eitaa logo
کانال نوای عاشقان
19.8هزار دنبال‌کننده
4.2هزار عکس
1.8هزار ویدیو
441 فایل
﷽ 📚کاملترین مرجع اشعار برای مداحان 📑کپی مطالب با ذکر منبع موجب رضایت اهل‌بیت می‌باشد. 📩شاعران گرامی اگرتمایل به همکاری داشته باشید میتوانید،با بنده؛️مرتبط بشوید 🌻༎شرائط |تـبادلات @h_salehi6
مشاهده در ایتا
دانلود
میلاد حضرت محمد و امام صادق مبارک بر  شیعه  امام  و  رهبر  آمد شمس  آمد  و  بنگر قمر  آمد میلاد   نبی     همره    صادق عید   است  و   بهار دگر  آمد بیقرار اصفهانی @navaye_asheghaan
میلاد حضرت رسول مبارک از جانب  حق   این  خبر  آمد تبریک    که     خیرالبشر  آمد آمد   به  جهان    نبی   محمد بر خلقت  و  هستی  پدر  آمد بیقرار اصفهانی @navaye_asheghaan
33321.mp3
471K
و امام صادق ۱ دوباره بساط ، مستی فراهمه میخونه ملک با ، شادی و زمزمه بوی دود اسپند ، پر شد تو آسمون مبارکه دنیا ، میلاد خاتمه از تو ، لا به لای ابرا با صد ، خواهش و تمنا خورشید ، اومده تماشا شب جنونه عشقه شب بارونه عشقه شب نشونه عشقه عشقه عشقه ۲ اومده به دنیا ، بانیه فیض عام پیمبر رحمت ، خیر علی الدوام اومده اونیکه ، از یمن مقدمش فراری شده غم ، دنیا شده به کام حیرون ، دنیا و مافیها داره ، میخروشه دریا ویرون ، شده طاق کسری شب شادی و شوره چش حسودا کوره آسمونا پر نوره نوره نوره شب جنونه عشقه عشقه عشقه ۳ امام صادق بهاره یا اینکه ، فصل زمستونه انگاری صدای ، چیک چیکه بارونه پیچیده صدایی ، از توی آسمون یکی بالا ابرا ،مولودی میخونه دنیا ، شد از کینه فارغ دلها ، همه شده عاشق ذکر ، روی لبا صادق شب شوق و امیده نور ولا تابیده شب شادی و ، عیده عیده عیده شب جنونه عشقه عشقه عشقه ۴ ولایت و وحدت شیعه ی علی و ، پابند وحدتیم همگی مطیع ، امر ولایتیم نداریم از هیچکس ، تو دنیا واهمه به پای ولایت ، تو اوج عزتیم هستیم ، همیشه رزمنده داریم ، ما برگ برنده حیدر ، مولا و ما بنده پای علمه حیدر با ذکر و دمه حیدر میخونیم همه حیدر حیدر حیدر ✍شعر و سبک : @navaye_asheghaan
. منبرت کرسی فقه همه عالم شد فاصله تا به خدا با سخنانت کم شد خوار جهل از تو و فیض تو گل مریم شد هر که پامنبری ات شد به خدا آدم شد هر که علامه ی دهر است غلامت بوده پیرو مکتب علمی هشامت بوده زلف صد پنجره را رو به خدا واکردی با غلامان خودت کار مسیحا کردی درس تاریخ شد و حل معما کردی شیعه را ناب ترین مکتب دنیا کردی پرچم شیعه بلند است به احکام شما علم عالم شده تسلیم به اسلام شما یک ورق درس تو توحید مفضل می شد عشق در مسأله ی جابرتان حل می شد ذره پای تو به خورشید مبدل می شد بی حدیث تو کلام همه مهمل می شد با تو قران خدا کاغذ خاموش نشد راه سر منزل مقصود فراموش نشد تازه شد حرف خداوند به قال الصادق ع علما شرح نوشتند به قال الصادق ع حنفی ها همه گفتند به قال الصادق ع راست گویی شده پیوند به قال الصادق ع تا ابد مرجع توضیح مسائل هایی قبله ی جامع علمی همه دل هایی نور در مسجد چشمان تو معنا گردید نار بر یار تو بردأ و سلاما گردید هر که از چشم تو افتاد یهودا گردید خانه ات مدسه ی حضرت زهرا س گردید به موازات علی راه نشان می دادی راه را با ولی الله نشان می دادی . @navaye_asheghaan
. و امام_صادق 🌹بند اول اومده نور مجسم،حضرت رسول اعظم مکه از نورش مصفا ، اومده نبی اکرم ای جلوه گاهه سرمد،گوهر یکتا رحمت بر عالمین ، سید بطحا هستی شما نور دوعین به بی بی زهرا 🎈یارسول الله مدد مولا یا احمد🎈 ❇️❇️ 🌹بند دوم خاتم پیغمبرانی،اشرف خلق جهانی صاحب خلق عظیم و سرور افلاکیانی اومده مشکل گشا،روح لطف و عطا مظهر رب جلیل،اصل جود و سخا شافع کل مسلمین در روزه جزا 🎈یارسول الله مدد مولا یا احمد🎈 ❇️❇️ 🌹بند سوم اومده باب حقایق،صاحب دلهای عاشق هفده ربیع الاول،اومده حضرت صادق رئیس مکتب ما،ششمین رهنما اُسوه ی علم و ایمان در دین خدا امشب بده تذکره ی مدینه کربلا 🎈یاصادق الائمه مولانا مدد🎈 ✏️: .👇 @navaye_asheghaan
. برای اجرا در ایام هفته ی وحدت یا أَیّهاَ المُسلِمون، یا اهلَ التّقویٰ وَاعتَصِموا بِحَبلِ اللهِ جمیعاً با محوریّت ولایتِ مولا وَلا تَفّرقّوا، ای اهل ایمان در راه عترت و در راهِ قرآن یا علی یا علی جانم علی جان... وحدتِ مسلمانان حِصنِ حصین است سلاحِ نابودیِ دشمنِ دین است رجزِ آن یا امیرِالمؤمنین است وحدتِ ما ترسِ قوم یهود است صهیونیستِ ملعون دیگر نابود است یا علی یا علی جانم علی جان... با ولای حیدر غرق سُروریم با عشق پاکش نورٌ عَلیٰ نوریم چشم انتظارانِ روز ظهوریم سربازِ راهِ آن نعمَ الامیریم تا انتقام زهرا را بگیریم یا علی یا علی جانم علی جان... ✍ 👇 @navaye_asheghaan
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
نمایش در ایتا
(هفته‌‌ی دفاع مقدس گرامی باد) خوشا روزهایی که آسان گذشت به صدق و صفای فراوان گذشت چه خوش بود آن روزگاران دور که در سینه‌ها عشق بود و سُرور چه خوش بود آن روزهای قشنگ که حرفی نبود از نفاق و ز جنگ اگر بعدها ناگهان جنگ شد و ایران ما ، ناهماهنگ شد همه فتنه‌ها بود از غربِ دون خصوصاً ز اِمریکه بدشگون سگی را علَم کرد و بیداد کرد علیه وطن بانگ و فریاد کرد بناگاه شد حمله‌ور بر وطن چو اعراب جاهل ز عهد کهن تعرّض نمودند بر خاک ما ز غفلت به مردان چالاک ما چه خون‌ها که کردند در شیشه‌ها شغالان درمانده در بیشه‌ها چه شیرافکنانی که در آن زمان تقابل نمودند با روبهان زمین وطن را شط ِ خون گرفت چه جان‌ها که صدّام ملعون گرفت در آخِر پس از هشت سال غمین برفتند از خاکِ ایران زمین وطن شد گلستان ز خون شهید ز بس لاله در خاک ایران دمید ::: چو بگذشت زآن روزها بیست سال چه گویم به جز آه و رنج و ملال؟ پس از آن‌همه خون که جاری شده درخت وطن ، آبیاری شده چرا میوه‌‌ی تلخ بار آورد؟ چرا آبروی وطن را بَرد؟ درخت وطن را چرا سایه نیست چرا بهر این مَردم آسایه نیست؟ چرا مظهر وحدت و ائتلاف ـ فقط بر سر خود کشاند لحاف؟ درین خاک گویا خطایی شده به خون شهیدان جفایی شده مدیر وطن! لحظه‌ای گوش کن فروش وطن را ، فراموش کن مشو بی‌جهت پیروِ اجنبی که پیداست ازچه به تاب و تبی چو خواهی وطن را بپاشی ز هم خیانت نمایی به مُلک عجم ـ به «برجام» بستی دلِ کج خیال که حاصل ندارد به‌ غیر از ملال ز بس که ز بیداد تو خسته‌ام دل از مثنوی بر غزل بسته‌ام ::: مكن داد و بیداد و توفندگی برون كن ز سر جهل و یکدندگی مزن تیشه بر ریشه‌ی این وطن که فردا نیفتی به شرمندگی بپرهیز از تهمت و افتراق نما اجتناب از پراکندگی مباش اهل زهدِ ریا و دروغ حذر کن ز داغ سر افکندگی ز افتادگان دست گیری اگر شپی مایه‌ی فخر و بالندگی چو خواهی موفق شوی در امور به درگاه خالق ، نما بندگی که جز راه حق هرکه پوییده است ز کف داده آسایش و زندگی ::: الا هموطن! چشم خود باز کن پیام دل خسته احراز کن چرا رنگ بازد حجاب و عفاف؟ چرا رفته از دستِ ملّت کلاف؟ چرا روسری زنان ، باز شد؟ مگر حیلتی دیگر آغاز شد؟ چرا شور اسلامی از یاد رفت؟ چرا ریش‌ها نیز بر باد رفت؟ چرا خودفروشی فراوان شده؟ چرا خوی دَد خوی انسان شده؟ چرا رَخت بسته وفا از وطن؟ چرا نیست دیگر کسی مؤتمن؟ چرا دور گشتیم از رسم خویش؟ چرا سینه‌ی مادران گشته ریش؟ چرا ما گدای اروپا شدیم؟ ز مُدهای بیگانه جویا شدیم؟ چرا پیرو کافران گشته‌ایم؟ چرا مات و حیران و سرگشته‌ایم؟ چرا ما دچار دوبینی شدیم؟ خریدار اجناس چینی شدیم؟ چرا خویشتن را به غفلت زدیم؟ چرا گام در راهِ ذلت زدیم؟ چرا چشم بر فتنه‌ها دوختیم؟ ببین ناگهان تا کجا سوختیم؟ ز دامان آلوده چیزی مجو ز شرم و حیا هیچ چیزی مگو چو ناموس خود را فروشی به مُد ضرر کرده‌ای بی‌خرد ! خود بخود که گوید کلاس‌است این زندگی؟ بوَد داغِ مُهر سر افکندگی تعصب به ناموس، مردانگی‌ست ندارد کس آن را اگر، مَرد نیست مَرو راهِ غرب ای تو گم‌کرده راه که در پیش پای جهان کنده چاه چهی كه تو را سوی دوزخ ره است كه بی‌شک سزاوار هر گمره است چرا اعتیاد این بلای جهان ـ فتاده به دامان نسل جوان؟ چه خوش بود آن روزگاران دور که در هر سری فکر بود و شعور نه سیگار و قلیان و تریاک بود نه مشروب و معتاد کنیاک بود اگر بود بین جوانان نبود چنین معضلاتِ فراوان نبود چه گویم از آن روزهای قشنگ که امروزه گشته مُبدّل به ننگ الا ای جوان! در خود اندیشه کن فرار از رفیقان بی ریشه کن چو عمر گرانمایه از دست رفت دگرباره آن را نیاری به دست مَرنج از سخن‌‌های امروزِ من که آگهْ نِئی از غم و سوز من که اشعار من، غصه‌‌ی دل بوَد یکی قطره از بحر مشکل بوَد اگر (ساقی) این قصه آغاز کرد ز عهد گذشته ، سخن ساز کرد تو را خواست پندی دهد رایگان که از مکر شیطان شوی در امان مشو غافل از خویش و هشیار باش ز رخوت برون آی و بیدار باش که شیطان تو را آبرو می‌بَرد تو را خامش از های‌وهو می‌بَرد به خاک مذلت زند آدمی... به هر خانه کوبد سیه پرچمی شعف رخت بندد ز هر خانه‌ای نمانَد جوانی ، به کاشانه‌ای نباشد جوانی سترگ و غیور ـ که دافع شود بر وطن با غرور شود مالکُ المُلکِ‌مان اجنبی بسوزد وطن را ، ز لامذهبی شود خون پاکِ شهید وطن بدین‌گونه پامال مکر و فتن دوباره بگویم به صوت جلی که آیینه‌ی دل ، کنم منجلی : خوشا روزهایی که آسان گذشت به صدق و صفای فراوان گذشت چو آن روزها را به یاد آورم فزون می‌شود رنج و درد سرم ولی یاد آن روزها هم به خیر که با مرغ دل می‌نمودیم سیر چه خوشحال بودیم و آسوده ما فسوسا که طی گشت، آن روزها سيد محمدرضا شمس (ساقی) 1393 @navaye_asheghaan