به نام خدا
#شب_دهم_محرم
#زمزمه_با_امام_زمان_عج
#شعر_رقیه_سعیدی_کیمیا
─═༅࿇༅❖ ༅࿇༅═─
چه می شود که بزودی اماممان برسد
دراین مصیبت عظما به دادمان برسد
چه می شود که به محشر،ز جانب مولا
به دست منتظرانش ،خطِ اَمان برسد
رسیده وقت مصیبات اعظم زینب
خدا به دادِ دل صاحب الزمان برسد
شب وداع حسین و شب مناجات است
طلوع صبح ، مبادا که بی امان برسد
به خارهای بیابان سفارشی دارد
مباد ، خار به پاهای کودکان برسد
شروع می شود آه و بُکاء اهل بهشت
همین که زینب کبری به سر زنان برسد
تمام عرش الهی به لرزه می افتد
اگر که آه غریبی به آسمان برسد
خدا، به حق شهیدان دشت کرب وبلا
امید قلب تمامی شیعیان برسد
─═༅࿇༅❖ ༅࿇༅═─
✍رقیه سعیدی(کیمیا)
🌹 #اللَّهُمَّ_عَرِّفْنِےحُجَّتَڪ 🌹
💠#کانال_نوای_ذاکربن💠
💠کانال وابرگروه نوای ذاکربن💠
Eitaa.com/navayehzakerin2
به نام خدا
#غزل_مرثیه
#سروده_رقیه_سعیدی_کیمیا
گفتگوی حضرت سکینه علیهاسلام با ذوالجناح
𖠇࿐ྀུ༅࿇༅═══┅─
بر زمیــن کمتـر بزن پا از دلـم بُـردی قــرار
اسب زیبــای پدر! حرفــی بـزن کمتـر ببـار
سر به روی شانه ام بگذار و در گوشم بگو
با پدر رفتی چرا برگشته ای بی شهسوار؟
آمـدی جانم به قربانت بگو بابا کجــاست؟
شهـرعشـق ما نگو دیگر شـده بی شهـریار
در خضاب خون نشسته یال زیبـایت چرا؟
داغ سنگینی ست قطعاً علتِ این حالِ زار
می خراشـد شیهــه ات روح تمام دشت را
چشـم تو آلاله می پاشد به خـاک این دیار
آتشــی انگــار در زیر سُـمَــت پنهــان شده
پا بکوب آتـش بزن بر قلب سنـگ روزگـار
در نگاهت راه گم کرده ست حیرت حیرتا!
در صـدایت آه می سـوزد نهـان در آشکــار
سایــهٔ مـــژگانِ رازآلــود را بـرهــم بـزن
تا بریزد چکه چـکه غـربت از چشمان تار
آمـدی تا طرح قابِ «عصرعاشورا» شـوی
تا که این غربت بماند تا همیشــه ماندگار
آمــدی درس وفـا معنــا شـود بر کوفیــان
رو شــود دســت جفــای مردمـان نا بکـار
تا کجاهــا با پدر بودی؟ بگو ای ذوالجناح
دیدی آیا پیــکرش را زیرِ سـُمّ دَه سوار؟
گرچه حق رادریَمِ خون سر بریده دیده ای
دیده خواهد شدحقیقت بر سرِ نِیْ آشکار
نور مصبـاح الهُـدا هرگز نگردد بی فـروغ
عالَـمـــی از او گرفتــه آبِـرو و اعتبــــار
𖠇࿐ྀུ༅࿇༅═══┅─
🖊رقیه سعیدی(کیمیا)
🌹 #اللَّهُمَّ_عَرِّفْنِےحُجَّتَڪ 🌹
💠#کانال_نوای_ذاکربن💠
💠کانال وابرگروه نوای ذاکربن💠
Eitaa.com/navayehzakerin2
به نام خدا
#شب_دهم_محرم
#نوحه_زمزمه
#شهادت_امام_حسین_علیه_السلام
#شعر_رقیه_سعیدی_کیمیا
─═༅࿇༅❖ ༅࿇༅═─
سلام ما به ساکنِ /بهشتِ دشتِ کربلا
سلام ما به غربتِ /امیر و شاه نینوا
به سوز دشت نینوا /به آه و گریه هاسلام
به ناله ی بُنَیَّ و / به اشک روضه هاسلام
سلام ما به خواهری /که یاور برادره
به دختر سه ساله ای /که خیلی مثل مادره
به کودکان زینب و /به حُرّ و مسلم غریب
سلام بر رشادتِ/ زهیر و عابس و حبیب
سلام ما به غربتِ /دو یادگار مجتبی
به حنجر بریده ی/ رضیع دشت کربلا
سلام ما به غربتِ /جوان شِبه مصطفا
به پاره پاره پیکری /که خفته لای یک عبا
به دستای بریده ی/ امیر لشکر حسین
سقای دشت کربلا / پناه و یاور حسین
رسیده روضه های ما /به سمت گودال بلا
کسی نمونده برسه /به دادِ ناموس خدا
پیچید صدای غربتِ /حسین توو دشت نینوا
«کیست مرا یاری کند»/کسی نمونده اِی خدا
اومد به سمت خیمه ها /برا وداع آخرش
چه سخته دل بریدنِ /یه خواهر از برادرش
هیچ خواهر و برادری /حسین و زینب نمیشن
حتی یه روز نبوده که /از همدیگه جدا باشن
جمع شدن اهل حرم /برا وداع ، دور و برش
با دل خون ، زینب اومد / بوسه ای زد به حنجرش
فغان و آه و گریه ها /بلند شد تو خیمه ها
عزیز فاطمه می رفت /بشه اسیر نیزه ها
امیر بی سپاه رفت /به جنگ سی هزار تن
نبود اگر سوز عطش /حریف مولا نبودن
می بارید از هرطرفی /بارون تیر و نیزه ها
غریب گیر افتاده بود/ میوون قوم اشقیا
تااینکه روی مَرکبش /زدن یه تیر بی هوا
از روی مرکبش حسین /افتاد رو دشت نینوا
هرکی با هر چیزی که داشت /میزد به پیکر حسین
تشنه بودن قوم عدو /همه برا سرِ حسین
میزدنش با نیزه و /باشمشیر و تیر جفا
حتی پیرمرداشونم /زدن با چوب و با عصا
کاش به همین راضی بودن /رها میکردن بدنو
حرامیا اسباشونو / نعلای تازه زدنو...
کاش یکی بود توو این بلا /به داد زینب می رسید
وقتی که از سوز جگر/ فریاد و ناله میکشید
تا آسمونها می رسید /فریاد "وامحمدا"
گاهی می رفت به خیمه ها /گاهی به گودال بلا
یه وقتی دید شمر لعین /به سمت گودال اومده
نشسته روی سینه ای /که بوسه گاه احمده
وای غریب مادرم / وای حسین برادرم
غریب گیر آوردنت /وای شهید بی سرم
صدا زد ای خواهر من /برو به سمت خیمه ها
همیشه یاور حسین /برس به داد بچه ها
صدای یابُنَیَّ باز /پیچید تو دشت کربلا
سر عزیز فاطمه /به ضرب دشنه شد جدا
میگفت حسین من چرا /با لب تشنه کشتنت؟
به زیر سنگ و نیزه ها /با ضرب دشنه کشتنت
آخرِ روضه مون باشه /زینب و گودال بلا
میگشت به دنبال حسین /زیر شکسته نیزه ها
صدا میزد حسین من /کجایی ای برادرم
جواب اومد کنار بزن /این نیزه ها رو خواهرم
به زیر سنگها چرا / افتاده پیکرت حسین
الهی من فدای این / پیکر بی سرت حسین
خم شد و لبها رو گذاشت /روی رگای حنجرش
با آه و گریه بوسه زد/ خانم به جای مادرش
سلام آخرم باشه /به ماه روی نیزه ها
سلام ما به خواهرِ/ شهید دشت کربلا
─═༅࿇༅❖ ༅࿇༅═─
✍رقیه سعیدی(کیمیا)
🌹 #اللَّهُمَّ_عَرِّفْنِےحُجَّتَڪ 🌹
💠#کانال_نوای_ذاکربن💠
💠کانال وابرگروه نوای ذاکربن💠
Eitaa.com/navayehzakerin2
بسم رب الحسین(۱۰)
#نوحه_زمزمه
#شب_دهم_محرم
#سروده_رقیه_سعیدی_کیمیا
#سبک:به سمت گودال از خیمه دویدم من...
─═༅࿇༅ ❃༅࿇༅❃ ༅࿇༅═─
(به سمت گـودال از خیــمه دویدم من)
وقتی که ده مَـرکب ، دورِ تو دیدم من
سوختـــم از داغِ غـــربت و تنهـــاییت
وقتـی که فـــریاد تــو رو شنیــــدم من
نــوای آل اللــه ، آتیــش به جـــونــم زد
از روی تَـل ، داداش ، ناله کشیـــدم من
غریب خــواهر وای (۴)
𖠇࿐ྀུ༅࿇༅═══┅─
نالـه زدم داداش ، از روی تـل ، وقتــی
شمــر سیـَهْ دل رو ، رو سینه دیدم من
به ســـر زنان تنهـــا به مقتــلِ خونیــن
برای امـــداد تــو پر کشیـــدم مــن
غریب خــواهر وای (۴)
𖠇࿐ྀུ༅࿇༅═══┅─
ســــری به نــی دیـدم ، برابرم داداش
امـــان از ایـن غــربت ، دیر رسیدم من
مصیبتــی اعظــم بر ســـرم اومد چون
خنجــر گریــانِ سنــــان و دیـــدم مــن
غریب خــواهر وای (۴)
𖠇࿐ྀུ༅࿇༅═══┅─
خــون دل و اشکِ چشــم و غریبـــونه
بــه روی زخمـــایِ تنـت چکیـــدم من
بوســــه زدم وقتــــی به حنجــــر پاره
همنـفـــس مــادر ، نالــه کشیـــدم مـن
غریب خــواهر وای (۴)
𖠇࿐ྀུ༅࿇༅═══┅─
خیمه به غارت رفت دور از چشای تو
بی تو دل از دنیــا دیگـــه بریــدم من
به خیمـــه آتیش زد کوفیِ بی احساس
به سمــت بیمــــارِ خیمـــه دویــدم من
غــریب خــواهر وای (۴)
𖠇࿐ྀུ༅࿇༅═══┅─
تاعَلَـمت داداش نیفتـــد از شــــونه م
مقــــاومـت کــردم تا نخَـمیــــدم من
برای تکـــرارِ پیــام این نهــضــت
رختِ اسـارت رو به جون خـریدم من
وای از دل زینب (۴)
𖠇࿐ྀུ༅࿇༅═══┅─
رقیه سعیدی (کیمیا)
🌹 #اللَّهُمَّ_عَرِّفْنِےحُجَّتَڪ 🌹
💠#کانال_نوای_ذاکربن💠
💠کانال وابرگروه نوای ذاکربن💠
Eitaa.com/navayehzakerin2
#امام_حسین علیهالسلام
#عاشورا
#مثنوی
🔹آرامش شمشیرها🔹
همواره حُسن مطلع و حُسن ختامم
حتی برای شمر و خولی من امامم
من آمدم از سنگها هم دُر بسازم
از کوفیان تا میتوانم حر بسازم
بگذار ابر تیرها بارش بگیرند
شمشیرها از جسمم آرامش بگیرند
باید بمانم گرچه تیغ و دشنه باشد
شاید یکی از این جماعت تشنه باشد
شاید یکی یک جلوۀ روشن بخواهد
شاید یکی انگشتری از من بخواهد
پیراهنم وقتی که سهم این و آن است
آغوش من با نعل اسبان مهربان است
شاید دل سنگ کسی را نرم کردم
شاید تنور خانهای را گرم کردم
تاریخ را پای کلام خود نشاندم
من خطبهام را با زبان زخم خواندم
تاریخ را آزاد کردم با قیامم
همواره حُسن مطلع و حُسن ختامم
📝 #سیدحمیدرضا_برقعی
🌹 #اللَّهُمَّ_عَرِّفْنِےحُجَّتَڪ 🌹
💠#کانال_نوای_ذاکربن💠
💠کانال وابرگروه نوای ذاکربن💠
Eitaa.com/navayehzakerin2
#امام_حسین علیهالسلام
#عاشورا
#غزل
🔹جمع مُکسّر🔹
لبتشنهای و یادِ لب خشک اصغری
آن داغ دیگریست و این داغ دیگری
گاهی زره به تن به علی میشوی شبیه
گاهی عبا به دوش شبیه پیمبری
گفتند کوفیان به تو از هر دری سخن
واشد به دردهای تو از هر سخن دری
با صد هزار جلوه برون آمدی... دریغ
با صد هزار دیده ندیدند برتری
تنهایی تو بیشتر از پیش واضح است
حالا که در میان شلوغی لشکری...
شمشیر میکشی... چه شکوهی، چه هیبتی
تکبیر میکشند... چه الله اکبری
یاران بی بدیل، عجب جمع سالمی
اعضای چاک چاک، چه جمعِ مُکَسّری
آنها که روی دستِ محمد ندیدهاند
بر نیزه دیدهاند که از هر نظر سری...
📝 #محمدحسین_ملکیان
🌹 #اللَّهُمَّ_عَرِّفْنِےحُجَّتَڪ 🌹
💠#کانال_نوای_ذاکربن💠
💠کانال وابرگروه نوای ذاکربن💠
Eitaa.com/navayehzakerin2
🌑🌑🌑🌑🌑🌑🌑🌑🌑🌑
﷽
#مناسب_برای_ختم_جوان_ناکام
#فارسی_ترکی_مناسب_برای
#ختم_جوان_ناکام
#دختر_یا_پسر
#و_گریز_برای_جوان 😭
#همراه_با_اوخشاما
فلک برسینه ام داغی کشیده
نبیند هرکه مانندش ندیده
از این دنیا جوانم رفت ناکام
که بود اوصاحب خلق حمیده🌴
دلم از غصه ها درخون طپیده
گلم در بستر خاک آرمیده
نداند تلخی ایام هجران
مگر انانکه زین شربت چشیده🌴
😭😭😭⚫️
الهی سینه مالا مال درده
شب سال گل یاسم رسیده
سیه پوشم بیادش اشگ ریزم
گل گلخانه ام از ما رمیده🌴
#بند_ترکی👇🌴
گوزل بالا ادوی یازدیم داشا🍃
حسرت قویدون منی گوزلره قاشا
گتیرم هر هفته قبرون اوستونه
قارداش باجیوی آغلاشا آغلاشا😭⚫️
نه یامان اولارمیش یامان ایریلیق
آمان آیرلیق آی آمان آیرلیق
بالانی آیران آتا آنادان
اتفاقا نفاق سالان آیرلیق🌴
😭😭😭
#اوخشاما🍃👇
هارالیام هارالی🌴
گلوم مندن آرالی
ئولونجه اوخشارام من
یورقون گلن مارالی😭⚫️
سولار آخار های گلر
بایرام ئولار پای گلر
اوغول بوروزگاره
مگر سنه تای گلر🌴⚫️
😭😭😭
داغلار دوماندی قاردی
قلبیمی غصه آلدی
گوزوم قالدی طویوندا
قرا زولفیم آغاردی
⚫️⚫️⚫️⚫️⚫️⚫️⚫️⚫️⚫️⚫️
🥀🥀🥀🥀🥀🥀
# مجلس ختم پدر
#فوت شده دراستان دیگه
روضه امام حسین(ع)
#روضه چندروز (کاربرد هفتم چهلم سالگرد
بسم الله الرحمن الرحیم
یارحمن ویا رحیم
اَلسَّلامُ عَلَیْکَ یا اَباعَبْدِاللهِ، وَعَلَى الاَْرْواحِ الَّتى حَلَّتْ بِفِنآئِکَ، عَلَیْکَ مِنّى سَلامُ اللهِ اَبَداً ما بَقیتُ وَبَقِىَ اللَّیْلُ وَالنَّهارُ، وَلا جَعَلَهُ اللهُ آخِرَ الْعَهْدِ مِنّى لِزِیارَتِکُمْ، اَلسَّلامُ عَلَى الْحُسَیْنِ، وَعَلى عَلِىِّ بْنِ الْحُسَیْنِ، وَعَلى اَوْلادِ الْحُسَیْنِ، وَعَلى اَصْحابِ الْحُسَیْنِ
♦️زندگی طعم خوشی داشت اگر بابا بود)
♦️دلم زارم چه غمی داشت اگربابابود
♦️باغبان فلک از داغ به خاک دل من
♦️بذراندوه نمیکاشت اگر بابا بود
♦️هیچ غمهای جهان دردل حسرت زده ام
♦️تا ابد پای نمیزاشت اگر بابا بود
♦️خانه تاریک شده بی گل رویش حالا
♦️خانه ام برگ وبری داشت اگر بابابود
♦️بال میزد دل من تا بخدا بانگهش
♦️دل من بال وپری داشت اگر بابابود
چه پدری که طاقت اشکهای من غمدیده را نداشت
♦️طاقت دیدن اشک منه غمدیده نداشت
♦️گریه هایم ثمری داشت اگر بابا بود
⬅️مجلس امروزبه مناسبت درگذشت پدری مهربان برادری دلسوزیکی ازمحببان اهل بیت که دراستان گلستان از دنیا رفته برگذارگردیده انشاالله روحش بر سر سفره امام حسین مهمان بشه اما خانواده محترم شما چند روز جای خالی بابا را احساس می کنید به خدا قسم عزیزان داغ دیده هیچ کس جای بابا برای شما نمی گیرد اما عزیزان داغ
پدر برای دخترها خیلی سخت است نمی دانم دخترهای مرحوم در مجلس حضور دارند یا نه چون دختر ها علاقه زیاد به بابا دارند ومیگن دخترها بابای هستند خدا کنه کسی بین ما نباشد که داغ بابا دیده باشه بچه های مرحوم شما یادتان است ساعتی که بابا را دفن کردید
آمدید کنار قبر بابا نشستید از غم پدرناله زدید هیچ کس به شما بی احترامی نکرد اما دلها بسوزه بردختر ابا عبدالله تااسم پدر رو می گرفت بهش تازیانه می زدند یاد شهدا امام شهدا اموات جمع حاضر الخصوص روح این پدر ازاین مجلس ومحفل فیض ببرد
اما روضه امام حسین برات بخونم رو اموات فیض ببرند
⏪حالا دلها اماده شد بریم کربلا به یاد ان لحظه ای که اقا ابا عبدالله می فرمودند خواهرم زینب تازمانی که تکبیر من می یاد بدانید که هنوز من زنده ام اما یک وقت دیدند صدای اقا به گوش نمی رسد..
🔸همه از خیمه ها بیرون دویدند
🔸ولی سالار زینب را ندیدند ..
امدند جلوی ذوالجناح حلقه زدندهر کدام سوالی میکنه یکی سوال میکنه بگو ذوالجناح بابایمان چه شدیکی سوال میکنه بگو ذوالجناح عمویمان عبا س چه شد یکی سوال میکنه ببینم ذوالجناح برادرمان علی اکبر چه شد یک وقت دیدند سکینه امد عنان ذوالجناح به دست گرفت بگو ببینم ذوالجناح تو که بی وفا نبودی آیا آن لحظه ای که بابایم را شهید کردند آیا بهش آب دادند یا نه دیدند.. ذوالجناح سر به زمین می کوبه یعنی بابایتان را با لب تشنه شهیدش کردند یک وقت ذوالجناح به سمت گودال قتلگاه حرکت کرد زینب وکودکان پشت سر ذوالجناح ای می دویدند ای به زمین می خوردند بلند می شدند تا رسیدند به تل زینبیه عزیزانی که کربلا رفتند میدوند تل زینبیه نزدیک قتلگاه است ...
اما زبان حالی دارد بی بی زینب
🔸گلی گم کردم می جویم او را
🔸به هر گل می ریم می بویم او را
🔸گل من یک نشانی در بدن داشت
🔸یکی پیراهن کهنه به تن داشت
حسین آرام جانم..حسین روح وروانم
علي لعنة الله علي القوم الظالمين و سيعلم الذين ظلموا اي منقلب ينقلبون
التماس دعا
🥀🥀🥀🥀🥀🥀🥀▪️▪️▪️
1403/4/16
▪️▪️▪️▪️▪️▪️▪️▪️▪️▪️▪️▪️
#مجلس ختم مادر
#روضه مادر سالگرد(هفتم چهلم
#روضه اززبان دختران
#گریز شب دوم محرم
بسم الله الرحمن یا رحیم
یا رحمن یا رحیم
یا فاطِمَةَ الزَّهْراَّءُ یا بِنْتَ مُحَمَّدٍ یا قُرَّةَ عَیْنِ الرَّسُولِ یا سَیِّدَتَنا وَمَوْلاتَنا اِنّا تَوَجَّهْنا وَاسْتَشْفَعْنا وَتَوَسَّلْنا بِکِ اِلَى اللّهِ وَقَدَّمْناکِ بَیْنَ یَدَىْ حاجاتِنا یا وَجیهتاً عِنْدَاللّهِ اِشْفَعْی لَنا عِنْدَاللّهِ
♦️قلبم شده رنجور زهجران تومادر
♦️فکرم شده این گونه پریشان تو مادر
♦️هر لحظه کنم ارزوی روی تو افسوس
♦️دستم شد کوتا زدامان تومادر
🔻بله زمانی دستت ازهمه جا کوتا میشه که بدن نازنین مادر را به خاک سپردید
⬅️امانمی دانم بچه های مرحومه (یا،دخترخانم های این مادر)کجای مجلس نشسته اید شما مدت یک ساله جای خالی مادر احساس می کنید به خدا قسم هیچ کس جای مادر را برای شما نمی گیرد اما نمی دونم دختر(یا دخترهای ) مرحومه برای کدام خاطره مادر اشک می ریزید تنها خاطره به یادماندنی مادر می دونید چیه چادر نماز است که همیشه یاد دختر است هیچ وقت یاد دختر نمی ره اما یک شعر اززبان حال شما را بگم
🔸همی نالم که مادر دربرم نیست
🔻باید هم ناله بزنید چون جای مادر و خواهر دربین شما خالیست دوعزیز از دست دادید
🔸صفای وسایه او برسرم نیست
🔸مرا گر دولت عالم ببخشند
🔸برابر با نگاه مادرم نیست
⏪مادري كه يك عمر نگران بچه هاش بوده...
مادري كه يك عمر دعا گوي بچه هاش بوده...
آي جوني كه مادر داري ، هر موقع گرفتار شدي ، بگو مادرت برات دعا كنه.
دعاي مادر چيه؟؟؟
وقتي نماز ميخونه، همه دعاي مادر براي بچه هاش اينه...
الهي بچه هام سلامت باشن...
الهي بچه هام خوشبخت باشند..
قربون دعا كردنت مادر جان...
قربون دل مهربونت مادر جان...
یاد شهدا امام شهدا اموات جمع حاضر روح این مادر ودخترشان ازاین مجلس و محفل فیض ببرد درشب دوم محرم قرار داریم
گریزی هم درایت خصوص داشته باشیم
مثل فردایی یعنی روز دوم محرم
کاروان حسینی به سرزمین کربلا رسیدن ابی عبدالله فرمودند
نام این سرزمین چیه؟
عرضه داشتند آقاجان
به این سرزمین قاضریه میگن..
آقا فرمود آیا این سرزمین نام دیگری هم دارد گفتند بله آقا جان
به این سرزمین نینوا هم میگن.اقا ابا عبدالله یکی یکی اسم ها را گفتند
اما ابی عبدالله هنوز به اسمی که میخواد نرسیده.
حضرت فرمودند آیا نام دیگه ای هم داره یانه؟آقا جان به این سر زمین کربلا هم میگن تا آقا نام کربلا را شنید صدا زد
اللَّهُمَّ إِنِّي أَعُوذُ بِكَ مِنَ الْكَرْبِ وَ الْبَلَاءِ
(خدایا به تو پناه مىبرم از اندوه و بلا)
اینجا همون سرزمینیه که.
جدم رسول خدا بهم خبر داده بود.
از مرکبهاتون پیاده بشید همینجا منزلگه ماست...
اینجا همون جاییکه خون ما ریخته می شود
اینجا محل دفن ماست
🔸بار بگشائید کاینجا از عذاب
🔸میشود لبها کبود از قحط آب
مردم... اینجا همونجاییکه.است که
دستهای عباسم رو قطع میکنند.
اینجا همونجاییکه علی اکبرم قطعه قطعه میکنند...
اینجا همونجاییکه علی اصغرمو با تیر سه شعبه پرپر میکنند.
نميدونم وقتی خانم زینب کبری فهمید به کربلا رسیدند...
چه حالی پیدا کرد...
اومد کنار برادرش حسین صدا زد حسین جان..
نمی دونم چرا وقتی به این سرزمین رسیدیم.دنیای از غم وغصه به دل من نشسته حسین جان برادر مگر این جا کجاست.
🔸خواهرم زینب اینجا زمین کربلاست
آماده ای بگم یا نه...
امشب برات کربلات رو از آقا بگیری...
🔸خواهرم اینجا زمین کربلاست
🔸این زمین غصه و درد و بلاست
🔸خواهرم اینجا اسیرت میکنند
آماده باش زینبم...
🔸خواهرم اینجا اسیرت میکنند
🔸در همین ده روز پیرت میکنند
زینبم... طاقت داری بگم یا نه...
🔸می برن اینجا گلو و حنجرم
🔸پیش تو بر روی نی، آید سرم
یکدفعه صدای ناله ی خانم زینب کبری بلند شد...
چی میگی برادر..حسین جان
جلوی من از مردن حرف میزنی...
مگه نمیدونی..برادر من یک لحظه طاقت دوری تورا ندارم
زینب بدون تو برادر میمیره...
ابی عبدلله خواهر رو آروم کرد...
اصلا هر کجا زینب بی تاب میشد...
ابی عبدالله خواهر رو آروم میکرد...
دلداریش میداد...
اینجا یک جایی بود که زینبش رو آروم کرد...یک جای دیگر هم روز عاشورا بود که آقا می خواست بره میدان گفت خواهرم زینب خداحافظ من هم رفتم بی بی زینب فرمودند برادر خواهرت را تنها می گذاری اقا
فرمودند خواهرم زینب تازمانی که صدای تکبیر من می یاد بدان من هنوز زنده ام اما یک وقت دیدند صدای اقا به گوش نمی رسد
🔷همه از خیمه ها بیرون دویدند
🔷ولی سالار زینب را ندیدند
حسین آرام جانم..حسین روح وروانم
الا لعنة الله علي القوم الظالمين و سيعلم الذين ظلموا اي منقلب ينقلبون
احمد بهزادی
التماس دعا
▪️▪️▪️▪️▪️▪️▪️▪️▪️▪️▪️
۱۴۰۳/۴/۱۷
🥀🥀🥀🥀🥀🥀
# مجلس ختم پدر
#روضه امام حسین(ع)
#گریز شب دوم محرم
#روضه چندروز (کاربرد هفتم چهلم سالگرد
بسم الله الرحمن الرحیم
یارحمن ویا رحیم
اَلسَّلامُ عَلَیْکَ یا اَباعَبْدِاللهِ، وَعَلَى الاَْرْواحِ الَّتى حَلَّتْ بِفِنآئِکَ، عَلَیْکَ مِنّى سَلامُ اللهِ اَبَداً ما بَقیتُ وَبَقِىَ اللَّیْلُ وَالنَّهارُ، وَلا جَعَلَهُ اللهُ آخِرَ الْعَهْدِ مِنّى لِزِیارَتِکُمْ، اَلسَّلامُ عَلَى الْحُسَیْنِ، وَعَلى عَلِىِّ بْنِ الْحُسَیْنِ، وَعَلى اَوْلادِ الْحُسَیْنِ، وَعَلى اَصْحابِ الْحُسَیْنِ
♦️زندگی طعم خوشی داشت اگر بابا بود)
♦️دلم زارم چه غمی داشت اگربابابود
♦️باغبان فلک از داغ به خاک دل من
♦️بذراندوه نمیکاشت اگر بابا بود
♦️هیچ غمهای جهان دردل حسرت زده ام
♦️تا ابد پای نمیزاشت اگر بابا بود
♦️خانه تاریک شده بی گل رویش حالا
♦️خانه ام برگ وبری داشت اگر بابابود
♦️بال میزد دل من تا بخدا بانگهش
♦️دل من بال وپری داشت اگر بابابود
چه پدری که طاقت اشکهای من غمدیده را نداشت
♦️طاقت دیدن اشک منه غمدیده نداشت
♦️گریه هایم ثمری داشت اگر بابا بود
⬅️مجلس امروزبه مناسبت درگذشت پدری مهربان برادری دلسوزیکی ازمحببان اهل بیت برگذارگردیده انشاالله روحش بر سر سفره امام حسین مهمان بشه اما خانواده محترم شما چند روز جای خالی بابا را احساس می کنید به خدا قسم عزیزان داغ دیده هیچ کس جای بابا برای شما نمی گیرد اما عزیزان داغ
پدر برای دخترها خیلی سخت است نمی دانم دخترهای مرحوم در مجلس حضور دارند یا نه چون دختر ها علاقه زیاد به بابا دارند ومیگن دخترها بابای هستند خدا کنه کسی بین ما نباشد که داغ بابا دیده باشه بچه های مرحوم شما یادتان است ساعتی که بابا را دفن کردید
آمدید کنار قبر بابا نشستید از غم پدرناله زدید هیچ کس به شما بی احترامی نکرد اما دلها بسوزه بردختر ابا عبدالله تااسم پدر رو می گرفت بهش تازیانه می زدند یاد شهدا امام شهدا اموات جمع حاضر الخصوص روح این پدر ازاین مجلس ومحفل فیض ببرد
اما روضه امام حسین برات بخونم رو اموات فیض ببرند
مثل فردایی یعنی روز دوم محرم
کاروان حسینی به سرزمین کربلا رسیدن ابی عبدالله فرمودند
نام این سرزمین چیه؟
عرضه داشتند آقاجان
به این سرزمین قاضریه میگن..
آقا فرمود آیا این سرزمین نام دیگری هم دارد گفتند بله آقا جان
به این سرزمین نینوا هم میگن.اقا ابا عبدالله یکی یکی اسم ها را گفتند
اما ابی عبدالله هنوز به اسمی که میخواد نرسیده.
حضرت فرمودند آیا نام دیگه ای هم داره یانه؟آقا جان به این سر زمین کربلا هم میگن تا آقا نام کربلا را شنید صدا زد
اللَّهُمَّ إِنِّي أَعُوذُ بِكَ مِنَ الْكَرْبِ وَ الْبَلَاءِ
(خدایا به تو پناه مىبرم از اندوه و بلا)
اینجا همون سرزمینیه که.
جدم رسول خدا بهم خبر داده بود.
از مرکبهاتون پیاده بشید همینجا منزلگه ماست.
اینجا همون جاییکه خون ما ریخته می شود
اینجا محل دفن ماست
🔸بار بگشائید کاینجا از عذاب
🔸میشود لبها کبود از قحط آب
مردم... اینجا همونجاییکه.است که
دستهای عباسم رو قطع میکنند.
اینجا همونجاییکه علی اکبرم قطعه قطعه میکنند.
اینجا همونجاییکه علی اصغرمو با تیر سه شعبه پرپر میکنند.
نميدونم وقتی خانم زینب کبری فهمید به کربلا رسیدند...
چه حالی پیدا کرد...
اومد کنار برادرش حسین صدا زد حسین جان..
نمی دونم چرا وقتی به این سرزمین رسیدیم.دنیای از غم وغصه به دل من نشسته حسین جان برادر مگر این جا کجاست.
🔸خواهرم زینب اینجا زمین کربلاست
آماده ای بگم یا نه...
امشب برات کربلات رو از آقا بگیری...
🔸خواهرم اینجا زمین کربلاست
🔸این زمین غصه و درد و بلاست
🔸خواهرم اینجا اسیرت میکنند
آماده باش زینبم...
🔸خواهرم اینجا اسیرت میکنند
🔸در همین ده روز پیرت میکنند
زینبم... طاقت داری بگم یا نه...
🔸می برن اینجا گلو و حنجرم
🔸پیش تو بر روی نی، آید سرم
یکدفعه صدای ناله ی خانم زینب کبری بلند شد...
چی میگی برادر..حسین جان
جلوی من از مردن حرف میزنی...
مگه نمیدونی..برادر من یک لحظه طاقت دوری تورا ندارم
زینب بدون تو برادر میمیره...
ابی عبدلله خواهر رو آروم کرد...
اصلا هر کجا زینب بی تاب میشد...
ابی عبدالله خواهر رو آروم میکرد...
دلداریش میداد...
اینجا یک جایی بود که زینبش رو آروم کرد...یک جای دیگر هم روز عاشورا بود که آقا می خواست بره میدان گفت خواهرم زینب خداحافظ من هم رفتم بی بی زینب فرمودند برادر خواهرت را تنها می گذاری اقا
فرمودند خواهرم زینب تازمانی که صدای تکبیر من می یاد بدان من هنوز زنده ام اما یک وقت دیدند صدای اقا به گوش نمی رسد
🔷همه از خیمه ها بیرون دویدند
🔷ولی سالار زینب را ندیدند
حسین آرام جانم..حسین روح وروانم
الا لعنة الله علي القوم الظالمين و سيعلم الذين ظلموا اي منقلب ينقلبون
احمد بهزادی
التماس دعا
▪️▪️▪️▪️▪️▪️▪️▪️▪️▪️▪️
۱۴۰۳/۴/۱۷
4_6033055477389069104.mp3
14.55M
در فراق مادر
درسبک (خبر دارای عاشقان ابولفضل)
باقلم بهنام تخت مینا تبریزی
منه خاطر یاتمیان آنا لایلای
منی گوزدن آتمیان آنا لایلای
صفای قلبيم آنام لایلای
دوای دردیم آنام لایلای
غمونده گوزیاشیم هی آخار آغلار
بوقلبمی یاندروب یاخار آغلار
دوشنده یاده اورک سنی ایستر
بالالارون عکسیوه باخار آغلار
صفای قلبيم آنام لایلای
دوای دردیم آنام لایلای
آنا قدرون چوخلی کاشکی بولیدیم
سنون هرگون خوش اوزیوی گوریدیم
گئدندن سن ورد ذکریم اولوبدی
اولونجه سن کاش آنا من اولیدیم
صفای قلبيم آنام لایلای
دوای دردیم آنام لایلای
اورگ سنسیز هیچ غمه داها دوزمز
سنون تک هیچ کس بودردیمی بولمز
منه سلطانلار گله اولا یولداش
سنون بیر لحظه یرون منه ویرمز
صفای قلبيم آنام لایلای
دوای دردیم آنام لایلای
#فراق_مادر
#ترحیم_خوانی
🌹 #اللَّهُمَّ_عَرِّفْنِےحُجَّتَڪ 🌹
💠#کانال_نوای_ذاکربن💠
💠کانال وابرگروه نوای ذاکربن💠
Eitaa.com/navayehzakerin2
takhtemina - pedar.mp3
3.6M
قیزیل گول دن - دن اولدو
درمه دیم دن - دن اولدو
من سندن آیریلمازدیم
آیریلیق سندن اولدو
🎤بهنام تخت مینا
#ختم پدر
#ترکی
#ترحیم
🌹 #اللَّهُمَّ_عَرِّفْنِےحُجَّتَڪ 🌹
💠#کانال_نوای_ذاکربن💠
💠کانال وابرگروه نوای ذاکربن💠
Eitaa.com/navayehzakerin2