.
#فاطمیه
#حاج_مهدی_رسولی
عرش و فرشته ها به پات میوفتن
به احترام تو قیام میکنن
وقت نماز تو قیامت میشه
بس که فرشته ها سلام میکنن
نماز بخون ظلمت شب سحر شه
از پرتو نوری که داره سیمات
وقت قنوتت برا ما دعا کن
محتاج دنیا به تو و دعاهات
مادر مریض بشه
بازم یه مادره
از فکر بچه هاش
خوابش نمیبره
خون گریه میکنه با اشک بچه هاش
بیخود که نیست بهشت، افتاده زیر پاش
(صاحب قبر بی نشون سلام مادر
برا زیارتت کجا بیام مادر۴)
...............................
زمانده فخریله دالدالانام
سایه ی چادر شبیوه همیشه
حس ادیرم بیر عمرودور اورکده
سنین محبتین ادیبدی ریشه
او مادرانه باخیشین سببدی
مردم ایچینده اگر عزتیم وار
خدا بولور که من اوشاقلیقیمنان
سنه بیر آیری جور ارادتیم وار
نوره وجودیوه
دنیاده دلخوشام
ایلرم افتخار
سنسن منیم آنام
لطفونله زندگیم
سامان تاپیب خانیم
مهر مدامیوه
قربان اولا جانیم
سسلرم هر لحظه آنا ائوین آباد
قُرَّهَ عَیْنِ مصطفی ائوین آباد
(صاحب قبر بی نشون سلام مادر
برا زیارتت کجا بیام مادر۴)
شاعر بند فارسی: سید جواد پرئی
📢حاج مهدی رسولی
🔶عرش و فرشته ها به پات میوفتن...
شب دوم ویژه مراسم شهادت حضرت زهرا(س)
#حاج_مهدی_رسولی
#ایام_فاطمیه
#زمینه
#فاطمیه۹۸
صوت ⬇️⬇️⬇️
.
#حاج_مهدی_رسولی
#ایام_فاطمیه
#شور
#فاطمیه۹۸
(مثل الامام ، مثل الکعبه۴)
نگاه کردنش عبادت
طواف کردنش فریضه
حاجی کعبهی ولایت
پیش خدا خیلی عزیزه
هیچکسی شبیه زهرا
دور سر ولی نگشته
فاطمه ی روی سینه ی در
با خونش این حرفو نوشته
.............................
(مثل الامام ، مثل الکعبه۴)
نگاه کردنش عبادت
طواف کردنش فریضه
حاجی کعبهی ولایت
پیش خدا خیلی عزیزه
من سینه چاک روی تو ام کعبه نیز هم
گرم طواف کوی تو ام کعبه نیز هم
من در نماز سوی تو ام کعبه نیز هم
مدیون آبروی تو ام کعبه نیز هم
ای قبله گاه کعبه ی سیار یا علی
.............................
(مثل الامام ، مثل الکعبه۴)
نگاه کردنش عبادت
طواف کردنش فریضه
حاجی کعبهی ولایت
پیش خدا خیلی عزیزه
عشقم اگر علیست سر دارم آرزوست
من سرگذشت میثم تمّارم آرزوست
خرما فروختن بشود کارم آرزوست
رسوا شدن میانه ی بازارم آرزوست
بالای دار میزنم جار یا علی
ای قبله گاه کعبه ی سیار یا علی
(علی مولانه۴)
شاعر: محسن عربخالقی
📢حاج مهدی رسولی
🔶مثل الامام مثل الکعبه...
شب دوم ویژه مراسم شهادت حضرت زهرا(س)
صوت ⬇️⬇️⬇️
Mahdi Mirdamadnodbeh mirdamad.mp3
زمان:
حجم:
12.07M
دعای ندبه
مهدی میرداماد
〰🌺〰
🌷 مرثیه حضرت امُ البنین (س) 🌷
فاطمیه رفته اما دل شده با غم قرین
از غم هجران بی بی حضرت اُم البنین
بانویی که اهل دل از او ادب آموخته
عرشیان و قدسیان از ناله هایش سوخته
اشک ماتم از دو دیده ریخت او با شور وشین
در عزای جعفر و عباس و عثمان و حسین
چون خبر دادش بشیر از کربلا با چشم تر
صِیحه ای زد ، پاره شد بند دلش از این خبر
وای از آنساعت که او میگفت با آهِ غمین
آه اِی مردم نخوانیدَم دگر اُمُ البنین
من شنیدم دست عباسم شده از تن جدا
جان خود تقدیم جانان کرده او در کربلا
من شنیدم تیر کین بر چشم شهلایش زدند
با عَمود آهنین بر فرق زیبایش زدند
هر چه آمد بر سرش قربان شاه عالَمِین
جان او جان عزیزانم به قربان حسین
گر چه قطعه قطعه گشته آن گلِ احساس من
روی دامان حسین بِنهاده سر عباس من
من بمیرم که حسین در کربلا مادر نداشت
کشته شد با حنجر خشکیده و یاور نداشت
♦️ مرتضی شاهمندی ♦️
روضه ام البنین س
🍀
توسل جانسوز_وفات حضرت ام البنین علیه السلام
او غرور ِ عرب را دلیل است
این چنین زن که می گویم از او
در عرب، در عجم بی بدیل است
این چنین زن زمینی نباشد
چادرش از پر جبرئیل است
پیش اُم البنین،پیر سالک
مانده در راه و اِبن السبیل است
بسته در زیر چادر حمائل
او که خود یک تنه یک قبیل است
او که چهار آسمان در زمین داشت
نام زیبای اُم البنین داشت
* اُم البنین برا زمانی است که چهارپسر داشت،مگر نه بعداً اصرار داشت،می گفت: دیگر مرا اُم البنین نخوانید *
آفریده بهشت برین را
تا که روشن کند سرزمین را
من چه باید بگویم خدایا
شیر زن را زنی این چنین را
اَحسنُ الخالقین هم به مدحش
می نشاند به لب آفرین را
رودهای جهان هم نَبُردند
بی وضو نام اُم البنین را
چهار دفعه چه زیبا نشانده
در رکاب حسینی نگین را
نام اُم البنین شد خلاصه
در شجاعت،صلابت،حماسه
گشته از داغ کوچه فسرده
*روضه هایی که اُم البنین شنید از فاطمه ی زهرا، از زینب شنید،از امام حسن شنید، تصور کن این خانم دو زانو مؤدب می نشست،می گفت : حسن جان! روضه ی فاطمه رو بخون. مادر می گفتند به اُم البنین. گفت: مادر جان! یه چیزی بهت بگم تا حالا نگفتم،یه چیزی بهت بگم، هیچ کی ندیده*
گشته از داغ کوچه فسرده
بس که او روضه ها را شمرده
*یکی یکی روضه هارو براش میخوندن*
فاطمه تر از او ما ندیدیم
بارها از غم کوچه مرده
دل به مولا علی داده اما
جان خود را به زهرا سپرده
دست ها را به سینه گرفته
با خودش تا به معراج برده
جانم اُم البنین،آب و نان هم
قبل فرزند زهرا نخورده
* وقتی می خواست وارد خونه ی امیرالمؤمنین بشه،گفت: همه عقب بایستید،همراهان این عروس عقب ایستادند،خانم اومد جلو در،گفت: بچه های فاطمه رو بگین بیان جلو در، یه عده حرف مفت زنا گفتن:غرور رو ببین، می گه:بچه ها بیان به استقبالم،اما دیدن زینبین اومدن جلو در،تا پای زینب رسید به آستانه ی در،اُم البنین افتاد رو زمین، گفت: زینب جان! من نیومدم برا شما مادری کنم، من مگه میتونم جای خالی مادر،یه لحظه اش رو،پر کنم؟من اومدم کنیز شما بچه ها باشم،کنیزی اومدم منو قبولم می کنید یا نه؟
اما همون لحظات اول که دم در ایستاده بود،دیدن حسنین نیومدن،گفت:بچه هام حسن و حسین کجا هستن؟گفتند:بیمارند،در بستر بیماری هستن،حسن که مریض میشد،حسین هم مریض میشد، حسین که بیمار میشد،حسن هم بیمار میشد، دو تا برادر با هم مریض شدن تو بستر افتادن،اُم البنین اومد شروع کرد دور بستر چرخیدن، حق دارید مریض بشید،مادر ندارید،دیگه یه کنیز اومده دورتون داره می چرخه،نمیذاره شما بیمار بشید*
گفت:آری به زینب عزیزم
من در این خانه تنها کنیزم
تو نبودی و یک کربلا درد
از عطش رنگ آلاله ها زرد
کودکان تشنه بودند اما
آسمان هم به رویش نیاورد
*تصور کن دو جا حضرت زینب سلام الله علیها برای اُم البنین روضه خون شد،یکی در بدو ورود اُم البنین شروع کرد روضه ی در و دیوار و کوچه رو برای ام البنین خوندن، یکی هم وقتی از کربلا برگشتن، گفت:اُم البنین بشین من روضه ی حسین رو برات بخونم،گریه کنی،اُم البنین!..*
دیدن خیمه ی مشک ها هم
کودک تشنه را تشنه تر کرد
*اُم البنین این بچه ها دامن عربی رو بالا زده بودن،شکم ها رو روی زمین نمناک قرار داده بودن، هی میگفتن:العطش،....*
دیدن خیمه ی مشک ها هم
کودک تشنه را تشنه تر کرد
این طرف یک نفر بود تنها
آن طرف لشکری ناجوانمرد
آه از آن زمانی که دشمن
پیش عباس اَمان نامه آورد
من بمیرم برایت اباالفضل
جان عالم فدایت اباالفضل
رنگ از روی ماهت پریده
مانده با دو دست بریده
تو نبودی به دامان بگیریش
جای تو مادری قد خمیده
درد خیلی کشید است اما
او بیشتر خجالت کشیده
تا کنار برادر ،برادر
خویشتن را به زانو کشیده
او نفس میزد اما نفسهاش
مثل جسمش بریده بریده
*تمام غم اباالفضل توی این بیت اومده*
دید از روی نیزه غم را لبالب
ریسمان را به دستان زینب
* یه بزرگی این رو میگفت: وقتی قافله به سمت شام حرکت کرد،این زن و بچه ها روی ناقه های عریان،سرها رو بین محمل ها تقسیم کردن،برای اینکه این دل بچه هارو بیشتر بسوزونن،کنار محمل نجمه سر قاسم،کنار محمل رباب....،اما اُم البنین که کربلا نیومده،سر عباس کنار محمل زینب،اُم لیلا که کربلا نیومده،سر علی اکبر هم کنار محمل زینب، سر حسین هم کنار محمل زینب، سر دو تا بچه هاشم کنار محمل زینب، این نازدانه،ده ساله ی
زمزمه وفات حضرت ام البنین سلام الله علیها
یه عمره تو بقیع روضه می خونه
بارونیه چشاش چه پریشونه
باور نمی کنه علم و دستِ ...
پهلوونش روی خاکا بـمونه
امون از غریبی آه و واویلا'4'
سر شکسته شو رو نِیْ نِشوندن
دل سه ساله رو خیلی سوزوندن
باور نمی کـنه که روی خاکا
پای برهـنه زینـبو کـِشوندن
امون...
سرو صدا شد و دلا می لرزید
به گریه های ما حرمله خندید
پیش دوتا چشای خیسِ زینب
ساربان اومد و نگـینو دزدید
عمو یه پهلوون مَه جَبینه
یلِ بی بدل ام البنـینه
مشک پاره شده پیش علم وُ...
دست قلم شده روی زمینه
آقام آقام آقام آقام ابالفضل'4'
نفس کشـیدنم برا حسینه
ذکـر بقـیع و کـربلا حسینه
شبای جمعه یِ حرم چه زیباست
نوحه یِ مادرت زهرا حسینه
حسین حسین حسین غریب مادر'4'
یه کمی حرف بزن آروم بگیری
شهید بی کـفن نعم الامیری
ای پاره پاره تن بعد تو بُردن
خواهر و دختراتو به اسیری
حسین...
@navaye_asheghaan
زمینه وفات حضرت ام البنین سلام الله علیها
پس چرا زینب من خسته و دلگیری
خسته دلگیری
از حسینم چه خبر چرا زمینگیری
چرا زمینگیری
تو بودی و حسین تو
بگو به من چی شد بگو
اکبر لیلا کو
اصغر بابا کو
«ای حسین من
گفته بودم پسرم به جنگ و واهمه
به جنگ و واهمه
هواست باشه فقط به یابن فاطمه
به یابن فاطمه
از جون و دل مایه بزار
حتی که آب میخواست بیار
گفتم مریدش باش
برو امیدش باش
«ای ابوالفضلم ای اباالفضلم»
شنیدم دست تو رو زینب جدا دیده
زینب جدا دیده
ربابم اصغرشو به نیزه ها دیده
به نیزه ها دیده
دیگه ز غم آکنده ام
شرمنده ایی شرمند ام
به پیش فاطمه
دلم پر از غمه
«ای بمیرم من »
کربلایی هادی صالحی
@navaye_asheghaan