، بازار
با زنجیرا می بُردن
میون خیلِ اَنظار
آه و واویلا
وای از این دنیا
🏴بند سوم:
شده، این زهرِ کاری، توی جیگره من اثر
ولی میسوزم هنوز، از داغِ بابا و پسر
اونجا، که بابام اومد، رو سره علی اکبرش
می دید، پسرشو که، پاره شده بود پیکرش
اما سخت تر شد، بعد از عاشورا
شد شروع تازه، غصه های ما
هفت مصیبت، سره ما اومد واویلا
الشام الشام الشام
پنجم، با دستِ بسته
بُردن ما رو با خاری
دمِ محله های
یهودی و نَصاری
شیشم، با اسم بَرده
قیمت رو ما گذاشتن
هفتم، تو یک خرابه
ما رو نِگه میداشتن
آه و واویلا
وای از این دنیا
🎵📝: #یاحسین(طاها تحقیقی)
طبق روایتی امام سجاد (ع) به نعمان بن منذر مدائنی فرمود: در شام ۷ مصیبت بر ما وارد کردند که از آغاز اسیری تا آخر، چنین مصیبتی بر ما وارد نشده بود:
1⃣ستمگران در شام اطراف ما را به شمشیرهای برهنه و استوار کردن نیزه ها احاطه کردند و بر ما حمله می کردند و در میان جمعیت بسیار نگه داشتند و ساز و طبل می زدند.
2⃣سرهای شهداء را در میان کجاوه های زن های ما قرار دادند. سر پدرم و سر عمویم عباس (ع) را در برابر چشم عمه هایم زینب و ام کلثوم (ع) نگه داشتند و سر برادرم علی اکبر و پسر عمویم قاسم (ع) را در برابر چشمان خواهرانم سکینه (س) و فاطمه (س) می آوردند و با سرها بازی می کردند و گاهی سرها به زمین می افتاد و زیر سم سُتوران قرار می گرفت.
3⃣زن های شامی از بالای بام ها، آب و آتش بر سر ما می ریختند، آتش به عمامه ام افتاد و چون دست هایم را به گردنم بسته بودند، نتوانستم آن را خاموش کنم. عمامه ام سوخت و آتش به سرم رسید و سرم را نیز سوزاند.
4⃣از طلوع خورشید تا نزدیک غروب در کوچه و بازار با ساز و آواز ما را در برابر تماشای مردم در کوچه و بازار چرخاندند و می گفتند: «ای مردم! بکُشید این ها را که در اسلام هیچ گونه احترامی ندارند!»
5⃣ما را به یک ریسمان بستند و با این حال ما را در خانه یهود و نصاری عبور دادند و به آن ها می گفتند: این ها همان افرادی هستند که پدرانشان، پدران شما را (در خیبر، خندق و.. .) کشتند و خانه های آن ها را ویران کردند. امروز شما انتقام آن ها را از این ها بگیرید.
6⃣ما را به بازار برده فروشان بردند و خواستند ما را به جای غلام و کنیز بفروشند، ولی خداوند این موضوع را برای آن ها مقدور نساخت.
7⃣ما را در مکانی اسکان دادند که سقف نداشت و روزها از گرما و شب ها از سرما، آرامش نداشتیم و از تشنگی و گرسنگی و خوف کشته شدن، همواره در وحشت و اضطراب به سر می بردیم.
📚: تذكرة الشهداء ملاحبيب كاشاني
#شعر_روضه_اربعین
#خیز_از_جای
حق روضه ادا شود😭😭😭😭
خیزُ از جای و بین برادر جان
خواهرت بر مزارت آمده است
قد کمان نیمه جان به همراه
رأس تو از اسارت آمده است
خاطرم هست در همین گودال
غرق در نیزه بود کل تنت
دیدم از روی تل برادر جان
لحظه ی تلخ دست و پا زدنت
خاطرم هست لحظهای را که
شمرِ دون پنجه زد به گیسویت
پای او روی سینه ات بودو
خنجرش را فشرد بر گلویت
این چهل روز هر کجا رفتم
روی نیزه سر تو را دیدم
دیده ام ابر نو بهار شد و
بی صدا جرعه جرعه باریدم
بعد عباس و بعد تو دیدم
عصر روز دهم جسارت را
خورده ام تازیانه و سیلی
دیده ام خیمه ها و غارت را
آه از آن کوچه ی یهودی ها
از اهالی شهر شام بلا
هدف سنگها شدیم از بام
بین شادی و پایکوبی ها
روبروی رباب حرمله بود
یک نگاهی به حال زارش کرد
با اشاره به نیزه ی اصغر (ع)
با ولع آب زهرِ مارش کرد
😭
شمر میگفت آفرین ای ضجر
حق مطلب عجب ادا کردی
لگدت را به جا زدی احسنت
اشک در دانه در آوردی
😭😭
از رقیه نپرس حسین جانم
در خرابه ز بس که هق هق کرد
نیمه شب بس که ناله زد طفلی
عاقبت روی رأس تو دق کرد
◾️◾️◾️◾️◾️◾️◾️
نوحه حضرت رقیه سلام الله 🌴🍃
سبک : خوش اومدی تو از سفر بابا
نبودی از همه کتک خوردم
یه جوری زد که عمه گفت مردم
به خاطر تو طاقت آوردم
بابا بابایی۲ 😭😭
بیابونا نمیره از یادم
تو راه کوفه جون دادم
تو خواب من از رو ناقه افتادم
رو نیزه بودی. ۲😭😭
سه سالتو چقدر دادن آزار
گوشای خونیمو دیدی انگار
بذار بگم چی شد توی بازار
رو نیزه بودی ۲😭😭
مارو بهم دیگه نشون میدن
به زور النگوهامو دزدیدن
بابا نامحرما منو دیدن
بابا بابایی ۲😭😭
#امام_سجاد_زمینه
امام حسین هنگام وداع با امام سجاد فرمودند:
«يا وَلَدي بَلِّغْ شيعَتي عَنِّيَ السَّلامَ فَقُلْ لَهُمْ: إِنَّ أَبي ماتَ غَريباً فَانْدُبُوهُ وَ مَضى شَهيداً فَابْكُوهُ»
سی ساله گریه میکنم برای بابا
إِنَّ أَبي بِکربلا ماتَ غَريبا
قَتَلوهُ عطشانا ؛ طَرَحوهُ عریانا
در پیش چشمانم ؛ سَحَقوهُ عُدوانا
مظلوم حسین جانم ؛ مظلوم حسین جانم
.......
سی ساله سقا ببینم گریم میگیره
آب خوش از گلوی من پایین نمیره
کی میره از یادم ؛ بین دو نهر آب
بابای عطشانم ؛ با نیزه شد سیراب
مظلوم حسین جانم ؛ مظلوم حسین جانم
....
سی ساله ناله میزنم هر روز و هر شب
یادِ اسیری و گرفتاری زینب
این روضه آتش بر ؛ جان و دلم میزد
نامحرمی سیلی ؛ بر مَحرمم میزد
مظلوم حسین جانم ؛ مظلوم حسین جانم
........
سی ساله بازاره مدینه رو میبینم
بازارِ شام یادم میاد میسوزه سینهم
خیلی اذیت شد ؛ عمه سرِ بازار
دورش میرقصیدند ؛ تا آخر بازار
مظلوم حسین جانم ؛ مظلوم حسین جانم
03- zamineh.mp3
6.67M
🏴سبک زمینه یا شور شهادت حضرت امام زین العابدین علیه السلام و روضه ی کربلا
#زمینه_امام_سجاد_ع
#شور_امام_سجاد_ع
#کارم_شده_چهل_سال
🏴بند اول
کارم شده چهل سال/دعا و گریه زاری
دعا شده بهونه/مگه خبر نداری؟!
یه نیمه روزی کشتن/تو کربلا بابامو
همه برادرامو/عموی باوفامو
سراشونو بریدن و_رو نیزه ها کشیدن و
با نعل تازه ای خدا_روی اونا دویدن و
دیدم که میبرید سر و
دیدم زجه ی مادر و
دیدم هجوم لشکر و
خنجر به حنجر بابا رسیده بود
سر روی دامنه قامت خمیده بود
(مظلوم ابالشهید)
🏴بند دوم
کارم شده چهل سال/گریه برای شیرخوار
به این بهونه لعنت/به حرمله هزار بار
دیدم که اون دو ملعون/بهم اشاره کردن
سه شعبه چاره کردن/گلوشو پاره کردن
شاهد قبر کوچیکی_تو کربلا منم منم
شاهد راس کوچیکی_رو نیزه ها منم منم
دیدم که میکشم عذاب
دیدم که دارم اضطراب
دیدم شکایت رباب
گهواره خالی و نجوای لای او
در بین ازدحام مُردم برای او
(مظلوم اخالشهید)
🏴بند سوم
کارم شده چهل سال/گریه واسه اسارت
یادم نمیره بزمه/حرامی و جسارت
کوچه به کوچه رفتم/محله ی یهودی
از اونجا یادگاری/دارم فقط کبودی
چشای بی حیا بود و_خنده ی شامیا بود و
سر بابامو میدیدم_که زیر دست و پا بود و
دیدم که میکشم عذاب
دیدم سر به خون خضاب
دیدم بزم می و شراب
میزد به لعل گل با چوب خیزران
لعلی که بوسه زد جدم نبی بر آن
(مظلوم ابالشهید)
🎤با نوای زیبای کربلایی رضا غیاثی
🎪هیئت محبان امیرالمومنین ع
🎪قدمگاه امام رضا ع_دزفول
✍️کربلایی امیرحسین سلطانی
بند دوم_امام اهل یقین.mp3
442.1K
🏴سبک شور آقا امام زین العابدین علیه السلام
#شور_امام_سجاد_ع
#امام_اهل_بکا
🏴بند اول
امام اهل بکا،آلاله ی کربلا
زینت سجده کنان،روح عبادت،دعا
امین ارض و سما،مخزن سِرّ خدا
چهارمین نور حق،وارث خون خدا
حضرت سجاد،چراغ راه دین
حضرت سجاد،ماه فروزنده
حضرت سجاد،کن نظری بر ما
حضرت سجاد،شاهی و ما بنده
یا علی بن الحسین
🏴بند دوم
امام اهل یقین،معنای نور مبین
مدح تو گفته خدا،یا سیدالساجدین
صحیفه ی تو شده،راه نجات همه
به تو سلام و درود،ای پسر فاطمه
حضرت سجاد،سیدنا مولا
حضرت سجاد،ما قطره تو دریا
حضرت سجاد،شده به نطق تو
حضرت سجاد،پاینده عاشورا
یا علی بن الحسین
🙏التماس دعای خیر
✍♩کربلایی امیرحسین سلطانی
خونابههای لبتو میشورم با اشکام بابا
خاکسترای سرتو میگیرم با دستام بابا
خدا نگهدار عمه رو اگه نبود میمردم
سپر برای تنم میشد وقتی کتک میخوردم
باشه بذار چشام تو غربت بباره
باشه بذار بگن که بابا نداره
کجایی بابا شده نماز من شکسته
کجایی بابا شده قیام من نشسته
کجایی بابا ببین تیممم به روی خاک صورتت با دست بسته
ای بابا حکایتی شده مویم
ای بابا شکستگی ابرویم
ای بابا ببین کبوده بازویم
ای بابا حکایتی شده مویم
ای بابا شکستگی ابرویم
ای بابا ببین کبوده بازویم
باشه کوچه به کوچه روی نیزهها رفتی خونه ما نیومدی
باشه کنج تنور و طشت طلا رفتی خونه ما نیومدی
ای بابا حکایتی شده مویم
ای بابا شکستگی ابرویم
کجایی بابا عزا گرفته دختر تو
میخونه روضه خودش برای خواهر تو
تو بازار شام دیدم که میفروشن یه گوشوارم رو با انگشتر تو
ای بابا ببین دیگه زمینگیرم
ای بابا سه سالمه ولی پیرم
ای بابا شبیه زهرا میمیرم