عمو قاسم 1.mp3
2.39M
به فرمان تو، میشه دل ما عازم
علمداری مثل ماه بنی هاشم
ابوفاضل، عموی حرم عشق و
تو هم عموی ایرانی، عمو قاسم
قاسم سلیمانی، عمو قاسم
آبروی ایرانی، عمو قاسم
عطر و بوی ایرانی، عمو قاسم
تو عموی ایرانی، عمو قاسم
قاسم سلیمانی؛ عمو قاسم
عمو، سلام ما به روی ماه تو
سلام ما به خاک قتلگاه تو
اونا که کشته مرده ی اباالفضلن
با خونشون، میدن ادامه راهتو
ای فدای نام تو، عمو قاسم
قربان مرام تو، عمو قاسم
عالیه مقام تو، عمو قاسم
عبّاسه امام تو، عمو قاسم
قاسم سلیمانی؛ عمو قاسم
ما عاشقیم و آئینه ی هم هستیم
به نام نامی تو، هم قسم هستیم
به عشق تو، به یاد تو، با دست تو
تا زندهایم، مدافعحرم هستیم
اسم رمز عشّاقی، عمو قاسم
تو ضامن میثاقی، عمو قاسم
جلوه ی هوالباقی، عمو قاسم
نور حضرت ساقی؛ عمو قاسم
قاسم سلیمانی، عمو قاسم
به زندگی عاشقا، هدف دادی
به پرچم آزادگی، شرف دادی
تو راه دیدن حرم وفا کردی
به قولی که تو ایوون نجف دادی
سالاری و سرداری، عمو قاسم
تو کابوس کفّاری، عمو قاسم
تو محرم اسراری، عمو قاسم
پیرو علمداری، عمو قاسم
قاسم سلیمانی؛ عمو قاسم
ایران، حریم ملّت اباالفضله
تو رگ ایران، غیرت اباالفضله
کشور ما با مکتب عمو قاسم
در امتداد نهضت اباالفضله
موج غیرت مایی، عمو قاسم
اوج عزّت مایی، عمو قاسم
روح نهضت مایی، عمو قاسم
عشق ملّت مایی، عمو قاسم
قاسم سلیمانی؛ عمو قاسم
#نوحه #عمو_قاسم #حاج_محمدصمیمی
@navaye_asheghaan
💐✨⭐️✨🌟✨⭐️✨💐
#بحارالاشعار
#حضرت_ام_کلثوم__س__روضه
قسمت این بود از همان اول
عاشقان پایِ هم کنند ایثار
یک نفر صاحبِ حرم باشد
یک نفر بی نشان، بدون مزار
یک نفر شد خدیجه خانوم و
قبر او مانده خاکی و تنها
همه هستیِ خودش را ریخت
پایِ مدفونِ گنبدِ خضرا
یک نفر نیمه هایِ شب رفت و
مانده چون گوهری میانِ صدف
یک نفر قبلگاهِ عالم شد
صاحبِ صحن و بارگاهِ نجف
یک نفر سيّدِ بنی الزّهرا
در بقیع و بدون صحن و سراست
همه عزت و شکوه ِ او
همگی نذر شاهِ کرببلاست
در میانِ دو دخترِ زهرا
یک نفر پایِ ماه، کوکب شد
امِّ کلثوم با تمامِ وجود
هستی اش نذر نامِ زینب شد
در مدینه دو داغِ سنگین دید
او عزادارِ جد و مادر بود
آن دوشنبه که مادرش افتاد
شاهدِ بی حیائیِ در بود
دید مادر نفس نفس میزد
دید مسمارِ نانجیب چه کرد
دید سنگینیِ لگدها با
شاخه باردارِ سیب چه کرد
دید یک زن چگونه دوره شده
دید زیرِ قلاف بازو را
دید چادر چگونه خاکی شد
کتکِ یک شکسته پهلو را
دید وقت هجوم نامَحرم
دردسرهایِ زن چه چیزی شد
عاقبت هم رسید جایی که
پیش او صحبت کنیزی شد
پا به پایِ عقیله هر منزل
بارِ ماتم کشیده این بانو
دیده بر رویِ نیزه هجده تا
یوسفِ سربریده این بانو
با تمامِ مخدراتِ حرم
سرِ بازارِ شام گیر افتاد
پایِ راسِ بریده عباس
وسط ازدحام گیر افتاد
دید سنگی ز راه ِ دور آمد
سرِ بر نیزه را تکانی داد
بارها پیشِ چشم خواهرها
همه سرها ز نیزه ها افتاد
میشنید از کنارِ راسِ حسین
هرقدم ناله هایِ زهرا را
نالة یا بُنَی می آمد
هر چهل منزل از دل صحرا
مادری قد کمان صدا میزد
تشنه لب جان سپُردی ای پسرم
بین گودال من خودم دیدم
چِقَدَر نیزه خوردی ای پسرم
دست انداخت بر محاسن تو
جایِ حنجر زیرِ گلویت ماند
چون گلو از جلو بریده نشد
پیش چشمان من تو را چرخاند
قاسم نعمتی
@navaye_asheghaan
💐✨⭐️✨🌟✨⭐️✨💐
#بحارالاشعار
#حضرت_ام_کلثوم__س__روضه
می نویسم به اذن ثارالله
از زنی با وقار همچون ماه
راوی صادق بنی هاشم
از علوم خفی حق آگاه
مهد علم و مفسر قرآن
کوه عصمت، مقرب درگاه
چون حسین و حسن سخاوتمند
مثل زینب صبور آل الله
مثل زینب بلا چشیدن را
ام کلثوم بوده خاطرخواه
با صلابت مبارزه می کرد
با سلاح دعا و اشک و آه
خطبه مانند مرتضی می خواند
خطبه هایی پر از غم جانکاه
مدح او را بس است چون بوده
دختر فاطمه، سخن کوتاه
دختر دوم ولی خدا
ام کلثومِ حضرت زهرا
آن قدر داغ و دردسر دیده
قد کمان و نحیف گردیده
بعد داغ غم رسول الله
یاس را در دل شرر دیده
وسط کوچه ی بنی هاشم
یک نفر به چهل نفر دیده
خاک غم روی چادرش مانده
چون شکاف سر پدر دیده
جگرش پاره شد کنار حسن
طشت لبریز از جگر دیده
چادر خواهر بزرگش را
وسط خیمه شعله ور دیده
لب گودال بر زمین خورده
غارت جسم محتضر دیده
کوفه و شام پر بلا رفته
بر سر نیزه ها قمر دیده
نیزه ها را ببر از این جا شمر
دور کن چشم بی حیا را شمر
با دلی پر شراره و گریان
لقمه ها را گرفت از طفلان
خطبه اش شام و کوفه را لرزاند
دشمنش شد از این بیان حیران
داغ بازار شام را حس کرد
وسط چشم های بی ایمان
با دو چشم خودش تماشا کرد
خیزران خورد بر لب و دندان
رفت ویرانه ای که شامش بود
سرد و روزش جهنمی سوزان
گریه می کرد پا به پای رباب
تا دهد بر دلش سر و سامان
چه فراقی کشید این خواهر
اربعین بود آخر هجران
درد، این است قدر این بانو
مانده حتی میان ما پنهان
ما بدهکار ام کلثومیم
عبد دربار ام کلثومیم
شاعر:
محمدجواد شیرازی
@navaye_asheghaan
13126.mp3
287.4K
💐✨⭐️✨🌟✨⭐️✨💐
#بحارالاشعار
#امام_هادی__ع__زمینه
شعله زد توو دلا،داغِ اِبنُ الرضا
میره امشب دلِ،عاشقا سامرا
مادرش نوحه خونه،در عزای دلبرش
قلبارو می سوزونه،غربتِ چشم ترِش
حضرت هادی مدد...
میریزه در عزاش،اشک غم از بصر
شده از کینه ها،پاره پاره جگر
کاش میشد با نوکرا،همصدا و همکلام
سامرا گریه کنیم،در عزای این امام
حضرت هادی مدد...
شنیدم ای آقا،ای گل بوتراب
بُردَنِت دشمنا،بِین بزم شراب
یه روزی هم ای آقا،تویِ بزمِ دشمنا
سرِ جدّ اطهرِت،بوده در طشت طلا
آه و واویلا حسین...
@navaye_asheghaan
9472.mp3
228K
💐✨⭐️✨🌟✨⭐️✨💐
#بحارالاشعار
#امام_هادی__ع__نوحه
ای که شد قامتت کمان ، زیر بار اسارت
جواب مهرولطف تو،شده صدها جسارت
برروی دست تو چرا،جای ردّطنابه
قلب امام عسگری، در غم تو کبابه
یاهادی ای ابن الرضا،گل مظلوم زهرا
&&&&&&&
تو دگر نا نداری از ، اثر ِ زهر کینه
شده ای لاغرونحیف,مثل ماه مدینه
درسامرا ابن الرضا شدی پژمرده از سم
یاس علی پرپر شد از ستم کوچه غم
یاهادی ای ابن الرضا،گل مظلوم زهرا
&&&&&&&&
گرچه بردند گل جواد،سوی بزم شرابت
اما دیگر عدو نکرد، خارجی ات خطابت
یک زینب ویک کاروان میان خیل اعدا
از بوسهٔ چوب جفا چشم او گشته دریا
یاهادی ای ابن الرضا،گل مظلوم زهرا
&&&&&&&&
گرچه مسموم کینه ای،بدن تو کفن شد
وقت تشیع پیکرت،گلعذارت حسن شد
جسم حسین درکربلا بین مقتل رها شد
ده نعل تازه بر روی تن پاکش روا شد
یاهادی ای ابن الرضاگل مظلوم زهرا...
(ابن الرضا ی سامرا،گل مظلوم زهرا)
یا
(ماراببر تا سامرا سیدی یابن زهرا)
یا
(روزعزای جدتوست العجل یابن زهرا)
علی مهدوی نسب
@navaye_asheghaan
💐✨⭐️✨🌟✨⭐️✨💐
#بحارالاشعار
#امام_هادی__ع__روضه
بار ديگر عباي بوسفيان
روي دوش معاويه افتاد
سب حيدر مرام منبر شد
احترامش به حاشيه افتاد
*
ولي الله و بزم نامحرم!!؟
دل زهراي مرضيه خون شد
و مقدسترين صفات خدا
از دهان يزيد بيرون شد
*
از قديم رسم جاهلان بوده
قهقهه بر عقيدهي مردم
در بساط سقيفهي امروز
قرعه افتاده بر امام دهم
*
امتداد اميه و مروان
با نقابي به اسم آزادي
حرف شيطان خريده و كرده
هتك حرمت به محضر هادي
*
نانجيبي امام هادي را
هدف تير ناسزا كرده
و نمك خوردههاي ايران را
خجل از حضرت رضا كرده
*
مثل هيزم به دست يثرب شد
سينه را داغ تازه زد، اما
بر حريم امام خوبان، دست
بي وضو بياجازه زد، اما
*
غافل از اين كه لحظهاي ما دور
نشويم از كلام و سيره او
جان خود هديه ميكنيم پاي
مكتب جامعه كبيرهي او
*
كوري چشم دشمنان بايد
بندهاي خوب و متقي باشيم
از امام زمان مدد گيريم
تا ابد رهرو نقي باشيم
*محمود مربوبي*
@navaye_asheghaan
(به مناسبت درگذشت مبهم جهان پهلون غلامرضا تختی)
#فقدان_تختی
اجل بگرفت غافل ، جان تختی
كزين غم شد جهان گريان تختی
دريغا ، آوخا ، دردا ، فغانا...
كه از پيكر جدا شد جان تختی
فسوسا دور گردون دگرگون
گرفت از جور و كين دوران تختی
شگفتا ، دست ِ غدّار ِ زمانه...
فكند از بيخ و بن بنيان تختی
فلک با آن كه باشد فاقد رحم
عزادار است از فقدان تختی
سموم دهر ، آخر كرد مسموم
تنِ پُر تابِ رستم سان تختی
عدوی فتنه انگيز و شررخيز
شرر افكند در شريان تختی
نگون شد يوسف ما در چَه گور
كه ورزشگاه شد كنعان تختی
خوشا تختی كه راحت شد ز دشمن
بدا بر دشمن نادانِ تختی
چه خوش میبود آن خصم بدانديش
که میشد آن زمان قربان تختی
كسی در اين جهان ناورد بر خاک
تن گردافكنِ گردان تختی
برایِ اولين و آخرين بار ...
به خاک آمد تن بیجان تختی
تواضع بين! كه خود بر خاک خواببد
زهی مردی، زهی احسان تختی
وگرنه چرخ نتوانست يكدم
به خاک آرد تنِ پيچان تختی
كسی را زَهرهی كشتی نمیبود
ميان عرصهی ميدان تختی
توانا قهرمانان ممالک...
زبون گشتند در جولان تختی
چنان شد قهرمان، تختی ايران
كه گفتند آن زمان، ايرانِ تختی
دگر شد رستم دستان فراموش
ز وصف رستمی دستان تختی
نياورده كسی در پهلوانی...
به كف، آوازه و عنوان تختی
كُند ايران زمين بر او مباهات
نشايد كس كند كتمان تختی
به فخر كشور خود داشت ايمان
كه محكم بود بس ايمان تختی
صبا بر گو به مِدويد و به آييک
هماوردانِ همپيمانِ تختی
كزين پس تَرک كشتی كردن اولیٰست
حريفی نيست چون بر سان تختی
شؤون وزن هفتم يافت تقليل
كه بود آن عزو شأن از شان تختی
زيارتگاه ورزشكارِ گيتی...
بوَد زين بعد گورستان تختی
بسی دل سوخت از جانسوز مرگش
به دنبالِ دلِ سوزان تختی
سزد رحم آورد گردون ازين پس
به حال كودکِ نالان تختی
كه ديگر ( بابکِ) زيبا نبيند...
رخ باب و لب خندان تختی
فلک زين پس به جای باب بابک
نگهداری كن از جانان تختی
بس اين نشكفته غنچه يادگاریست
كه تنها مانده از بستان تختی
كنون (شمس قم) از جان تسليت گفت
به مام و كودک و ياران تختی
شادروان سید علیرضا شمس قمی
دی ماه 1346
@navaye_asheghaan
#شعر_پایداری
خونی که شد از پیکر هر لاله جاری
سرتاسر این باغ را کرد آبیاری
با هر شهیدی قدرت ما بیشتر شد
این است در اسلام رمز پایداری
داغ شهیدان مطلع صدها حماسهست
فتح بزرگی هست با هر سوگواری
کشتند #فخری_زاده را اما چه حاصل؟
ما جمله فخریزادهایم و #شهریاری
از چشمهای #احمدی_روشن بپرسید
آیا کماکان زندهای؟ میگوید: آری
ای انقلاب سرخ! آخر پرچمت را
روزی به دست صاحب خود میسپاری
#علی_سلیمیان ✍
#شهدا
.
@navaye_asheghaan
.
#شعر_پایداری
راه ما از ابتدا تا لحظهی پایان یکیست
شاخهها بسیار اما ریشه و گلدان یکیست
نقشه جغرافیای استقامت را ببین
غزه لبنان و یمن سوریه و ایران یکیست
هر کجا ما را #شهادت خواست با او میرویم
مقتل شام و عراق و مقتل کرمان یکیست
یا علی گفتیم، ما را سمت و سو یک قبله است
مقتدای میثم تمار با سلمان یکیست
آسمانی را که روح الله میخواندش به جاست
مقصد پرواز فخریزاده با چمران یکیست
#محسن_ناصحی ✍
#شهدا
.
@navaye_asheghaan