عاقاااااااااااااااااااا
پیامایی که مینویسم رو میخونین؟
میخوام متن بلند هم بنویسم از این به بعداااا🤍
.
آیت الله بهجت:
ما پیش علامه نائینی در نجف اشرف نشسته بودیم یک طلبهای از طلبههای فاضل آنجا بود گفت :
من این قسمت مقتل حضرت عباس (ع) را قبول ندارم که میگویند عباس (ع) وارد شریعه شد، وقتی وارد شد تشنه بود، تشنگی شدید او را فرا گرفته بود به جای اینکه آب بخورد تا قویتر شود بتواند خوب بجنگد آب نخورد ...!!
چرا آب نخورد؟
این خلاف عقل است اگر آب میخورد نیرو میگرفت و با قدرت بیشتری میجنگید.
من این قسمت مقتل را قبول ندارم.!!
آیت الله بهجت میفرمود:
آقای نائینی مرد شماره ۲ اصول در حالی که نشسته بود و به دیوار تکیه داده بود با آن چهره علمایی بلند شد و فرمود :
آقا تو از عباس چه میفهمی؟ دخالت نکن، قضایای عباس، قضایای استدلال و منطق نیست، قضایای عباس و کار عباس،کار عشق است.
کربلا یعنی عشق. به آن عشق برس بعد قضاوت کن. همینجوری حرف نزن.
عشق به سیدالشهدا به اندازهای داشت که در سیدالشهدا ذوب بود.
آب را آورد مقابل لبانش از بس عاشق سیدالشهدا بود نمیتوانست آب را بخورد، چرا چون احساس میکرد سیدالشهدا در جان او وجود دارد من آب بخورم و حسین تشنه بماند ...
کتاب حماسه عاشورا، جلد ۱، صفحه ۱۴۳.
درحالت کلی چیزی که بنده متوجه شدم زندگی همین یک بیت هست :
هرچیز تورا باید .. افلاک همان زاید :)