eitaa logo
نوای دل🎵
300 دنبال‌کننده
633 عکس
183 ویدیو
60 فایل
جایــــۍ براے حرفــــ دل...❤️ جایــــۍ کہ بوے راحتے از سروصداے دنـــیــا مےآيد...☺️ پست های👈 #اعتقادی #معرفتی #مشاوره‌ای #شعر #انگیزشی ادمین: @Kharabeh_neshin
مشاهده در ایتا
دانلود
‏ما موبایل بدستها، از همه جهان آگاهیم ولی از خودمان بی خبر... @sofreyedeleseyed
سنگ هم "عاشق" شود گوهر صدایش میزنند... @sofreyedeleseyed
نـوبـهـار است در آن کـوش کـه خـوشدل بـاشـی کـه بـسـی گُـل بِــدَمَــد بـاز و "تـو در گِـل بـاشـی"... @sofreyedeleseyed
نوای دل🎵
نـوبـهـار است در آن کـوش کـه خـوشدل بـاشـی کـه بـسـی گُـل بِــدَمَــد بـاز و "تـو در گِـل بـاشـی"..
مثل خاك! 🌺 در فصل بهار يك سنگ پيدا نمي‌كني كه سبز شده باشد! چرا؟ چون سنگ خودش را گرفته است.😏 اما خاك را ببين چه گل‌هاي رنگارنگي كه از دل آن بر مي‌دمد،😍 چرا؟ چون خودش را نگرفته است. 👈«در بهاران كي شود سر سبز رنگ خاك شو تا گل برويي رنگ رنگ سال‌ها تو سنگ بودي دلخراش آزمون را يك زماني خاك باش» 👌تو سال‌ها خود را گرفتي و به جايي نرسيدي. حالا يك مدتي بيا و خاكي باش، افتاده باش، وگرنه؛ اگر خودت را بگيري هيچ نسيمي و هيچ بهاري نمي‌تواند تو را سبز و شكوفا كند؛ نه خدا، نه پيامبران او، و نه اولياي حق، و نه كتاب‌هاي آسماني. 👌اين است كه اهل جهنم در قيامت مي‌نالند كه: اي كاش ما خاك بوديم! يعني اي كاش انسان‌هاي خاكي و افتاده‌اي بوديم. اي كاش ما هم تواضع پيشه مي‌كرديم. @sofreyedeleseyed
نوای دل🎵
چه آقای مهربونی داریم❤️ @sofreyedeleseyed
چقدر باید انسان؛ نامرد باشه که این آقا رو برنجونه😔😭
نوای دل🎵
چه آقای مهربونی داریم❤️ @sofreyedeleseyed
ای یوسف پرده نشین از تو خجالت میکشم حبس گناهان منی از تو خجالت میکشم؛ هر روز عهدی میکنم شاید گنه کمتر کنم؛ از نقض عهدم دم به دم از تو خجالت میکشم....😔 @sofreyedeleseyed
مشهدی حسن یزدی با امام زمان(علیه السلام) در جنوب شرقی مشهد مقدس کوهی است؛ به نام "کوه خلج" که از قدیم الایام دوستان حضرت و عشاق آن امام همام بدان جا می رفته و مشغول توسل به آن جناب و دعا برای حضرتش می شدند. از جمله👈 مرحوم مشهدی حسن یزدی که از صلحا و منتظرین وجود مقدس حضرت بقیة الله (ارواحنا فداه) بوده؛ بدان کوه می رفته و مشغول توسل به آن جناب می شده و اکثر متدینین مشهد مرحوم مشهدی حسن یزدی را به خاطر دارند که چگونه در انتظار و فراق امام زمانش می سوخت.😔 👈تقریبا در سنهء 1350 شمسی یک روز صبح زود به کوه خلج رفتم و در آنجا مشغول زیارت خواندن و توسل به امام زمان(ارواحنا فداه) شدم. حال خوبی داشتم و دائما با حضرتش مناجات می کردم و می گفتم: ای کاش ظهور می کردید و من ظهور شما را درک می کردم... آن روز؛ روز تعطیلی بود بعد از توسل از کوه خلج به منزل رفتم و قدری استراحت کردم. در عالم رویا(بین خواب و بیداری) دیدم در همان مکان؛ روی کوه خلج هستم و آقایم و مولایم صاحب الزمان(روحی له الفداء) هم هستند.😍 آقا در حالی که دست هایشان را بر پشت گذاشته بودند به طرف شهر مشهد نگاه می کردند. : آقا تشریف بیارید داخل شهر (منظورم👈 ظهور آن حضرت بود.) : من در این شهر غریبم!😔 : آقا اگر کاری دارید بفرمایید تا برایتان انجام دهم. : ما کارمندان زیادی داریم ولی آنها حق ما را می خورند و اکثرا یک قدم برای من بر نمی دارند و به یاد من نیستند.😱😭😔😔 در این هنگام از خواب بیدار شدم و در فراغ آن حضرت و برای غربت آن حضرت بسیار اشک ریختم. (کتاب عنایات حضرت ولی عصر علیه السلام ص435) ...😞 اَللّهُمَّ عَجِّل لِوَلیِّکَ الفَرَج @sofreyedeleseyed