eitaa logo
کانال نوای عاشقان
17.6هزار دنبال‌کننده
4هزار عکس
1.6هزار ویدیو
414 فایل
﷽ 📚کاملترین مرجع اشعار برای مداحان 📑کپی مطالب با ذکر منبع موجب رضایت اهل‌بیت می‌باشد. 📩شاعران گرامی اگرتمایل به همکاری داشته باشید میتوانید،با بنده؛️مرتبط بشوید 🌻༎شرائط |تـبادلات @h_salehi6
مشاهده در ایتا
دانلود
مناجات با امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف بیا ای آخرین امید، ترنم صبح سپید بیا عزیز فاطمه که جان ما به لب رسید یار بی نشان بیا، منجی جهان بیا، صاحب الزمان بیا صاحب الزمان بیا اسیر و مبتلا منم، فقیر و بینوا منم پناه عالمین تویی تو شاهی و گدا منم دست خالی ام ببین، پیش من کمی بشین، ای عزیز نازنین صاحب الزمان بیا طلوع صبح صادقی، شمیم یاس و رازقی بیا قرار و وعده ی دعای عهد عاشقی به حق اشک ندبه ها، به حق سوز گریه ها، بیا قرار جمعه ها صاحب الزمان بیا اگر هوای انتظار گرفته با گنه غبار به حق مادرت بزن این پرده را خودت کنار ای طلوع بی غروب، من بدم ولی تو خوب، پاک کن از دلم رسوب صاحب الزمان بیا بیا امام مهربان ای آفتاب بی کران دلم خوش است به چله ی سه شنبه های جمکران دعای من جز این نبود، ظهور کنی تو زودِ زود، ریشه کنِ آل سعود صاحب الزمان بیا موضوع: عجل الله تعالی فرجه الشریف سبک:
🌿❤️🌺🌸🕊📝➕🎧 🎼تا آخرین نفر تا آخرین نفس ایستاده‌ایم✊️ 🎙حاج صادق آهنگران 📝حبیب‌الله معلمی 🌿✊️🌷✊️🌿 ✊️تا آخرین نفر، تا آخرین نفس ✊️ماایستاده‌ایم، ما ایستاده‌ایم بهر بقای دین، در راه انقلاب ما سر نهاده ایم، ما سرنهاده ایم ✊️تا آخرین نفر، تا آخرین نفس ✊️ما ایستاده‌ایم، ما ایستاده‌ایم سالار عاشقان، محبوب کبریا سرمشق خون زده، در دفتر بلا فرزند فاطمه(س) با صوت دلربا هر دم زند صلا، از دشت کربلا با پیر حق پرست، از ساغر الست مامست باده‌ایم،مامست باده‌ایم ✊️تا آخرین نفر، تا آخرین نفس ✊️ما ایستاده‌ایم، ما ایستاده‌ایم پیروزی حسین(ع)رمزشهادت است  فیض و وصال حق، اوج شهادت است سرمایۀ حیات در استقامت است این سیر مکتبی، تا بی نهایت است آیینۀ دل از، عشق تو یا حسین(ع) ما جلوه داده‌ایم، ما جلوه داده‌ایم ✊️تا آخرین نفر، تا آخرین نفس ✊️ما ایستاده‌ایم، ما ایستاده‌ایم هرگز نمی رویم، در زیر بار ننگ تا محو فتنه ها، کوبیم طبل جنگ بر دشمن خدا، گیریم عرصه تنگ در جبهه میشویم، آماده بی درنگ با بانگ یا حسین(ع)، از مادر زمان آزاده زاده‌ایم، آزاده زاده‌ایم ✊️تا آخرین نفر، تا آخرین نفس ✊️ما ایستاده‌ایم، ما ایستاده‌ایم لبیک گفته‌ایم ما بر صلای دوست از کربلای خون، تا کربلای دوست یااینکه میکنیم، سررا فدای دوست یا بوسه میزنیم،خاک سرای دوست در نیل این هدف، الگوی همت و عزم و اراده‌ایم، عزم و اراده‌ایم ✊️تا آخرین نفر، تا آخرین نفس ✊️ما ایستاده‌ایم، ما ایستاده‌ایم هان ای بسیجیان،گاه دلاوری است روز نبرد با ظلم و ستمگری است بر یاوران حق، هنگام یاوری است واجب اطاعت ازفرمان رهبری است جای درنگ نیست، تا در کمند نفس نیوفتاده‌ایم، نیوفتاده‌ایم ✊️تا آخرین نفر، تا آخرین نفس ✊️ما ایستاده‌ایم، ما ایستاده‌ایم این قطعه، در سال ۱۳۶۷، توسط «حاج صادق آهنگران» اجرا، و سروده‌ای از استاد حماسه سرای دفاع مقدس، «حبیب الله معلمی».
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
نمایش در ایتا
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
نمایش در ایتا
. 🇮🇷 «ایران» ،جهان ما همین نام قشنگ است عشقِ همه این پرچـم پاک سه رنگ است هشتاد میلیون عاشــــق آزاده هستیم ما را به جز آزادگی هر نام، ننگ است عمری نشان دادیم در تاریـــــخ ایــــــران مردانه می‌جنگیم هرجا عرصه تنگ است ما مرد میدانیم، میـــــــدان هرچه باشد حتی اگر بازی‌ست می‌دانیم جنگ است بازی نباید کرد در میــــــــدانِ دشمــــــــن ما را بصیرت هست اگر دشمن زرنگ است تا پایِ جـــان هستیم پایِ کـــارِ میــهن تا نام ایران است کی جای درنگ است خارم به چشـــم دشمــــــن اما خوار هرگز من آهنم هر جا که دشمن خاره سنگ است دشمن یقین پیر است و ما پیروز هستیم دشمن اگر روبـــاه، ایرانـــــــم پلنگ است احمدرفیعی وردنجانی✍ ........................................................
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
نمایش در ایتا
14000926-panahi-shoor7.mp3
1.75M
|⇦•هیزم دور تا دورِ خونه... و توسل به حضرت زهرا سلام الله علیها اجرا شده در ایام فاطمیه سال۱۴۰۰ به نفس کربلایی نریمان پناهی•✾• ●━━━━━━─────── ⇆ㅤ ◁ㅤㅤ❚❚ㅤㅤ▷ㅤㅤ ↻ هیزم دور تا دورِ خونه آتیش داشت زبانه میزد ای وای مادر رو‌ تو‌ کوچه قنفذ بی رحمانه میزد به سرش داد نزنید سر ناموس علی اينقدر فریاد نزنید بسه تو رو خدا دست مادرم دیگه از کار افتاد نزنید میلرزه دخترش هیچ‌وقت یه مادرُ جلو اولاد نزنید پناه برخدا عده ای با بغض حیدر اومدن پناه برخدا برای کُشتن مادر اومدن پناه برخدا چقدر این معرکه قاتل داره پناه برخدا مدینه چقدر اراذل داره کوثر داره میسوزه پیکر داره میسوزه پیش چشم بچه هاش مادر داره میسوزه مادر مادر وای مادر... مادر مادر جان مادر... *اینا مادر رو‌ زدن، کربلا راحت بتونن زن و بچه های حسین، عمه سادات رو بزنن، اینا خونه رو سوزوندن جرأت پیدا کردن کربلا خیمه هارو بسوزونن، اینا جرأت کردن دست علی رو ببندن،کربلا دست های عمه سادات ...* مادر مادر وای مادر... مادر مادر جان‌ مادر... پناه برخدا دسته ی هیزم به دستا اومدن پناه برخدا فکر کنم گروه مستا اومدن پناه برخدا لگدِ حرومی بالا میره پناه برخدا بی حیا به سمت زهرا میره داره دیوار میسوزه داره مسمار میسوزه بوی چادر پیچیده مادر ما میسوزه مادر مادر وای مادر ... مادر مادر جان مادر ..
|⇦•اگر ميتواني بماني بمان... و توسل به حضرت زهرا سلام الله علیها اجرا شده در ایام فاطمیه سال۱۴۰۰ به نفس کربلایی ابوذر بیوکافی•✾• ●━━━━━━─────── ⇆ㅤ ◁ㅤㅤ❚❚ㅤㅤ▷ㅤㅤ ↻  شب شد، بي بيِ دوعالم زهرا سلام الله عليها آرام صدا زد: علي جانم! اميرالمؤمنينِ من، مولاي من! ميشه يه لحظه بياي پيشِ من؟ مولا اومد كنارِ بسترِ بي بي نشست، جانم فاطمه!؟ گفت: علي جان! ببين بچه ها خوابيدن يا نه؟ نگاه كرد مولا، حسن خوابِ، حسين خوابِ، زينبين خوابيدن، علي جان! ميخوام يه حرفي بهت بزنم، چند وقته ميخوام بهت بگم، اما شبش امشبِ، علي جان! فاطمه رو حلال كن... تا اينو گفت، مولا زد زيرِ گريه، فاطمه جان! من تو رو حلال كنم؟ نه! در وسطِ كوچه تو را ميزدن... تو بايد علي رو حلال كني، بخدا دستم بسته بود نتونستم برات كاري كنم... مولا زد زيرِ گريه، اشك هاي علي از محاسنش مي چكيد رو صورتِ زهرا، يهو ديد يه دستي آرام اومد بالا، بذار اشكات رو پاك كنم، آي مظلوم علي! تو گريه نكن، من اين حرفارو نزدم تو گريه كني، من طاقت گريه هات رو ندارم، ميخوام چند كلام وصيت كنم، عمل ميكني يا نه؟ بندِ دلِ مولا پاره شد؟ فرمود: وصيت هات رو بگو، اما ان شاءالله خوب ميشي... فرمود: علي جان! شبونه غسلم بده، از زيرِ لباس غسلم بده، شبونه دفنم كن، علي جان! نكنه اونايي كه حق تو رو گرفتن بيان برا تشييع جنازه ي من، اونايي كه من رو كتك زدن، من حوريه بودم به من سيلي زدن، فُرم صورتم عوض شده... بذار من يه گريز بزنم: اينجا مادر فُرم چهره اش عوض شد، يه آقايي هم تو كربلا، يه كاري با سر و صورتِ حسين كردن، وقتي دخترش سرِ باباش رو ديد نشناخت... دوباره از كربلا بريم مدينه، به سختي سر فاطمه رو مولا به زانو گرفت، فاطمه جان!...*   اگر ميتواني بماني بمان عزيزم تو خيلي جواني بمان   *مولا گريه كرد، بي بي گريه گريه كرد، اينجا اشكاي دو نفر جاري شد، اشك چشماي مولا بر گونه هاي بي بي چكيد، يه جايِ ديگه هم اين اتفاق افتاد، فردا شد: حسنين اومدن تو خونه، تا وارد شدن ديدن اين خونه ديگه روح نداره، يه نگاهي به در و ديوار انداختن، اول سراغِ مادرشون رو گرفتن، اسماء! مادرِ ما كجاست؟ فرمود: مادرتون داره استراحت ميكنه، معصوم هستن، امامن، ميفهمن، گفتن: امكان نداره مادرِ ما تا اين موقع استراحت كنه، دويدن توي اتاقِ مادر، ديدن مادرشون رو به قبله است، يه پارچه اي روي صورتِ مادرِ، امام حسن خودش رو انداخت رو سينه ي مادر، سيدالشهدا صورت به كف پاي مادر گذاشت، يهو ديد پاي مادر سرد شده، گفت: داداش! يتيم شديم، خدا اجرت بده، "آجرك الله" شروع كردن گريه كردن، همه دار و ندارِ ما رفت... اسماء اومد، من نميدونم چطور اين آقازاده ها رو از بدنِ مادر جدا كرد، خيلي سخته، بچه هارو فرستاد دنبال بابا... اسماء! اينجا اين دوتا آقازاده ها رو مؤدب از بدنِ مطهر بلند كردي، دست كشيدي به سرِ امام حسن، حسن جانم! حسين جانم! بريد دنبال باباتون... اينجوري ديگه بايد بلند كني مصيبت زده رو، فهميدي چي دارم ميگم؟ قاعده اش اينه، مخصوصاً اگه بچه باشه، بايد آروم جدا كني از عزيزش، اما كربلا دخترِ حسين، كنارِ بدنِ باباش بود، يهو ديد يه مشت عرب اومدن دوره اش كردن، با تازيانه.. .حسين... دوباره برگرديم مدينه، بچه ها رفتن جلوي مسجد، جوري بچه ها گريه مي كردن كه فهميدن كار تموم شده، بچه ها گفتن: بابا! خودت رو برسون، آي اونايي كه مدينه رفتيد از مسجد تا خونه راهي نبوده، اما ميگن: علي هي ميخورد زمين، زير بغل هاش رو گرفتن، خودش رو رسوند كنارِ بدن، اين پارچه رو كنار زد ديد فاطمه جواب نميده، آروم بُرد صورتش رو كنارِ صورت فاطمه، اين اشك ها اينجا هم ميچكيد، آروم گفت:" كَلِّمِـينِـي" فاطمه! با من حرف بزن، من علي هستم، اينجا علي شروع كرد وداع كردن...*   خوشي ز عُمر نديده خدانگهدارت صنوبري كه خميده خدانگهدارت   قرارِ بعديِ ما كربلا وقتِ غروب كنارِ رأس بريده خدانگهدارت ـــــــــــــــ