eitaa logo
ندبه هاے دلتنگے
291 دنبال‌کننده
7.9هزار عکس
950 ویدیو
3 فایل
بزرگتــرین گـــناه ما... ندیدن اشــڪ های اوست! اشــــڪ هایی ڪـــه او... برای دیدن گناهــان مـــا می‌ریزد!😔💔 ❄️أللَّھُـمَ ؏َـجِّـلْ لِوَلیِڪْ ألْـفَـرَج❄ خـــادم ڪانال: اگر برای خداست .بگذارگمنام بمانم🍂
مشاهده در ایتا
دانلود
ندبه هاے دلتنگے
☺️🌷☺️🌷☺️🌷☺️ #داستان_واقعی #من_زنده_ام #قسمت_۱۹۳ *═✧❁﷽❁✧═* نمی‌دانستم چند ساعت دیگر در راه هستیم.
☺️🌷☺️🌷☺️🌷☺️ ۱۹۴ *═✧❁﷽❁✧═* در یک راهروی دراز، مقابل یک در🚪 بزرگ آهنی قرار گرفتیم که میله‌های قطوری از بدنه‌اش عبور می‌کرد و محکم به زمین کوبیده می‌شد و قفل‌های🔒 بسیار سنگینی داشت. چند قفل در آن چرخید تا باز شد. از زیر آن عینک🕶 کوری بیرون آمده بودیم و به داخل صندوقچه‌ای تاریک فرستاده شدیم. مدتی طول کشید تا چشمان‌مان👀 به تاریکی عادت کرد و توانستیم اطراف را ببینیم. آنجا دیوارهایی کاشی شده داشت. کاشی‌های قهوه‌ای سوخته بودند دقیقاً رنگ صندوقچه‌ی بی‌بی😢 خدای من چه شباهتی😳مرا این همه راه به صندوقچه‌ای که بی‌بی جواهرات💍 و ظرف‌های عتیقه و میهمانی‌اش را در آن نگه می‌داشت آورده‌ای؟ صندوقچه‌ای که من و احمد و علی گاهی دور از چشم👀 بی‌بی چادرش را روی سرمان می‌انداختیم و به داخل آن می‌رفتیم و خاله‌بازی و قایم‌باشک بازی می‌کردیم، اما آخرش بی‌بی ما را پیدا می‌کرد😍 چشمم که به نور آنجا عادت کرد اولین کسی که در آن صندوقچه پیدا کردم مریم بود. چه خوب که هنوز خواهرم مریم با من بود😊 دستانش را فشردم. فاطمه و حلیمه را دیدیم که مثل کوه، مقاوم 💪و مغرور گوشه‌ای ایستاده بودند. سرباز رفته بود و ما تنها شده بودیم. بی‌آنکه حرفی بزنیم یک ساعت⌚️ تمام به چهار دیواری اطرافمان و تمام زاویه‌ها و رنگ و شکل و اندازه‌ها و پستی و بلندی ضندوقچه خیره بودیم. فضای آنجا آنقدر کوچک بود که وقتی دست‌هایم✋ را باز می‌کردم به دیوار می‌خورد. وقتی به دیوارهای بتنی و آن همه دژ و در و قفل 🔒و میله‌های آهنی نگاه کردم، احساس کردم گرانبها و قیمتی شده‌ام. روی در صندوقچه دریچه‌ای به طول و عرض دو وجب در یک وجب بود. معنی در🚪 را می‌دانستم اما نمی‌دانستم این دریچه برای چیست؟ هنوز به اندازه‌ی کافی اطراف را وارسی نکرده بودیم که دریچه باز شد و از آن سوی در، چهره‌ای مثل شبح 👻فریاد زد: تفتیش، تفتیش... و بعد از آن صدای چرخش کلیدها🔑 و قفل‌های در جادویی شنیده شد. فکر کردم کسی قرار است به صندوقچه وارد شود ولی نه😱 سربازی از پشت دریچه گفت: حجاب، نزعن کل الملابس و البنطلونات. (روسری، لباس‌ها و شلوار همه را درآورید😳) ما را که بی‌حرکت دید خانمی 👩‍🏭با لباس نظامی وارد شد. ══ ೋ💠🌀💠ೋ══ 👈 ادامه دارد... 👉 ☺️🌷☺️🌷☺️🌷☺️
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
نمایش در ایتا
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
نمایش در ایتا
بسم الله الرحمن الرحیم ۳۶ رسالت_پیامبران و البته مادر هر امتی از امتهای گذشته پیامبری برای رساندن دستورات الهی به مردم فرستادیم و دعوت همه این پیامبران این بود که به مردم بگویند خدای یکتا را بپرستیدو از اطاعت شیطان و هر متجاوزی بپرهیزید.
🦋⃟📸  ‌‌‎‌‌‌‎‌‌‌‌‌‌‎‌‌‌‌ ❣️ نگاه رحمتت بر ماست؛ می‌دانم که می‌آیی ز اشک دوستان پیداست؛ می‌دانم که می‌آیی گذشته چارده قرن و هنوز ای یوسف زهرا تو تنها و علی تنهاست می‌دانم که می‌آیی 🌼|↫
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
نمایش در ایتا
سلام مولای ما صبح جمعه دوباره از راه رسید و شما از راه نرسیده اید... خورشید بر آسمان تابید و شما بر چشمان ما نتابیدید... و باز هم باید انتظار را گوشه ی دلهایمان سنجاق کنیم تا روزی که شما بیایی و صبح زندگیمان آغاز شود... خدایا! پس کجا ماند طلوعی که پس از تاریکی است؟!
| به آقای رئیسی تبریک می‌گویم بخاطر این جمله که امروز در مجلس گفتند: "انتخابات نقطه آغاز مشارکت مردم است نه پایان آن" این یعنی: دوران ارباب رعیتی و دیکتاتوری تکنوکرات‌ها و دمکراسی‌خواهان غرب‌زده، که مردم را فقط برای صندوق رای می‌خواهند، پایان یافت و دوران دولت مردمی آغاز شده است.
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
نمایش در ایتا
به نیت سیدسلمان‌موسویان‌فر ۳۷ صدتا صلوات هدیه می کنیم🌹
🌷🌷🌷🌷🌷 خدایا..! تو خود گفتی هرکس عاشقِ من باشد، عاشقش خواهم‌ بود و هرکه را عاشق باشم، شهیدش خواهم کرد و خون بهایِ شهادتش را نیز خود خواهم پرداخت، خدایا من عاشق تو‌ام..! ‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ هدیه محضر ارواح مطهر شهدا🌷وامام شهدا🌷صلوات 🌷 🕊🌷 🌷🕊🌷 🕊🌷🕊🌷
نمازت که تمام می شود سجاده ات را به شهادت بگیر, که هیچ نمازی را بی دعا 🤲بر فرج او تمام نکرده ایی.....👌
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
نمایش در ایتا
✨در جمعه های حسرت دیدار آسمان هر جمعه کار دل شده الغوثُ الاَمان... ✨این هفته نیز منتظر جمعه مانده ام چشم انتظار جمعه موعود مهربان... ✨هر صبح جمعه با نوسانات این دلم می گریم از فراق تو ای ماه بی نشان... ✨بین دعای ندبه به آهنگ انتظار دارم توقّع فرج صاحب الزّمان... ✨حتما اگر وظیفه خود را عمل کنیم از پشت ابرهای جدایی شود عیان... ✨ترک گناه باشد و انجام واجبات رمز عبور دیدن روی امامِ جان..
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
نمایش در ایتا
قسم به گریه کنان غروب هر جمعه قسم به فرصت پاکی که لحظه زاری‌ست به یک نگاه تو، آقا شدیم، یا مهدی بیا اگر تو نیایی، نصیب ما خاری‌ست ❤️❤️
ندبه هاے دلتنگے
☺️🌷☺️🌷☺️🌷☺️ #داستان_واقعی #من_زنده_ام #قسمت_۱۹۴ *═✧❁﷽❁✧═* در یک راهروی دراز، مقابل یک در🚪 بزرگ آ
☺️🌷☺️🌷☺️🌷☺️ ۱۹۵ *═✧❁﷽❁✧═* بدون اینکه آب دهانش را روی ما بریزد گفت: وحدة وحدة (یکی یکی) باید یک گوشه می‌ایستادیم تا او یکی یکی ما را تفتیش کند. هر تکه لباس 🧥را که بازرسی می‌کرد می‌گفت: الگطعه التالیه. (تکه‌ی بعدی) فاطمه یک گیره‌ی سر سیاه رنگی داشت که می‌خواست نگهش دارد و دست و پا شکسته باهاش بحث می‌کرد که آن گیره و کش سرش را به او پس بدهد اما او به شدت دست فاطمه را پس زد. پیش خودم فکر 🤔کردم اگر متوجه سنجاق شلوارم شود و آن را از من بگیرد با این شلوار چگونه راه برم❓ سنجاق را از شلوارم کندم و یواشکی آن را به مریم که قبل از من تفتیش شده بود، دادم👌 من آخرین نفر بودم. با وجود این همه دقت و وسواس تفتیش‌کننده فقط توانستم سنجاق شلوارم را نجات دهم و به زیرکی خودم احسنت گفتم👏 او رفت و ما ماندیم و صندوقچه‌ی سحرآمیزی که صاحب ما شده بود. روی دیوارهای سرد و سنگی آن خطوطی📝 نقش بسته بود که یادگار ساکنان قبلی صندوقچه بود. چقدر خوب بود که حلیمه بهتر از ما عربی می‌دانست👌 از او پرسیدم: حلیمه چی نوشته؟ گفت: اسم و تاریخ و محل شهادت🌷 ساکنان قبلی این دخمه‌هاست. دوباره پرسیدم: یعنی ساکنان قبلی این صندوقچه را کشته‌اند؟ او توضیح داد که نام دختری🧕 به نام بنت الهدی هم بر یکی از سنگ‌ها حک شده که در فلان خیابان در فلان تاریخ📆 اعدام می‌شود. چه صندوقچه‌ی رازآلودی! ما خط به خط این نوشته‌ها📝 را می‌خواندیم و رمزگشایی می‌کردیم و خود را در صف اعدام می‌دیدیم. دوباره صدای چرخش کلید🔑 در قفل آهنی و فریادهایی خشمگین و جمله هایی مبهم و گنگ از سمتی ناپیدا تا ته گوشم پیچید. چهار پتو به داخل انداختند. فاطمه گفت: این پتو یعنی اینکه می‌توانید بنشینید. - نه، یعنی اینکه اینجا ماندنی هستیم. - نه، فقط برای امشب است چون فردا سی‌ام مهر و پایان جنگ📛 است. - ما ماندنی نیستیم. از لابلای چند نرده‌ی آهنی که در دیوار مقابل فرو رفته بود شعاع‌هایی از نور خورشید 🌞خود را به سختی به داخل صندوقچه می‌رساندند. این رشته‌های نازک نور برایمان حکم ساعت⌚️ را داشتند. هر چهار پتو را روی هم انداختیم و به نماز📿 ایستادیم. ══ ೋ💠🌀💠ೋ══ 👈 ادامه دارد... 🔜👉 ☺️🌷☺️🌷☺️🌷☺️
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
نمایش در ایتا
بسم الله الرحمن الرحیم ۶۴ ای پیامبر صلی الله علیه واله; ما قرآن را بر تو نازل نکردیم مگر اینکه به وسیله آن روشنی کنی برای ایشان حق یا باطل بودن چیزی را که در آن اختلاف داشتند زیرا این کتاب نورانی مایه هدایت و رحمت است برای گروهی که ایمان می آورند .
°•⛓🥜•° ‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ ❤️ چه قطور شده کتاب تاریخ نبودنت!... هزار و چند فصل دارد؛ دلتنگی زمین! و فصل آخر،هنوز هم ناتمام.... قصه‌ی نیامدنت بسر نمی‌رسد؟
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
نمایش در ایتا
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
نمایش در ایتا
سلام مولای ما 🏝و عشق را باید تا پاے جان پرستارے ڪرد بیقرارِ آمدنت می‌مانم تا لحظه‌اے کہ جان در بدن دارم...🏝 ⚘اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ أَهْلِ بَيْتِهِ الْأَئِمَّةِ الْهَادِينَ، الْعُلَمَاءِ الصَّادِقِينَ... بار خدايا! بر محمّد و اهل بیت او درود فرست، آن هدایتگران و عالمان راستین...⚘ 📚مفاتیح الجنان،صلوات ابوالحسن ضراب اصفهانی
به نیت روح الله قربانی ۳۸ صدتا صلوات هدیه می کنیم🌹
آغاز میکنیم ختم نهج البلاغه رو و هدیه می کنیم به ارباب بی کفن سالارشهیدان حضرت اباعبدالله الحسین علیه السلام✋ باشد که خود آقا بر دل های ما نگاه کنه و ان شاءالله روزی همه ی ما بشه زیارت کربلا در کنار بهترین افراد زندگیمون✔️ و همه عاقبت بخیر بشیم و شهادت نصیب همه ی ما بشه با ذکر سه مرتبه یاحسین علیه السلام ختم جدید رو شروع می کنیم یاحسین علیه السلام یاحسین علیه السلام یاحسین علیه السلام
🌹سهم اول: حکمت ۱ تا ۱۲ ┄┅═══✼🦋✼═══┅┄ 📒 : در فتنه ها، چونان شتر دوساله باش، نه پشتی دارد كه سواری دهد، و نه پستانی تا او را بدوشند. ┄┅═══✼🦋✼═══┅┄ 📒 : آنكه جان را با طمع ورزی بپوشاند خود را پست كرده، و آنكه راز سختی های خود را آشكار سازد خود را خوار كرده، و آن كه زبان را بر خود، حاكم كند، خود را بی ارزش كرده است. ┄┅═══✼🦋✼═══┅┄ 📒 : بخل ننگ، و ترس نقصان است. و تهيدستي مرد زيرك را در برهان كند مي سازد، و انسان تهيدست در شهر خويش نيز بيگانه است. ┄┅═══✼🦋✼═══┅┄ 📒 : ناتواني آفت و شكيبايي شجاعت، و زهد ثروت، و پرهيزكاري سپر نگهدارنده است. و چه همنشين خوبي است، راضي بودن و خرسندي. ┄┅═══✼🦋✼═══┅┄ 📒 : دانش، ميراثي گرانبها، و آداب، زيورهاي هميشه تازه، و انديشه، آيينه ای شفاف است. ┄┅═══✼🦋✼═══┅┄ 📒 : سينه خردمند صندوق راز اوست، و خوشرويي وسيله دوست يابي، و شكيبايي، گورستان پوشاننده عيبهاست. و نيز فرمود: پرسش كردن وسيله پوشاندن عيب هاست، و انسان از خود راضي، دشمنان او فراوانند. ┄┅═══✼🦋✼═══┅┄ 📒 : صدقه دادن دارويي ثمربخش است، و كردار بندگان در دنيا، فردا در پيش روي آنان جلوه گر است. ┄┅═══✼🦋✼═══┅┄ 📒 : از ويژگيهاي انسان در شگفتي مانيد، كه با پاره اي (پي) مي نگرد، و با (گوشت) سخن می گويد، و با (استخوان) مي شنود، و از (شكافی) نفس می كشد!! ┄┅═══✼🦋✼═══┅┄ 📒 :چون دنيا به كسي روي آورد، نيكي هاي ديگران را به او عاريت دهد، و چون از او روي برگرداند خوبي هاي او را نيز بربايد. ┄┅═══✼🦋✼═══┅┄ 📒 : با مردم آن گونه معاشرت كنيد، كه اگر مرديد بر شما اشك ريزند، و اگر زنده مانديد، با اشتياق سوي شما آيند. ┄┅═══✼🦋✼═══┅┄ 📒 : اگر بر دشمنت دست يافتي، بخشيدن او را شكرانه پيروزي قرار ده. ┄┅═══✼🦋✼═══┅┄ 📒 : ناتوان ترين مردم كسي است كه در دوست يابي ناتوان است، و از او ناتوان تر آنكه دوستان خود را از دست بدهد. ┄┅═══✼🦋✼═══┅┄