🌺🌺🌺🌺انواعموت
شيخ بهايي مي فرمايد:
مردم مسافراني هستند و شش منزلگه دارند.1.صلب پدر2.رحم مادر3.عالم دنيا 4.عالم قبر5.عالم قيامت 6.عالم آخرت. موت اختياري نيز چهار گونه است؛موت ابيض؛موت اسود؛موت اخضر؛موت احمر.
1.موت ابيض"مرگ سفيد"عبارت است ازگرسنگي و تشنگي را متحمل شدن؛چون گرسنگي و تشنگي قلب را روشن و منور مي كند و سيري شكم،قلب را تاريك مي سازد.يكي از اسرار و جوب روزه و استحباب روزه در اسلام اين است كه روزه قلب را منور و باطن را نوراني مي كند.
2.موت اسود "مرگ سياه"عبارت است از تحمل اذيت ها و شنيدن كلام تلخ از مردم،براي رضايت الهي؛يعني در راه خدا. تحمل اذيت و ملامت، گر چه در كام انسان ناخوشايند است، اما درون قلب انسان را روشن مي كند. به همين جهت امير مومنان علي(ع) مي فرمايد؛ از كنار شخصي پست مي گذشتم؛ مرا فحش مي داد و ناسزا مي گفت از آنجا رد شدم و با خود مي گفتم مقصودش من نيستم بلكه ديگري است.
3.موت اخضر "مرگ سبز" عبارت است ازهمان پوشيدن لباس و صله داري است كه بسيار بي ارزش و لي پاكيزه است.علي(ع) فرمود؛آن قدر لباس مخصوص خود را و صله زدم كه ديگر از و صله زننده آن شرم مي كنم.
منظور این نیست که دردوران حاضر فرد لباس وصله داربپوشد ..
بلکه منظور دوری ازدنیا وقناعت پیشگی وازدنیا فقط بحد ضرورت استفاده کردن است چه درخوردنچه پوشیدن چه خوابیدن و...
4.موت احمر عبارت است ازآن مرگ سرخ همان جنگ با نفس اماره است كه جهاد اكبر ناميده شده و آن مرگي است كه جامع همه انواع ديگر مرگ است.اگر سالك راه حق و اهل رياضت،اين مراحل چهار گانه را كنار بگذارند،ديگر مرگ طبيعي جبري برايش آسان و از عسل شيرين تر مي شود.علي (ع) فرمود؛به خدا قسم علي به مرگ مانوس تر از كودك به پستان مادر است. (نهج البلاغه/خطبه 5)
🌺 #امام_خمینی (رحمة الله علیه):
✅ عزیزم! از جوانی به اندازهای که باقی است استفاده کن که در پیری همه چیز از دست میرود، حتی توجه به آخرت و خدای تعالی. از مکاید بزرگ شیطان و نفس اماره آن است که جوانان را وعده صلاح و اصلاح در زمان پیری میدهد تا جوانی با غفلت از دست برود، و به پیران وعده طول عمر میدهد. و تا لحظه آخر با وعدههای پوچ انسان را از ذکر خدا و #اخلاص برای او باز میدارد تا #مرگ برسد.
📚 صحیفه امام، جلد 20، صفحه 156
📸تصویر یک میوهفروشی در تهران ۱۰۰ سال قبل؛ چرا کاسبان قدیم مشتریها را دست بهسر میکردند!
🔸مغازهدارها و بازاریان قدیم، صبحها که دکان خود را باز میکردند، کرسی کوچکی بیرون از مغازه میگذاشتند. اولین مشتری که به دکان میآمد و جنس میخرید، بلافاصله کرسی را به داخل مغازه میآوردند
🔸وقتی مشتریهای بعدی به آنها مراجعه میکردند، کاسبها نگاهی به بیرون از دکان خود میانداختند تا ببینند کرسی کدام مغازه بیرون مانده است
🔸به این ترتیب میفهمیدند همکارشان هنوز دشت نکرده و با اینکه جنس در مغازه داشتند، مشتریها را به روش و بهانههای مختلف به مغازه او میفرستادند.
🔸این عکس سال۱۳۰۸ از یک دکان میوه فروشی در شهرری گرفته شده؛ همان زمان که مغازهدارها چنین خصلتی داشتند و سحرخیزی، خواندن قرآن و حدیث در اول صبح، وضو گرفتن هنگام باز کردن کرکره حجره، مدارا با مشتری، دوری از ربا و نزول، کسب سود حلال، ارائه جنس مرغوب و خالص به مشتری، اهمیت به نماز اول وقت و گلریزان برای حل مشکلات مردم و کسبه، رفتارهای ویژه آنها بود.
📜 اساطیر نامه .
🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹عالمی مشغول نوشتن با مداد بود
کودکی پرسید: چه می نویسی؟
عالم لبخندی زد و گفت: مهم تر از نوشته هایم، مدادی است که با آن می نویسم، می خواهم وقتی بزرگ شدی مثل این مداد بشوی
پسرک تعجب کرد! چون چیز خاصی در مداد ندیدعالم گفت پنج خصلت در این مداد هست. سعی کن آن ها را بدست آوری👇
اول: می توانی کارهای بزرگی کنی، اما فراموش نکن که دستی وجود دارد که حرکت تو را هدایت می کند و آن دست خداست. پس اگر به هرجایی رسیدی وهرتوفیقی پیداکردی گرداننده وحرکت دهنده راخدابدان وبخودت مغرور نشو. وشکرگزار این قدرت الهی گرداننده وتوفیق دهنده وکمک کننده ات باش.
دوم: گاهی باید از مداد تراش استفاده کنی، این باعث رنج مداد می شود، ولی نوک آن را تیز می کند.
👇 پس بدان رنجی که می بري از تو انسان بهتری می سازد.پویاتر وباسرعت بیشتر ودقت بالاتر
سوم: مداد همیشه اجازه میدهد برای پاک کردن اشتباه از پاک کن استفاده کنی ،👇
پس بدان تصحیح یک کار خطا، اشتباه نیست و بسیار پسندیده است...ازعذرخواهی و جبران خطاها غافل نباش
چهارم: چوب مداد در نوشتن مهم نیست ،مهم مغز مداد است که درون چوب است،👇
پس همیشه مراقب درونت باش که چه از آن بیرون می آید.....ظاهر زیاد اهمیتی ندارد که دل مشغولی تو باشد.
پنجم: مداد همیشه از خود اثری باقی می گذارد👇
،پس بدان هر کاری در زندگی ات میکنی ،ردی از آن به جا میماند،پس در انتخاب اعمالت دقت کن🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹
🔴گنج قناعت
#نهج_البلاغه
◽️لا كنزَ أغنى من القناعة.
🌗هيچ گنجى غنى تر از قناعت نيست.
📚#حکمت_371
🎙 سوال: #ملاک اینکه انسان خود را از دیگران پایین تر بداند چه چیزی است؟
❓آیا با این عنوان که امکان دارد ما روزی بدتر از دشمنان اهل بیت باشیم، جایز است خود را کمتر از امثال شمر و یزید بدانیم؟
🔈 استاد تحریری: ما از این جهت که مزین به #نعمت_ایمان و #ولایت_ائمه علیهم السلام هستیم با اینکه باید در زبان و عمل شاکر این نعمت باشیم میتوانیم به برکت این فضل الهی، خود را برتر از دیگران که محروم از این نعمت هستند بدانیم.
🔶 اما نباید به خودمان اطمینان داشته باشیم که صد در صد اهل نجات هستیم
🔷و از این جهت که ممکن است در اثر #نا_شکری، این نعمت از ما سلب شود نباید حتی خود را برتر از دشمنان ائمه علیهم السلام بدانیم
🔶وهشیار باشیم که در افکار و اخلاق و رفتار #تبعیت از دشمنان اهل بیت علیهم السلام نداشته باشیم
🔷 و همواره به خدا #پناه ببریم از سوء عاقبت
🔶 و نسبت به سلب شدن #ایمان و #ولایت_ائمه علیهم السلام نگران بوده و به خدا #پناه ببریم
🔷 و در مقابل با مومنان نیز از این جهت که ما از باطن ایشان خبر نداریم و ایشان از جهت #ایمانی و #عملی شاید از ما برتر باشند نباید خود را برتر از ایشان بدانیم
🔶 و ببینیم و هر مقدار #درک_ایمانی انسان در ارتباط با خدا بیشتر باشد خود را نزد خداوند کوچک تر میبیند
🌱چنان که امام سجاد علیه السلام به خداوند عرض میکند:
💫«وَ أَنَا بَعْدُ أَقَلُ الْأَقَلِّينَ وَ أَذَلُّ الْأَذَلِّينَ وَ مِثْلُ الذَّرَّةِ أَوْ دُونَهَا»
و من بعداً از این اعتراف ها کم ترین کم تر ها و خوار ترین خوار ها هستم مانند ذره(کوچک ترین مورچه یا آن چه در آفتاب از روزنه دیده میشود) بلکه کم تر از آن هستم.