سرم ز دست بشد چشم از انتظار بسوخت
در آرزوی سر و چشم مجلس آرایی
مکدر است دل آتش به خرقه خواهم زد
بیا ببین که که را میکند تماشایی
به روز واقعه تابوت ما ز سرو کنید
که میرویم به داغ بلندبالایی
زمام دل به کسی دادهام من درویش
که نیستش به کس از تاج و تخت پروایی
در آن مقام که خوبان ز غمزه تیغ زنند
عجب مدار سری اوفتاده در پایی
مرا که از رخ او ماه در شبستان است
کجا بود به فروغ ستاره پروایی
فراق و وصل چه باشد رضای دوست طلب
که حیف باشد از او غیر او تمنایی
درر ز شوق برآرند ماهیان به نثار
اگر سفینه حافظ رسد به دریایی
محیا حامدیMahya Hamedi-Deng.mp3
زمان:
حجم:
14.2M
سرزِمینُم
لشکرُم
کلِ سپاهُم
قبضَتَه،
قلب سربازونِ جبهَه
بندِ لحظه غَمزتَه
•° نشونھ
سرزِمینُم لشکرُم کلِ سپاهُم قبضَتَه، قلب سربازونِ جبهَه بندِ لحظه غَمزتَه
شیدای لحن،
کلمات،
محتوا و دلبریهاش شدم...🫀✨
•° نشونھ
سرزِمینُم لشکرُم کلِ سپاهُم قبضَتَه، قلب سربازونِ جبهَه بندِ لحظه غَمزتَه
.
ای کُنارِ قد بلِندُم...
خانم مولودی خون میگن:
خونهی حیدر نشونه
چارهی کار ازدواج آسونه
.
هیچی دیگه
منم از خنده ریسه میرم :)
•° نشونھ
خانم مولودی خون میگن: خونهی حیدر نشونه چارهی کار ازدواج آسونه . هیچی دیگه منم از خنده ریسه میرم
(از اون خندهها که از غصه غمانگیز تره و مثلا خنده عصبیه، فکر بد نکنید🦥)
' و باید توی اصفهان زندگی کنی تا معنی خنده ها رو بفهمی '