eitaa logo
༅࿇༅🇮🇷نوای ذاکرین🇮🇷 ༅࿇༅
13.8هزار دنبال‌کننده
50 عکس
37 ویدیو
128 فایل
گلچین تخصصی و بروز اشعارونواهای مذهبی روضه،غزل مرثیه،نوحه وگریز،دودمه،ختم خوانی باحضورمداحان وشعرای آئینی👌آرامش راه اندازی کانال درتلگرام سال ۱۳۹۴ خادم و بانی و مداح چه فرقی دارد من فقط حاجتم این است که نوکرباشم Eitaa.com/navayehzakerin2 @Aaramesh42
مشاهده در ایتا
دانلود
[﷽][﷽][﷽][﷽][﷽] ‌❀ ﴾﷽﴿ ❀❀ ﴾﷽﴿ ❀ میگن که ماهِ رمضون، ماه مناجات و دعاست میگن که بهترین زمان، برای صحبت با خداست تا با تو خلوت نکنم، این دلم آروم نمیشه میخوام باهات حرف بزنم، یه‌جورایی روم نمیشه! بگو که از کجا بگم!؟ چه‌جوری با کوهِ گناه خدا خدا خدا بگم؟ لنگون و لنگون اومدم، می‌بینی خسته اومدم حق داری رام ندی، بازم، توبه‌شکسته اومدم حق داری رو بگردونی، آلوده‌دامن اومدم مشکلی نیست، فقط بدون! گفتی بیا من اومدم! میخوای بزن! میخوای نزن! فقط نگو تنهام بذار! من خودمم خسته شدم، یه‌راهی پیش پام بذار! میگن میخوای آدم بشی، باید بری کرب‌وبلا بی اختیار داد میزنم، امام رضا! امام خدایا! دارم تو رو میخونم در حالی که هم ترس دارم هم مشتاق دیدارتم... همچین که به گناهام نگاه میکنم دادم بلند میشه... اما همچین که کرمت‌و میبینم دوباره طمع میکنم... اگه منو ببخشی خیلی مهربونی... خیلی منت سر من گذاشتی... اما اگر هم عذابم کنی ظالم نیستی... حقمه... ای خدا! میبینی من جرات پیدا کردم بیام در خونه‌ت... اینم به خاطر کرم و لطف و بخشش توئه... امید دارم بهت! میگم خدا صدام‌و میشنوه محرومم نمیکنه..‌. خدایا! آرزوهام خیلی بزرگه... اما عملم خیلی زشته... به مقدار آرزوهام ببخش! منو به اعمال زشتم مواخذه نکن! خدایا! کرم و لطف تو بزرگ‌تر از اونی‌ه که بخوای من کوچیک و گنهکار عذاب کنی‌. صبرت هم خیلی زیاده.‌‌..هی میبینی من دارم چه غلطی میکنم حرفی نمیزنی... می‌بینی به در خونه‌ی تو پناهنده شدم‌... میبینی به سمت تو فرار کردم... من نسبت به تو حسن‌ظن دارم..‌. من کی هستم؟ خیلی من ناچیزم... اصلا به چشم نمیام در خونه‌ت... انقدر خوبا هستن که این شبا باهات حرف میزنن مناجات میکنند.... اگه می‌دیدم کسی غیر تو داره من‌و نگاه میکنه گناه نمیکردم... چون میدونستم اگه مردم ببینن آبروم‌و میبرن... اما تو آبرو نمیبری... برا همین من هی بی‌حیا شدم! اگه همون موقع یقم‌و می گرفتی؛ عجله میکردی گوشم‌و میتابوندی؛ من انقدر بی حیا نمی شدم... تو از همه چی آگاهی، همه چی رو میدونی... میدونی و صبر میکنی... میدونی و حلم داری... قدرت هم داری اما می بخشی... میتونی بزنی؛ توان داری و نمیزنی رحم میکنی... ┅┅┅┅┄❅[﷽]❅┄┅┅┅┅┄ 🇮🇷🇮🇷 =صَــــدَقِہ جاریِہ بزن روش واردشو⏬ ↙️خادم الذاکرین آرامش↙️ 💠کانال وابرگروه نوای ذاکربن💠 @Aaramesh42🆔️خادم کانال
4_6039572338641471870.mp3
40.31M
[﷽][﷽][﷽][﷽][﷽] ‌❀ ﴾﷽﴿ ❀❀ ﴾﷽﴿ ❀ ┅┅┅┅┄❅[﷽]❅┄┅┅┅┅┄ 🇮🇷🇮🇷 =صَــــدَقِہ جاریِہ بزن روش واردشو⏬ ↙️خادم الذاکرین آرامش↙️ 💠کانال وابرگروه نوای ذاکربن💠 @Aaramesh42🆔️خادم کانال
4_5798793487025441193.mp3
9.84M
(س) (ع) [﷽][﷽][﷽][﷽][﷽] ‌❀ ﴾﷽﴿ ❀❀ ﴾﷽﴿ ❀ تب گرفته تمام جسم مرا، همه‌جا را سیاه میبینم کاش زهرا عیادتم بکند! او بیاید برای تسکینم گرچه بستند باز میریزد، خون دل از شکاف زخم سرم زخم شمشیر قاتل من نیست، داغ ناموس مانده بر جگرم سهم من از تمام این دنیا، غصه و حسرت و بداقبالیست دور بستر حسین هست و حسن، جای محسن کنارشان خالیست من که مرد نبردها بودم، یک جراحت مرا ز پا انداخت وای از فاطمه که حوریه بود، پنجه بر گونه‌هاش جا انداخت برو قنبر میان هرکوچه! بگو از حال و روز غمبارم! کودکان یتیم کوفی را، با خبر کن که کارشان دارم! این حسین است چهره‌ی او را، ای پسربچه ها نگاه کنید! سر رخت و لباس او نکُند، کشمکش بین قتلگاه کنید! سنگ از روی بام‌ها نزنید، هر زمان که اسیر آوردید صدقه دست زینبم ندهید، کودکانی که شیر آوردید آه و نفرین من به کوفه اگر، از سَری مَعجری ربوده شود وسط ازدحام جمعیت، نکند دختری ربوده شود! صاحبان تنور بعد از این، به سر آفتاب رحم کنید! اهل کوفه وصیتم این است، به عروسم رباب رحم کنید! ┅┅┅┅┄❅[﷽]❅┄┅┅┅┅┄ 🇮🇷🇮🇷 =صَــــدَقِہ جاریِہ بزن روش واردشو⏬ ↙️خادم الذاکرین آرامش↙️ 💠کانال وابرگروه نوای ذاکربن💠 @Aaramesh42🆔️خادم کانال
(س) [﷽][﷽][﷽][﷽][﷽] ‌❀ ﴾﷽﴿ ❀❀ ﴾﷽﴿ ❀ شیر را در چشم اهل روضه بی‌‌مقدار کرد با کمی نان و نمک شیر خدا افطار کرد از سر سفره پس از صرف سه لقمه پا کشید لب نزد دیگر، اگرچه دخترش اصرار کرد باطنا می سوخت اما ظاهرا خاموش بود دود آهش آسمان کوفیان را تار کرد در حیاط خانه هی چرخید و با حالی غریب زیر لب آیات استرجاع را تکرار کرد چارده قرن است و جز زهرا نمی داند کسی قاتل خود را چرا از خواب خوش بیدار کرد؟ بعد از آن ضربت اگر "فُزتُ وَ ربّ الکعبه" گفت یادِ زهرا سوختن بین در و دیوار کرد ضربه‌ی شمشیر زهرآلوده طوری بود که مَرد یاد از داغی و از تیزی مسمار کرد قاتل اصلی حیدر دست نحسی بود که لاله‌زار وحی را با شعله آتش زار کرد نامرد(ابن ملجم لعنت الله علیه) رو گرفتن زندانیش کردن. بی‌بی(حضرت زینب(س)) اومدگفت: ان شاءالله بابام خوب میشه!چرا این کار کردی؟ مگه نمیشناختی این آقارو؟ گفت به همین خیال باش که بابات سرپا بشه! خودم شمشیرخریدم؛ زهرش دادم؛ روزها در زهری خوابوندم که اگه به دریا بزنی همه ماهیای دریا میمیرن. تا این حرف‌و زد بهم ریخت! بدوبدو اومدپیش امام حسن گفت: حسن جان این چی میگه؟ یه روزی زنای مدینه اومدن عیادت مادرش. تاعلی برگشت خونه بدوبدواومد دروبازکرد! گفت: بابااین زنا چی میگن؟ گفت: نمیدونم بابا چی گفتن؟! گفت: امروز اومده بودن بعد این همه  عیادت مادر؛ تا از درمیخواستن برن میگفتن: این زهرا دیگه زهرا نمیشه! "این سخن پیچیده هرجا، مرتضی افتاده از پا" امیرالمومنین صدا زد حسن جان! کیه پشت در اینقدر صدا میکنه؟ گفت نمیدونم! اومد درو بازکرد دید همه یتیما یکی یه ظرف شیردستشونه. گفت: همشون‌و رد کن! همه رو رد کرد گفت بابام گفته برید! همشونو فرستاد! امیرالمومنین تو بستر گفت حسن‌جان بازم صدامیاد! اومد دید یه عده دیگه ایستادن گفت: مگه نگفتم برید بابام کسی روقبول نمیکنه؟ همشون رفتن. دوباره امیرالمومنین گفت صدای کیه؟ گفت حسن‌جان بروببین کیه!؟ انگارعلی هم منتظر یکیه... اومد درو باز کرد دید اصبغ بن نباته. سرش‌و به در گذاشته داره سرش‌و میکوبه به در. گفت اصبغ! مگه نگفتم برید بابام کسی روقبول نمیکنه!؟ گفت کجابرم؟ خداروشکر کسی اومد شلوغ شد درخونه علی. آخه وقتی زهراشو میخواست ببره هیچکی نبود! " انگارنه انگار دیروز همینجا یکی خورد به دیوار انگار نه انگار! دیروز یه بچه شهید شد با مسمار انگار نه انگار دیروز یه زن رو زدن بین انظار " گفت زینب من زدمش! من ابن ملجمم! میدونستم چه‌جوری بزنم... توکوچه هم اون نامرد به دومی گفت خیالت جمع! یه‌جوری زدمش پا نمیشه... ┅┅┅┅┄❅[﷽]❅┄┅┅┅┅┄ 🇮🇷🇮🇷 =صَــــدَقِہ جاریِہ بزن روش واردشو⏬ ↙️خادم الذاکرین آرامش↙️ 💠کانال وابرگروه نوای ذاکربن💠 @Aaramesh42🆔️خادم کانال
4_5805152791697558552.mp3
31.44M
[﷽][﷽][﷽][﷽][﷽] ‌❀ ﴾﷽﴿ ❀❀ ﴾﷽﴿ ❀ ┅┅┅┅┄❅[﷽]❅┄┅┅┅┅┄ 🇮🇷🇮🇷 =صَــــدَقِہ جاریِہ بزن روش واردشو⏬ ↙️خادم الذاکرین آرامش↙️ 💠کانال وابرگروه نوای ذاکربن💠 @Aaramesh42🆔️خادم کانال
مگذارکه ازفیض حضورت منِ بیماربمیرم مگذار که با آرزوی دیدن تو خار بمیرم مگذار چنان منتظر طلعت ماه تو بمانم مگذار گل فاطمه کز طعنه ی اغیار بمیرم مگذار به گویند که چه شد یوسف کنعان بازآ گل گمگشته پس ازدیدن دلدار بمیرم هرصبح ومسا ذکر من عجل الفرج توست مگذار که با هجر جمال تو گرفتار بمیرم بگذار شود ماه جمال تو شها شامل حالم از بعد ملاقات گل روی تو ای یار بمیرم مگذار که بی رؤیت روی تو شوم خاک بگذار که باعشق تو منهم به سردار بمیرم عمرم سپری حسرت ماه تو به دل ماند مگذار گل فاطمه در گوشه ی بازار بمیرم لایق نه شدم تا که به دور تو به گردم بگذار که از خرمن تو دانه به منقار بمیرم تو نقطه ی عشقی همه جا یوسف زهرا بگذار به طوف تو الا نقطه پرگار بمیرم مگذار بماند رخ دلجوی تو در قاب خیالم مگذار زهجران تو منهم به شب تار بمیرم بگذار کشد ( صانعی ) با هر مژه ی چشم بر خاک رهت جارویِ بسیار بمیرم سید کمال میرصانعی [﷽][﷽][﷽][﷽][﷽] ‌❀ ﴾﷽﴿ ❀❀ ﴾﷽﴿ ❀ ┅┅┅┅┄❅[﷽]❅┄┅┅┅┅┄ 🇮🇷🇮🇷 =صَــــدَقِہ جاریِہ بزن روش واردشو⏬ ↙️خادم الذاکرین آرامش↙️ 💠کانال وابرگروه نوای ذاکربن💠 @Aaramesh42🆔️خادم کانال
🏴🌴🏴🌴🏴🌴🏴🌴🏴 منـادی زد نــدا اهــل زمـین را علـی گـــویـد اذان آخــریـن را علی میرفت تاکه لحظه ای بعد ز خون دل کند رنگین جبین را شبی از آسمانم ماه می رفت یتیمان را ز سینه آه می رفت چه حالی داشت وقتی دیدزینب علی با پای لرزان راه می رفت پدرجان ازچه حال زار داری؟ رخ زرد و دو چشـم تـار داری چـرا بـابـا بــه وقــت راه رفتـن چو مادر دست بر دیوار داری؟ تمـاشا کـن فلـک ظلـم زمیـن را علی ازخون دل شسته جبین را بگــردی در زمیــن و کهکــشانها نیــابـی چــون امیـرالمـومنـین را فـدای زینـب واَمَّـن یُجیب اش نمــوده نــذر بـابـای غـریب اش نمی داند علـی حـاجت روا شد جوابش کرده مولا راطبیب اش فلـک دیــدی امیـرالمـومنـین را زخونهای دلش شسته جبین را یتیمی با فغان و ناله می گفت چـــرا کشـتید امـــام نــازنیــن را؟ عـدو تـاکـه نشـسته درکمینت بــه محـراب عبـادت زد زمینت تمام خون دلهایی که خوردی بـه یکباره روان شد بر جبینت حسین تــاب غـم و هجـران نـدارد و زینــب نـــالــه اش پـــایـان نـــدارد طبیب آن شب بگوش مجتبی گفت مــریـض تــان دگــر درمـــان نـدارد درد و غم های دلت شدبی عدد تا نشد سقف سرت سنگ لحد در گــــرفتـــاری و دلتنــگـی بـگـــو یـــا علــی ابـــن ابیـــطالــب مــــدد ز قلب خسته خیزد نـاله و درد فقـیری در خــرابـه نـاله می کرد کجـایی نـاشناس کیسه بردوش کســــی نــــان یتیـــمان را نیـــاورد بنال ای دل که دردم ماندنی شد کتـاب غصـه هـایـم خـوانـدنی شد چــه دشــوار اسـت رنـج نـا امیدی مـــریـض زینــب آخــر رفتـنی شــد شبی بــاد خــزان زد بــر گـل یــاس زهـم پاشیده شـدکـانون احساس حسین یک نــالـه زد داد از یتیـمی ولـی آتش بجــان زد اشـک عبـاس چـــرا بـــابـــا جبیـــنی زرد داری؟ درون سیـنه آهـی سرد داری چرا لب می گزی بابای خوبم؟ الهـی مـن بمــیرم درد داری... امیــرمـــؤمنــان از خـــانـه مـی رفـت چـه مظلـومانه ازکـاشـانه می رفت دل شـب مثـل زهـــرا همسـرخــود بــه روی شـانـه مخفیانه می رفت اگـر چــه تــا بــه کــوفــه ره درازه بیــاییـد کـه خـداهم چـاره سازه پــــی یــــاری فــــرزنــــدان حیــــدر رویـم امشب بـه تشـییع جنـازه 🏴🌴🏴🌴🏴🌴🏴🌴🏴 شعر:علی اکبراسفندیار«مداح» ┅┅┅┅┄❅[﷽❅┄┅┅┅┅┄ =صَــــدَقِہ جاریِہ 💠 اللّٰهمَّ عَجِّلْ لِوَلِیِّكَ ٱلْفَرَجَ 💠 ↙️↙️ 💠کانال وابرگروه نوای ذاکربن💠 Eitaa.com/navayehzakerin2 ⬇️ https://eitaa.com/joinchat/954466766C8b9b885ce9 @Aaramesh42🆔️خادم کانال ╚═══💫💎═╝
.. 🏴🌴🏴🌴🏴🌴🏴🌴 بنال ای دل که کوفه بی صفا شد دلم تنگ اذان مرتضی شد بنال ای دل که فرزندان زهرا شدند ماتم نشین داغ مولا بنال ای دل عزیزان پیمبر ازاین غم میزنندبرسینه وسر بنال ای دل علی هم مخفیانه چو زهرامی شودتشییع شبانه حسن جانش بنالدباصدافغان خداحافظ خدا حافظ پدر جان بنال ای دل کــه نالیدن ثـوابـه حسین ازغصه امشب دل کبابه بــرای خــاطـر کلثـوم و زینـب بنالیم از سویدای دل امشب نفـس هـای علـی بـالا نیاید دگـر زهـرا بـه استقبالش آید سئوالی دردلم چون کوه درداست مگر کوفه علی با توچه کرداست؟ علـی کـه از جوانی تا به پیری شده کارش ز مردم دستگیری دل شب کوچه ات را رهگذر بود یتیمان تـو را همچون پـدر بود علی کز آه طفلان تو تب داشت بدوشش کیسه نان ورطب داشت چه نفرین هاشنید ازکودک و پیر خـدایـا داد مــا را از علی گیر علـی نفـرین شنید و دید آزار میان کوچه سرمی زد به دیوار سـزای خـدمتی بـس صادقانه نبود ای کوفه اینسان ظالمانه دل مـولا زتـو لبـریـز درد است ولی درحق تو نفرین نکرد است بدرد آورده ای قلب زمین را چرا کشتی امیرالمومنین را؟ عزیزانش از این غم در فغانند یتیمی درد بی درمان بخوانند کفن تاکرده ای مولای من را زدی آتش ز غم قلب حسن را دلت آمد بگریانی حسینش؟ وبنشانی بـه مــاتـم زینبینش مگر درسینهٔ تو نیست احساس؟ چسان راضی شدی خون گریدعباس چقدر ای کوفه شهر پر ز دردی هر آنچه که دلت میخواست کردی بیـا بهـر رضـای حـق تعــالـی دگر با بچه هایش کن مدارا ولی«مداح» رسدزینب به پیری از اینجا می برندش به اسیری 🏴🌴🏴🌴🏴🌴🏴🌴 شعر:علی اکبراسفندیار«مداح» ┅┅┅┅┄❅[﷽❅┄┅┅┅┅┄ =صَــــدَقِہ جاریِہ 💠 اللّٰهمَّ عَجِّلْ لِوَلِیِّكَ ٱلْفَرَجَ 💠 ↙️↙️ 💠کانال وابرگروه نوای ذاکربن💠 Eitaa.com/navayehzakerin2 ⬇️ https://eitaa.com/joinchat/954466766C8b9b885ce9 @Aaramesh42🆔️خادم کانال ╚═══💫💎═╝
🌴🤲🌴🤲🌴🤲🌴🤲🌴 خدای بنده پرورم ،اینجانیام کجا برم بازم گدای این درم،اینجانیام کجا برم اُدعونی اَستَجِب لَکُم،خودت یادم دادی خدا عفو توگشته باورم،اینجانیام کجا برم آی خدای گنه کارا،من اومدم که بکِشی دست نوازش به سرم،اینجانیام کجا برم میدونم ای خدای من،ازهمه مهربونتری حتی زمادر پدرم،اینجانیام کجا برم گدای سر بزیرتو،اشک ندامت میریزه ببین تو دیده ترم، اینجانیام کجا برم خودت به ماامیددادی،که ناامید شدی بیا دل شکسته میخرم،اینجانیام کجا برم ببین که مثل یتیما،سرم روزانوی غمه من سوگوارحیدرم،اینجا نیام کجا برم توروبحق حسنین،به اشک وآه زینبین ببخش ما را زکرم،اینجا نیام کجا برم «مداح»دل شکسته را،بحق مرتضی ببخش ای ازهمه عزیزترم، اینجا نیام کجا برم 🌴🤲🌴🤲🌴🤲🌴🤲🌴 شعر:علی اکبراسفندیار«مداح» ┅┅┅┅┄❅[﷽❅┄┅┅┅┅┄ =صَــــدَقِہ جاریِہ 💠 اللّٰهمَّ عَجِّلْ لِوَلِیِّكَ ٱلْفَرَجَ 💠 ↙️↙️ 💠کانال وابرگروه نوای ذاکربن💠 Eitaa.com/navayehzakerin2 ⬇️ https://eitaa.com/joinchat/954466766C8b9b885ce9 @Aaramesh42🆔️خادم کانال ╚═══💫💎═╝
🤲🌴🤲🌴🤲🌴🤲🌴🤲 دوباره شب شد گرفتم احیا بــه حـقِ قــرآن بــه آل طـاها بـه حـق احمـد بـه حـق زهرا نظـر بـه مـا کـن دَمـی خـدایا ببخشـا مــا را بـه شـاه نجف الهی العفو 🤲 الهی العفو 🤲🌴🤲🌴🤲🌴🤲🌴🤲 اگرچه من توبه هاشکستم ولـی گـرفتـی خـدا تو دستم بــه درگـه تـو  امیـد و بستم محب زهـرا و حیـدر هستم گنـاه مـن از همــه مُضــاعـف الهی العفو 🤲 الهی العفو 🤲🌴🤲🌴🤲🌴🤲🌴🤲 چـه سازم آخـر،بگـو تـو یارب دگـــر شــدم از، گــنه لبـــالــب به حق خون حسین امشب تو بگذر از مـا بـه جان زینب بــه لـب تشنـگانِ وادیِ طَـفّ الهی العفو 🤲 الهی العفو 🤲🌴🤲🌴🤲🌴🤲🌴🤲 بـــه حــق عبــاس و ایـــده ی او دو دســت از تــن بــریـده ی او به چشم درخون کشیده ی او بـــه فـــرق از هـــم دریـــده ی او که پاره پاره شده چو مُصحَف الهی العفو   🤲 الهی العفو 🤲🌴🤲🌴🤲🌴🤲🌴🤲 به آن یتیمی که گشته نومید پـدر پـدر گفت گـرسنه خوابید ســر پــدر تــا بـــه دامنـش دیــد دگـــر از ایــن غصــه بــر نتــابیـد بـه جـان شیرین کـه داد ازکف الهی العفو  🤲  الهی العفو 🤲🌴🤲🌴🤲🌴🤲🌴🤲 بـه روی مـــاهِ حســین سـوگـند بــــه آه آهِ  حســـین  ســـوگــــند بـــه قتلــگاه حســین ســـوگـــند بــــه آن نگـــاه حسـین سـوگند بـــه کــــربـلا کـــن مــــرا مُشَــرّف الهی العفو  🤲  الهی العفو 🤲🌴🤲🌴🤲🌴🤲🌴🤲 شعر:علی اکبراسفندیار«مداح» ┅┅┅┅┄❅[﷽❅┄┅┅┅┅┄ =صَــــدَقِہ جاریِہ 💠 اللّٰهمَّ عَجِّلْ لِوَلِیِّكَ ٱلْفَرَجَ 💠 ↙️↙️ 💠کانال وابرگروه نوای ذاکربن💠 Eitaa.com/navayehzakerin2 ⬇️ https://eitaa.com/joinchat/954466766C8b9b885ce9 @Aaramesh42🆔️خادم کانال ╚═══💫💎═╝
▪️▪️▪️▪️▪️▪️▪️ ای آقا جونم، امشب کجا قرآن به سر می گیری؟ آیا تو کوفه هستی ، کربلا هستی ، شنیدید ، وقتی همه رو صدا کرد بالای مأذنه قرار گرفت ، مناجات کرد ، بعد موقع اذان صبح شد ، ▪️الله اکبر  ... صداشو همه مردم کوفه شنیدن ، "به امام حسین آگه به اعتقاد خود من و تو باشه ، امشبم شماها صداشو شنیدید اومدید اینجا" وقتی اومد به نماز ایستاد ، همچین که به سجده رفت ، شنیدید کاری کرد نانجیب ، ابن ملجم صدای همه عالمیان ، سماوات ، ارضی بلند شد ، با جبرییل ناله زدن ... الله اکبر ؛ وقتی صدای امیرالمؤمنین بعد از ضربه بلند شد  "فزت و رب الکعبه"   قربون تو آقای غریبم ، یه وقت صدای جبرئیل میان زمین و آسمان بلند شد ، ▪️صدا زد به خدا علی رو کشتن ، این صدا رو زینب شنید ، حسنین شنیدن ، به سرعت دو تا آقا زاده ها سمت مسجد ، وقتی رسیدن دیدن محراب مسجد پر از خونه ... ای علی علی علی ..." نون و نمک بخور ولی به زخم من نمک نزن یه شب که مهمون منی،حرف سفر به من نزن ‌ شبیه مادرم شدی،تو نیمه جونم می کنی سلام میدی به مادرم،دل نگرونم می کنی دل تو بی قرار زهراست ... همش دلت کنار زهراست ... چشام به چشمات گره خورده چشات به انتظار زهراست بابا بابا بابا بابایی ... بابا بابا بابا بابای تنها ... امون از ین رفتن تو ... امون ز برگشتن تو ... میخ در التماس می کرد ... بابا ، به پیراهن تو ... صحبت میخ در شد و بازم دلم شد پر غم بیا بیا ،به یاد مادرم روضه بخونیم برا هم یادم نرفته مادر افتاد شاخه ی یاس پرپر افتاد دیدم که زانو هات میلرزید تا روی مادرم ، در افتاد با گریه ایستاد دوباره نگاهش کرد تسبیح را به دست گرفت و دعاش کرد گیسو کشید دخترش ، اما چه فایده زینب به جای فاطمه خیلی تلاش کرد ... شمشیر تا میان دو ابروی صورتش طوری نشسته بود نمی شد جدا کرد ای روزگار،ای روزگار،آخر علی را زمین زدن باید از ین به بعد جگر را فداش کرد وقت وصال بود دوباره خضاب کرد وقت خضاب خون سرش را حناش کرد عرضم تمام و التماس دعا بچه ها داخل گلیمی بابا رو جمع کردن ، با سر غرق خون آوردن سمت خانه ، چند قدمی خانه گفت بچه ها بزارید خودم با پای خودم بیام ... آگه زینب منو با این حال ببینه ، میمیره ... دختر طاقت نداره سر خونی بابا رو ببینه... 😭 گـــــــریز👇👇 میخوام بگم علی جان کجا بودی بالا تل زینبیه ، والشمر جالس علی صدره ... "😭 ┅┅┅┅┄❅[﷽❅┄┅┅┅┅┄ =صَــــدَقِہ جاریِہ 💠 اللّٰهمَّ عَجِّلْ لِوَلِیِّكَ ٱلْفَرَجَ 💠 ↙️↙️ 💠کانال وابرگروه نوای ذاکربن💠 Eitaa.com/navayehzakerin2 ⬇️ https://eitaa.com/joinchat/954466766C8b9b885ce9 @Aaramesh42🆔️خادم کانال ╚═══💫💎═╝
کشته شد در مسجد کوفه امیرمومنان تسلیت صاحب زمان فاطمه آید به استقبال او قامت کمان تسلیت صاحب زمان آن غلافی که به کوچه بازوی زهرا شکست واومصیبت زین عزا تیغ آن محراب کوفه فرق حیدر را شکست واومصیبت زین عزا ┅┅┅┅┄❅[﷽❅┄┅┅┅┅┄ =صَــــدَقِہ جاریِہ 💠 اللّٰهمَّ عَجِّلْ لِوَلِیِّكَ ٱلْفَرَجَ 💠 ↙️↙️ 💠کانال وابرگروه نوای ذاکربن💠 Eitaa.com/navayehzakerin2 ⬇️ https://eitaa.com/joinchat/954466766C8b9b885ce9 @Aaramesh42🆔️خادم کانال ╚═══💫💎═╝