❣﷽❣
⚫️ #دودمه_حضرت_زهرا_س
مناسب مجالس #تشییع نمادین
شد مدینه شاهدِ اشکِ دو چشمانِ علی
یا رسول الله مدد
هَـمـرهِ تابوت زهـرا ؛ می رود جانِ علی
یا رسول الله مدد
🔘⚫️🔘
نیمـه یِ شب میبَرد تابوت زهرا را علی
یا امیر المومنین
شانه اش میلرزد و افتاده است از پا علی
یا امیر المومنین
(سید مجتبی موسوی)
@navaye_asheghaan
.
#دوبیتی_های_روضه_ای
#حضرت_زهرا
نگاه سرد مردم بود و آتش
صدا بین صدا گم بود و آتش
بجای تسلیت با دسته ی گل
هجوم قوم هیزم بود و آتش
*
گرفتی از مدینه گفتنت را
دریغ از من نمودی دیدنت را
ولی با من بگو ساعت به ساعت
چرا کردی عوض پیراهنت را
*
کمی از غسل زیر پیرهن ماند
کمی از خون خشک بر بدن ماند
کفن را در بغل بگرفت و بو کرد
همان طفلی که آخر بی کفن ماند
*
من بودم باب هل اتی را بستند
امکان رسیدن به خدا را بستند
ای کاش بمیرم که خجالت زده ام
من بودم و دست مرتضی را بستند
*
عمریست رهین منت زهرائیم
مشهور شده به عزت زهرائیم
مُردیم اگر به قبر ما بنویسید
ماپیر غلام حضرت زهرائیم
*
ما زنده به لطف و رحمت زهرائیم
مامور برای خدمت زهرائیم
روزی که تمام خلق حیران هستند
ما منتظر شفاعت زهرائیم
*
یتیمان جز دو چشم تر ندارند
به غیر از خاک غم بر سر ندارند
چو مادر مرده ها باید فغان کرد
که طفلان علی مادر ندارند
*
چه حالی داده دل را دست مادر
که می شستی زدنیا دست مادر
از آن سیلی مگر چشمت نمی دید
که می جستی مرا با دست مادر
*
آنان که بر این خانه هجوم آوردند
در خاک نهال کینه را پروردند
در کعبه علی شکسته بتها شان را
اکنون به در خانه تلافی کردند
*
خون است که روی خاک خشت افتاده است
داغ است به قلب سر نوشت افتاده است
خیزید وفرشته را به بیرون ببرید
آتش به در باغ بهشت افتاده است
*
بر چهره شکوه آسمانی داری
یک پنجره باغ ارغوانی داری
ای رزم تو بین کوچه ودرپس در
بر سینه مدال قهرمانی داری
*
الهی داد از این دل داد از این دل
کنار قبر زهرا کرده منزل
بگو زهرا زجا خیزد ببیند
که ا شک دیده کردخاک او گل
*
چه فخری خالق از تو بنده کرده
که خونت دین حق زیبنده کرده
ولی زهرا: محبتهای زینب
علی را روز و شب شرمنده کرده
*
چنان داغت دلم غمناک کرده
که دست من تو را در خاک کرده
بجایت زینب مظلومه تو
غبار غم ز رویم پاک کرده
*
ز سو زدل کنم گریه برایت
که دیگر نشنوم زهرا صدایت
در و دیوار خانه با نگاهم
بیادم آورد آ ن ناله هایت
*
کنار تربتت اندر دل شب
بود نام تو زهرا جاری از لب
به خانه تا روم با دیده تر
کشد ناز مرا مظلومه زینب
*
اگر محور به هر امکان علی بود
ولی بر فاطمه مهمان علی بود
کنار تربتت مظلومه زهرا
سر شب تا سحر گریان علی بود
*
چه شبهایی به یادت گریه کردم
زدیده دامنم پر لاله کردم
دگر نبود توانم خیزم از جا
نهان تا که تو هجده ساله کردم
*
چنان دست علی آتش برافروخت
که حتی میخ در در شعله اش سوخت
نداند کس بجز مولی الموالی
چگونه میخ در آن سینه را دوخت
*
سوزاند دل فاطمه را آتش کین
بین در و دیوار شده نقش زمین
با پهلوی فاطمه چها کرد لگد
کاندر یم خون از او شده سقط جنین
*
بر خلق جهان که گشتپه معلوم علی
از حق خودت شدی تو محروم علی
بر کنگره ی عرش بجان حسنین
با اشک نوشته است، مظلوم علی
*
چون مرغ سحر شکسته باشد بالم
یک تن نبود فاطمه پرسد حالم
رفتی تو ولی جان نبی روح علی
بی تو به خدا صفا ندارد عالم
*
غم دوران من گردد یتیمی
که هم پیمان من گردد یتیمی
من از قد کمانت حتم دارم
بلای جان من گردد یتیمی
*
نمی گویم که تو نا مهربانی
زبس خون رفته از تو ناتوانی
دلم خواهد در آغوشم بگیری
چه سازم که شکسته استخوانی
*
مکن مخفی به سینه آه، مادر
مرا کن از غمت آگاه ،مادر
مشو راضی پس از تو زنده باشم
گل خود را ببر همراه ،مادر
*
همی گردم به دنبال بهانه
زنم بوسه به جای تازیانه
چو لبخند از لبانت رفته مادر
صفائی نیست در این آشیانه
*
تو که رکن تمام کائناتی
چرا با کودکان کم التفاتی
گمانم قبل تو زینب بمیرد
شنیده ناله ی عجل وفاتی
*
تمنای دل زینب همینه
که روی زانو مادر بشینه
الهی این چه درد بی دوائی است
که دختر روی مادر را نبینه
چو می اُفتد به چشمم گاهواره
نفس می گردد از غم پُر شماره
الهی کاش محسن در برم بود
نمی شد قلبم از کین پاره پاره
*
تو هم با کوفه هم دستی مدینه
نمک خوردی ولی پستی مدینه
کسی بر بازوی زهرا نمی زد
اگر دستم نمی بستی مدینه
اینها که بسوی خانه ام تاخته اند
اینها که مرا به گریه انداخته اند
با چادر و چوبه های بیت الاحزان
از بغض تو مشعل همگی ساخته اند
#حضرت_زهراء_سلام_الله_علیها
#فاطمیه
@navaye_asheghaan
زمینه فاطمیه
نوحه قدیمی حضرت فاطمه زهرا سلام الله علیها
مادر، مادر، مادر، شبی دیگر
به کنار من جان بر لب باش
مادر چون کبوتر، نزنی پَر
دو، سه روز دگر با زینب باش
مادر بیمارم، شده گریه بر تو کارم
به شفای تو، دل خوش دارم
ای همه هست من
نروی تو از دست من
که دلم توان بی مادری ندارد
بی تو زینبت یاوری ندارد
ز سکوت تو هویدا، ز خموشی تو پیدا
می سوزی و می سازی، گنجینۀ پر رازی
می دانم امشب مادر، آماده پروازی
گر می روی امشب، با خود ببر زینب
زینب، زینب، زینب، مزن امشب
تو دگر به دل مادر آذر
من خود در افغانم، پریشانم
که شوی تو زفردا بی مادر
ای طرفدار من، که شدی پرستار من
به آخر رسیده کار من
خانه دارم زینب ، گل بی قرارم زینب
به خدا که درد مادر دوا ندارد
مادرت امید شفا ندارد
تو پس از من یگانه ، بشوی چراغ خانه
هم بر علی یاور باش ، هم بر حسین مادر باش
من می روم اما تو ، همسنگر حیدر باش
آسوده حالم کن ، زینب حلالم کن
✨اَللّهُمَّ عَجِّل لِوَلیِّکَ الفَرَج✨
@navaye_asheghaan
سيفي.مادر مادر.mp3
زمان:
حجم:
3.05M
نوحه قدیمی
مادر مادر مادر
با نوای استاد سیفی
@navaye_asheghaan
@Maddahionlin4_5778163152784985117.mp3
زمان:
حجم:
5.08M
.
#تشییع_شبانه
#زمینه | #محمدحسین_حدادیان
...
اول مظلوم امشب تا صبح گریونه
آروم آروم داره قرآن میخونه
اسما آب میریزه حیدر اشک می ریزه
تابوت بین خونه دختر اشک می ریزه
غسل فاطمه به خون پهلو رسید ای وای
دست مرتضی به زخم بازو رسید ای وای
لا اله الا الله واویلا واویلا
فاطمه رفت از دنیا واویلا
انا لله رو لبهای اصحابه
بعد از چند ماه زهرا راحت میخوابه
اسما آب میریزه روی پهلو هربار
جاری میشه خون از جای زخم مسمار
تاریکترین شب مدینه رسید
دست مرتضی به زخم سینه رسید ای وای
غسل فاطمه به خون پهلو رسید ای وای
دست مرتضی به زخم بازو رسید ای وای
لا اله الا الله واویلا واویلا
فاطمه رفت از دنیا واویلا
آهِ حیدر تا عرش اعلا میره
رویِ شونه تابوت زهرا میره
ماه حیدر ۲
مولا خاک می ریزه روی یاسِ پرپر
زینب رفته از حال روی قبر مادر
گریه می کنیم حضرت بی مادر شده ای وای
بعد فاطمه علی غریب تر شده ای وای
لا اله الا الله واویلا واویلا
فاطمه رفت از دنیا واویلا
#فاطمیه #تشییع_شبانه #غسل_شبانه
#غربت_امیرالمؤمنین #تشییع_جنازه
#حضرت_زهرا
#ذکر_یافاطمه_سربند_سلیمانی_هاست
@navaye_asheghaan
🖤😭تقدیم به مادرِ هستی
#شهادت_حضرت_فاطمه_زهرا_س
😢چشم خود را بست🥀
...............................
چه داغی... آه! دختر چشم خود را بست
چه سنگین بود! حیدر چشم خود را بست
چه آمد بر سر مادر که در کوچه
برادر مثل خواهر چشم خود را بست
رها کردند سنگی را به دستِ ننگ
پر از خون شد کبوتر چشم خود را بست
صدا زد باردارم، دست بردارید!
چنان زد با لگد، در... چشم خود را بست
ملافه، پرچم سرخ شهادت شد
به جای فضه، بستر چشم خود را بست
حسن این آخری ها از شِفا می گفت
ولی افسوس، مادر چشم خود را بست
حسینِ مادری، در خواب آن شب دید
که در گودال، خنجر چشم خود را بست
ولی زینب نه تنها داغ مادر دید
که دید از روی نی، سر... چشم خود را بست
دهان کوفه و شام از عطش وا بود
ولی ابرِ سبکسر چشم خود را بست
شبی چشمان عباسش نجاتش داد
شبی با دستِ اکبر چشم خود را بست
رباب آمد که شیرش را دهد شیر و
به یاد آورد اصغر چشم خود را بست
چه کردند اسب ها با پیکر شاهش
که حتی کل لشکر چشم خود را بست
گرفته پهلویش را شاعر از این داغ
چه داغی... آه! دفتر چشم خود را بست
#محمد_عابدی
قم المقدسه
@navaye_asheghaan
📖 تقویم شیعه🏴
☀️ امروز:
شمسی: یکشنبه - ۲۶ آذر ۱۴۰۲
میلادی: Sunday - 17 December 2023
قمری: الأحد، 3 جماد ثاني 1445
🌹 امروز متعلق است به:
🔸مولی الموحدین امیر المومنین حضرت علی بن ابیطالب علیهما السّلام
🔸(عصمة الله الكبري حضرت فاطمة زهرا سلام الله عليها)
❇️ وقایع مهم شیعه:
🔹شهادت حضرت فاطمه زهرا سلام الله علیها (روایت 95روز)، 11ه-ق
📆 روزشمار:
▪️10 روز تا وفات حضرت ام البنین سلام الله علیها
▪️17 روز تا ولادت حضرت فاطمه زهرا سلام الله علیها
▪️26 روز تا وفات حضرت ام کلثوم علیها السلام
▪️27 روز تا ولادت امام باقر علیه السلام
▪️29 روز تا شهادت امام هادی علیه السلام
✅ با ما همراه شوید...🏴
🏴#آجرکاللهیاصاحبالزمان
▪️تک و تنها،تک و تنها چه کشیده است علی
▪️ از سبک بودن تابوت خمیده است علی...
▪️دست افلاک برون آمد و لرزید زمین
▪️دستی از خاک برون آمد و لرزید زمین...
▪️علی از بدرقهٔ جانِ خودش بر میگشت
▪️داشت از نیمهٔ پنهانِ خودش بر میگشت...
▪️ آه، مولا چه کند در شب تدفین خودش؟
▪️زیر لب مرثیه میخوانْد به تسکینِ خودش...
▪️زیر لب زمزمه دارد ز فراتی ز فرات
▪️بعد زهرا چه حیاتی چه حیاتی چه حیات...
شهادت بانوی عالمیان حضرت زهرا سلام الله علیها و ایام #فاطمیه تسلیت باد 🥀
🥀خدایا به سوز دل مولا علی علیه السلام و به پهلوی شکستهی حضرت زهرا سلام الله علیها قَسمت می دهیم که فرج منتقم شان را برسانی...🤲😭
#اللهمعجللولیکالفرج
@navaye_asheghaan
زمان:
حجم:
608.2K
ای روحیمه ریحانه
گئتمه آناجان گئتمه
باخ زینب نالانه
گئتمه آناجان گئتمه
اولام سنه پروانه
زندانه دونوب خانه
گلدیم انا جان جانه
گتمه آناجان گئتمه
گون مثلی انا باتما
قیزلاریوی اغلاتما
یورقون یارالی یاتما
گئتمه آناجان گئتمه
قلبیمده یارام واردی
سنسیز نه چارام واردی
کیم واردی هارام واردی
گئتمه آناجان گئتمه
سن عصمت کبراسن
بند دل طاهاسن
غم غصه ده دریاسن
گئتمه آناجان گئتمه
قلبیمده سوزوم چوخدی
بیر همنفسیم یوخدی
هجرون دلیمه اوخدی
گئتمه آناجان گئتمه
ای حجب و حیا کانی
درک ائیله بو نالانی
سن بیل بابامین جانی
گئتمه آناجان گئتمه
یوخدور منه بیر همدم
ارامیمی الدی غم
سنسیز انا من ئوللم
گئتمه اناجان گئتمه
#فاطمیه
#محمد_هوشمند
اصدای محمدعلی فریدی
@navaye_asheghaan
سید رضا نریمانی سید رضا نریمانی_2 اسفند 96 - فدائیان حسین - واحد - کوه غم رو سرم اُفتاد شعله توی حرم اُفتاد-1519553185.mp3
زمان:
حجم:
7.16M
کوه غم رو سرم افتاد
شعله توی حرم افتاد
تا دیدم یه نانجیبی
به جون مادرم افتاد
چی کشید از در و مسمار
که گرفته دست به دیوار
من خودم فهمیده بودم
پشت بازوش ورم افتاد
با چشام دیدم که میریخت
تیکههای درِ سوخته
اینکه داره گر میگیره
چادر مادره سوخته
«نزنید مادر مارو»
دیده بودم یه حرامی
هی میزد حرف اضافه
از خداشون بود ببینن
که بابام بشه کلافه
اونی که سردستهشونه
از قرارم مستشونه
تو یه دست قبضهی شمشیر
توی اون دستش غلافه
هر کدوم آورده بودن
دو سه تا اضافه شمشیر
اما کارمون رو ساختن
با همون غلاف شمشیر
«نزنید مادر مارو»
گل یاس خونه افتاد
از گُلش گلاب گرفتن
کتاب نبی رو بستن
از علی حساب گرفتن
علی زیر بار نمیرفت
که بیاد برای بیعت
سراغ فاطمه رفتن
آخرش جواب گرفتن
همه جا دوده و آتیش
همه جا پر از غباره
مادرم میخواست بلند شه
نانجیب میزد دوباره
«نزنید مادر مارو»
*شاعر: مظاهر کثیری نژاد
@navaye_asheghaan
4_5956177577130329922.mp3
زمان:
حجم:
525.3K
مرثیه پدر
بی تو پدر در دنیا، غمین وحیرانم2
آمده در هجر تو. بر لب من جانم2
پدر پدر جانم، پدر پدر جانم2
______________________
پشت وپناهم بودی، به زندگی بابا
رفته ای ومن هستم، بدون تو تنها
پدر پدر جانم، پدر پدر جانم2
________________
گشته سرای ماتم، خانه ی ما بابا
دگر ندارد خانه، بدون تو گرما
پدر پدر جانم، پدر پدر جانم 2
_________________
هرطرف این خانه، بوی تورا دارد
زچشم ما در داغت، سرشک خون بارد
پدر پدر جانم، پدرپدرجانم2
________________
شعر:اسماعیل تقوایی
@navaye_asheghaan
Haj Mahmood karimimahmood-karimi-bebin-mitavani(128).mp3
زمان:
حجم:
6.23M
ببین میتوانی بمانی بمان♪♩♯
عزیزم تو خیلی جوانی بمان♪♩♯
تو هم مثل من نیمه جانی بمان♪♩♯
زمین گیر من آسمانی بمان♪♩♯
اگر می شود می توانی بمان♪♩♯
اگر راه دارد بمانی بمان♪♩♯
چه شد با علی همسفر ماندنت♪♩♯
چه شد ماجرای سپر ماندنت♪♩♯
چه شد پای حرف پدر ماندنت♪♩♯
پس از قصه پشت در ماندنت♪♩♯
ندارد علی هم زبانی♪♩♯
پس از تو چه آبی چه نانی♪♩♯
━━━━━━━━》❈《 ━━━━━━━
ببین می توانی بمانی بمان♪♩♯
عزیزم تو خیلی جوانی بمان♪♩♯
آخ برای علی بی تو بد می شود♪♩♯
بدون تو غم بی عدد می شود♪♩♯
نرو که غرورت لگد می شود♪♩♯
و این سنگ، سنگ لحد می شود♪♩♯
چه کم دارد این زندگانی بمان♪♩♯
چرا اشک را آبرو میکنی♪♩♯
چرا چادرت را رفو میکنی♪♩♯
چرا استخان در گلو میکنی♪♩♯
چرا مرگ را آرزو میکنی♪♩♯
چه کم دارد این زندگانی بمان♪♩♯
اگر می شود می توانی بمان♪♩♯
@navaye_asheghaan