#امام_حسین
#شب_جمعه_شب_زیارتی_ارباب
ملک دلم همین که به نام حسین شد
عبدی گناهکار غلام حسین شد
آرامشی نداشت وجودم به هیچ وجه
تا که به اذن فاطمه رام حسین شد
قند مکرر اسم "حسین" است، والسلام
شیرین ترین کلام، کلام حسین شد
«با یک سلام صبح به ارباب بی کفن »
روزم پر از جواب سلام حسین شد
یادم نمی رود که خدا هر زمان ز من
قهرش گرفت، واسطه نام حسین شد
یک شب دوباره نوکری آمد به خواب من
حرفش دوباره حرف مرام حسین شد
نوکر از آب خوردن خود آب می شود
بین دو نهر؛ آب، حرام حسین شد
امیر عظیمی👆
#امام_حسین
#شب_جمعه_شب_زیارتی_ارباب
رفته صبر از کَفَم این حال نمیفهمم چیست
عمق این فاجعه صد سال نمیفهمم چیست
در سرم هست از او طرح سری خونآلود
من که نقاشی و تمثال نمیفهمم چیست
درکَم از اوست همین قدر که شد ذبح عظیم
باقی روضه يِ گودال نمیفهمم چیست
کشتن تشنهیِ زخمی عمل سختی نیست
بر سرش این همه جنجال نمیفهمم چیست!
سر کجا رفته و انگشتر و انگشت کجاست؟
بسمل کَنده پر و بال نمیفهمم چیست
نحر این سر که خودش جایزه دارد، دیگر
غارتِ خیمه و اموال نمیفهمم چیست
زره و خوود و سپر باز هم ارزش دارد
غارتِ چادر اطفال نمیفهمم چیست!!!
بین گودال و شلوغیش تنش خُرد شده
نعل آوردن و پامال نمیفهمم چیست
محمد رسولی👆
#امام_حسین
#شب_جمعه_شب_زیارتی_ارباب
وای از این روضه که از آن شده دفتر خونین
روضه خوان خون به دل و مسجد و منبر خونین
مستمع جامه ی خود چاک زد از این ماتم
مادری لطمه به صورت زد و منبر خونین
روضه اینست که مابین دو تا نهر حسین
با لب تشنه زمین خورده و پیکر خونین
یک نظر کرد به خیمه، نظری کرد به آب
جگرش خون شده، پیکر شده یکسر خونین
نیزه ها بر تنش از هر طرفی می آیند
بسملی می شود این مرغ تن و پر خونین
یادش آمد که چطور اصغر او پرپر شد
صورتش هم شده با صورت اکبر خونین
در همین حول و لا شمر به گودال رسید
دشنه آورد برون، شد دل خواهر خونین
تیغ از سمت گلویش نبرید -اما شمر-
دید از حنجر مولا نشده سر خونین؛
عصبانی شد و با پا بدنش را چرخاند
بعد از آن بود که شد حنجر و خنجر خونین
امیر عظیمی👆
#امام_حسین
#شب_جمعه_شب_زیارتی_ارباب
ساربان خواست که انگشتری ات را بِبَرد
دید بایست که انگشت تو را هم بِبُرد
سارقی خواست که غارت بکند پیرهنت
دست انداخت ،گریبان تو را هم بدرد
دیگری داشت به سر، نقشه ی عمامه تو
گفت شال کمرت را ز چه با خود نَبَرد
آن یکی گفت که در کوفه کسی حتماً هست
زره پاره و خونین تو را هم بخرد
اَخنس انگار مهیّای سرت بود ولی
شمر ميخواست خودش از بدنت سر بِبُرد
گفت قاتل به سنان بن أنس با وحشت
چه کنم خنجر اگر حنجر او را نَبُرد
آخرالامر به رَزّازیِ تو تن دادند
گشت ده مرکب تازه نفس از روی تو رَد
خوب از حال که رفتی، به روی سینه نشست
گفت جز من چه کسی گندم ری را بخورد
جرعه ای آب ندادند و بریدند سرت
تشنه لب هیچ کسی سر ز غریبی نَبُرد
محمود ژولیده👆
.
غزل مصیبت حضرت زهرا سلام الله علیها
آشفته ام من وبه چه حالی نشسته ام
درپیش صیدبی پروبالی نشسته ام
الفت گرفته باسرزانوسرعلی
پیش توای هلال هلالی نشسته ام
درد تورا که چاره دراین یک دوروزه نیست
در انتظار ماهی وسالی نشسته ام
گفتم دوباره پیش علی راه می روی
من راببین که باچه خیالی نشسته ام
جای سلام پلک بهم می زنی چرا
گویک سخن که بهرسؤالی نشسته ام
باقی نمانده ازتوبجزاستخوان وپوست
گویا کنار بستر خالی نشسته ام
گفتم به خود که ماندن زهرا بود محال
در آرزوی فکر محالی نشسته ام
*
زبانحال
آه - بیمارمن کن یگ نگاهم پناه من من بی پناهم ای عمر من در همه عمر تویک تنه بودی سپاهم چشماتو واکن ای لاله من منوببین ای ماه غرق هاله من ای گل یاسم درالتماسم مرو مرو ای یار هجده ساله من آه فاطمه جان خدانگهدار(۲)
**
آه - توئی توئی جوان حیدر جوان قدکمان حیدر با رفتنت از خونه من آتش مزن به جان حیدر هرنفس تو به مثل دوده رفتن تو از خانه من خیلی زوده میان کوچه بگو چها شد بگو چرا سرتا به پای تو کبوده
**
آه - تاکی بگیرم سر به دیوار دیگر ندارم من طرفدار خیلی برام سخته بگویم زهرای من خدانگهدار باهراشاره دلم شکستی ای نورچشم من چرا چشماتو بستی تو ای امیدم ببین بریدم پلکی بزن تا من بدانم زنده هستی
**
آه - سو سو مزن ای شمع خانه پرستویم مرو زلانه پیشم بمان جان حسینت ای یارخورده تازیانه تا کی به زانو سرگذارم گره گشایم گره خورده به کارم من بی تو هستم غریب و تنها ای سپرم بی تو دگر سپر ندارم
**
نوحه
ذکرلبهای من امن یجیب است
ای هستی علی علی غریب است
با چشم خونبار گویم شب تار
مظلومه فاطمه خدا نگهدار
**
دیگر قرآن من کوثر ندارد
دیگر حسین من مادر ندارد
یار جوانم ای قد کمانم
مظلومه فاطمه خدا نگهدار
**
رفتی ای ماه من از آسمانم
تو جان سپردی و من نیمه جانم
ای هست و بودم یاس کبودم
مظلومه فاطمه خدا نگهدار
**
6.36M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
#شب_جمعه_شب_زیارتی_ارباب
شب جمعه حرمت روضه دمادم دارد
شب جمعه شده و مادری آمد ز بهشت
گوشه ای از حرمت فاطمه ماتم دارد
مادری آمده امشب به زیارت حرمت
مادری که مژه ای تر و قدی خم دارد
مادرت روضه گرفته است برایت آقا
زیر لب زمزمه ی وای حسینم دارد
روضه اول (گریز دعای ندبه)
این الطالب بدم المقتول بکربلا...
یا امام زمان کی میای انتقام خون به ناحق ریخته شده جدت غریبت حسین و بگیری
انتظار خیلی سخته...
اون لحظات آخر عصر عاشورا در خیمه ها چه گذشت... همه منتظر... دل اهل حرم پر از دلهره... اما یه وقت صدای شیحه ذوالجناح آمد ... بعضی ها خوشحال شدند، گفتند اباعبدالله برگشته...
همه از خیمه ها بیرون دویدند آه ولی سالار زینب را ندیدند...
اسب بی صاحب ابا عبدالله به خیمه ها برگشت... زین واژگونه... بدن ذوالجناح پر از زخم و نیزه شکته است...
ناله و شیون زنان و کودکان بلند شد...
زبون گرفتن ها شروع شد... یکی می گفت ذوالجناح تو که بی وفا نبودی بابای منو چکار کردی... یکی می گفت ذوالجناح بگو ببینم بابای من تشنه بود آیا آب بهش دادند یا نه... اما زینب خودش رو دوان دوان بالای بلندی رساند... دید در وسط میدان تو گودی قتلگاه یه همهمه ای به پاست... نیزه ها و شمشیرها همه یک جا فرود میاد... آه بدن حسین فاطمه رو تکه تکه کردند... سر پسر پیغمبر رو از بدنش جدا کردند... نانجیب دستور داد اسبها رو نعل تازه زدند بدن شهدا رو پامال سم اسبان کردند... کاری کردند که وقتی زینب(س) رفت تو گودی قتلگاه، بدن برادر رو نشناخت ... هی این طرف و آن طرف رو نگاه می کرد... یه وقت چشمش به یه بدن بی سر غرق به خون افتاد... متعجبانه ناله زد ... هل انت اخی؟... آیا تو حسین منی...
ای حسین...
زینت دوش نبی روی زمین جای تو نیست خار و خاشاک زمین محفل و مأوای تو نیست
من ز طفلی بر سر دوش نبی دیدم تو را از چه بگرفتی کنون بالای نی منزل حسین
....................................................................
متن روضه دوم(گریز دعای ندبه)
این الطالب بدم المقتول بکربلا...
امام زمان کی میای انتقام خون جد غریبت حسین رو بگیری...
آه ... امان از آن ساعتی که ابا عبدالله الحسین در عصر عاشورا تکیه به نیزه غریبی نمود و صدا زد «هل من ناصر یَنصُرُنی... هل من معین یُعینُنی... هل مِن ذابِّ یَذُبُّ مِن حَرَم اهل بیت رسول الله»... آیا کسی هست من و یاری کنه... آیا کسی هست از حرم اهل بیت رسول خدا دفاع کنه... بمیرم برا ی غربت حسین فاطمه... هیچ کسی نبود تا پسر رسول خدا رو یاری کنه... این طرف تو خیمه ها جز زنان و کودکان دیگه کسی نمونده... اون طرف هم بنی امیه و نامردمان کوفه... آمد روبروی خیام صدا زد یا زینب،یا رباب، یا سکینه... علیکُنَّ مِنِّی السَّلام... وصیت ها و سفارش هاشو به اهل خیام گفت، اونها رو به صبر و خویشتن داری سفارش کرد... روانه میدان شد... یه تپه ای بود که هر چند وقتی یک بار ابا عبدالله برمی گشت آنجا و رو به خیمه ها صدا می زد الله اکبر... لا حول و لا قوة الا بالله... یعنی اهل خیام بدونید هنوز حسین زنده است ... امید در دل اهل خیام زنده می شد... اما یه وقت دیر شد و زمانی گذشت و صدایی از ابا عبدالله نیامد...
طولی نکشید نیزه ای به آسمان بلند شد...
سری به نیزه بلند است در برابر زینب خدا کند که نباشد سر برادر زینب
ای حسین...
🌹🍀🌹🌹🍀🌹:
🍀🌺🍀🌺🍀🌺🍀🌺🍀🌺
🦋✨دریافت آرامش الهی✨🦋
🌸بارالـها از كوي تو بيرون نشود پاي خيالم،نكند فرق به حالم ... چه براني ،چه بخواني،چه به اوجم برساني ، چه به خاكم بكشاني…
🌸نه من آنم كه برنجم، نه تو آني كه براني...نه من آنم كه ز فيض نگهت چشم بپوشم،نه تو آني كه گدا را ننوازي به نگاهي،
🌸در اگر باز نگردد، نروم باز به جايي پشت ديوار نشينم چو گدا بر سر راهي كس به غير از تو نخواهم چه بخواهي چه نخواهي...
🌸باز كن در كه جز اين خانه مرا نيست پناهي...
💜💥اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ
💚⭐️وآلِ مُحَمَّدٍ
♥️🌙وعَجِّلْ فَرَجَهُمْ
🍀🌺🍀🌺🍀🌺🍀🌺🍀🌺
🌷🌼🌷🌼🌷
خداوندا...
آرامشم را میان پیچ و خم زندگی ای که خود رقم زدم گم کرده ام ، آرامم کن
راهنمایم باش و ایمانم را قوی کن
که لحظه ای تو را در خلوت خویش گم نکنم...
خداوندا...
اگر همه ی مردم دنیا هم مرا ، احساسم را ، مهربانی هایم را فراموش و دستانم را رها کردند، تو مثل همیشه کنارم باش و آنی وکمترازآنی مرا به خودم نسپار...
خدایا آنچه از احساسم مانده به تو میسپارم تا از تنها دارایی ام محافظت کنی...
خداوندا دردنیا بیش از حد توان من سرد است به تو ، به آغوشت ، به رحمته بی کرانت نیازمندم کودکت را در آغوش بگیر
خدایا دوستت دارم....❤️
نگاهت را از من نگیر🙏🏻
"آمین"🙏😇
خدای من سلام 💖🙏
الهی به امید تو بر می خیزم😊
گل لبخنـد را مهـمان 😊
سکوت لبهایم میکنـم
وهوای سرشار از عشق وامید🌷
را درعمیق نفس میکشم
تا همای سعـادت
بر پرچین زندگیم
لانه کند و بهترینها برایم مقدر شود🙏
🌼سلام🌼آدینه تون🌼بخیر
18.62M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
1:20 جمعهها، بوقت حاج قاسم
چقدر قشنگ خونده اینو رضانریمانی برا حاج قاسم
ته خوشبختی یه عاشق، وقتی به اربابش میره
به اذن زهرا مقطع الاعضا میشه پر می گیره
کی گفته مرده علم زمین خورده ، مگه شهید می میره
عشق یعنی ضربان حرم ، اسم مرتضی علی توی اذان حرم