#سرود_ولادت #حضرت_زینب سلام الله علیها_ سید مهدی #میرداماد
┄┅═══•••✾❀✾•••═══┅┄
یازینب یازینب .....
عشقِ حسین .....
آسمون امشب محیط نورِ
بساط عشق و عاشقی جورِ
مدینه بارونِ گل میباره
امشب حسین تا سحر بیداره
منتظرِ قدمایِ یارِ .......
رو پایِ خورشید خوابیده مهتاب (2)
رویِ سرش گل می پاشه ارباب(2)
چشماشُ وا میکنه می بنده
به گلِ رویِ حسین میخنده
شد حسین با نگاهش سر زنده (2)
آسمون امشب محیط نورِ(2)
بساط عشق و عاشقی جورِ(2)
@emame3vom
مدینه بارونِ گل میباره
امشب حسین تا سحر بیداره
منتظرِ قدمایِ یارِ .......
زینب اومد لیلی بی مجال رفت(2)
تمومِ عشقا زیرِ سوال رفت(2)
عالمۀ بدونِ تعلیمِ
مقابلش خصم دین تسلیمِ
هر نفسِش باحسین تنظیمِ (2)....
مدینه بارونِ گل میباره
امشب حسین تا سحر بیداره
منتظرِ قدمایِ یارِ .......
مرد آفرینِ زنی دلیر(2)ِ
حیدری ذاتِ یه بچه شیرِ (2)
فاطمی سیرتُ صورت حیدر
وقتی خطبه میخونه این دختر
نشسته انگار علی رو منبر ...
حیدر حیدر حیدر ......
سرودولادت حضرت زینب.یا زینب یا زینب ،عشق حسین.mp3
2.62M
یا زینب یا زینب
.
#امام_زمان
#زمزمه .....
دلم از همه گرفته_به تو رو زدم دوباره
بیا این جمعه کنارم_هیچ کاری نشد نداره
میبینی با چشم خیسم_خیره ام به در، بیایی
جمعِ مهمونا که جَمعه_صاب خونه بگو کجایی؟؟
آقا با دیدن نامه م_میشه اشکای تو جاری
هر چی که بگی قبوله_نگو که دوسم نداری
هرکجا که رفتم آقا_ دست رد زدن به سینم
اومدم با دست خالی_روی ماهتو ببینم
تو برای ندبه خونا_ یاوری و سر پناهی
خونه مون باب دلت نیست_بمیرم برات الهی
بغضی که توی گلوته_نوکرو میکشه آقا
این روزا توی مدینه_مادرت ناخوشه آقا
@emame3vom
مادرت جوونه اما_ جوونی که قد کمونه
میخاد از زمین بلندشه_ جلو حیدر،نمی تونه
#مرتضی_عابدینی
🔉 #گـــــــــزارش_صـــــوتـی
مــــراســـــــــمهـــــــــفــتـگــی
بامـداحی: #حاج_مهدی_رسولی
پنجــشنبه۵ دیمــــــــــــــــاه۱۳۹۸
گلزارشهدایپایین|حـسـینیهشهدا
هیئتثارالله(رهرواناماموشهدا)
@emame3vom
👇👇
.
#فاطمیه #شام_غریبان
📋 #میبارهچشمآسمونامشب
#سبک_واحد
با نوای کربلایی سیدرضا نریمانی
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
میباره چشم آسمون امشب
چه سوت و کوره ، خونهمون امشب
شام غریبان مادر ما
شب عزای بابامون امشب
دیگه نمیاد ، صدای زاریش
تموم شده کار خاکسپاریش
چادر خاکی ، بستر خونی
چهجور بسازیم ، با یادگاریش
میاد هنوز توخونهمون
عطر نجیب پیرهنش
چند ساعته پیش بود اونو
به روی شونه بردنش
بابام داره دق میکنه
از بعد غسل مادرم
آخه خبردار شده از
کبودیهای رو تنش
تا که رسیدیم به خونه بازم
همه گرفتیم آستین به دندون
نکنه یک وقت از دفن مادر
بشن خبردار همسایههامون
"آه، چه شب تار و سردیه
آه، بیمادری بد دردیه"
سایهی در روی سر خونهست
شب عزای مادر خونهست
نگاه ما به نگاه باباست
نگاه بابا به در خونهست
هرگوشهای یک نشون گذاشته
تو سفره چند قرص نون گذاشته
با آب و جاروش این روز آخر
هر گوشه یک لخته خون گذاشته
روضه گرفتیم دور هم
هرکی یهجور گرفته دم
بابا میخونه روضه از
کبودی و زخم و ورم
حسین میگه من میدیدم
هی دست به دیوار میگرفت
حسن خودش رو میزنه
میگه که از کوچه نگم
نگم از اونروز ، اون روز پر سوز
که بدجوری قلبمو سوزونده
میون کوچه ، یه دست سنگین
زده غرور منو شکونده
"آه، چه شب تار و سردیه
آه، بیمادری بد دردیه"
@emame3vom
باید با درد و غمام بسازم
با غریبی بابام بسازم
با گریههای حسن بسوزم
با غصهی کربلام بسازم
کارای خونه مونده رو شونهم
از این به بعد من خانم خونهم
وصیت مادرم بوده تا
من به حسینم آب برسونم
اما میگفت مادر یهروز
تو کربلا روز دهم
تشنه میمونه و تنش
تو سنگ و نیزه میشه گم
چشماش به چشمای منه
دلش به سمت خیمههاست
دست و پا میزنه جلوم
با ضربهی دوازدهم
وای از اسارت،خیمه و غارت....
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
کربلایی سیدرضا نریمانی👇👇👇
@emame3vom