10.8M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🎥 #تماشایی | ایران ای سرای امید...
🏴 گزیدهای از نوحهخوانی محمود کریمی در مراسم عزاداری شهادت حضرت فاطمه زهرا سلاماللهعلیها
💫 نو+جوان؛ انرژی امید ابتکار
🌱 @Nojavan_khamenei
5.9M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🎥 #تماشایی | دل به زهرا دادهایم...
🏴 گزیدهای از نوحهخوانی محمود کریمی در مراسم عزاداری شهادت حضرت فاطمه زهرا سلاماللهعلیها
💫 نو+جوان؛ انرژی امید ابتکار
🌱 @Nojavan_khamenei
دیداری که دوربین_ها ثبتش نمی_کنند_14049314207.pdf
حجم:
1.4M
📱 نسخه مطالعه موبایلی #خواندنی «دیداری که دوربینها ثبتش نمیکنند»
✍️ روایت عزاداری شب دوم فاطمیه از طبقه دوم حسینیه
👌 مناسب برای شبکههای اجتماعی
💫 نو+جوان؛ انرژی امید ابتکار
🌱 @Nojavan_Khamenei
📽️ #خواندنی | دیداری که دوربینها ثبتش نمیکنند
📜 روایت عزاداری شب دوم فاطمیه از طبقه دوم حسینیه
✍️ نازنین آقایی
🌱 طبقه دوم حسینیه امام خمینی رحمهاللهعلیه، جای عجیبی است. آدمها وقتی میرسند پایین پلههایش، حس کسی را دارند که هرچه دویده، آخر به قرار نرسیده. هرچند گلیمهای آبی کف حسینیه را روی همه پلهها هم کشیدهاند تا احساس دلتنگی کمتر شود، اما بالا رفتن ازشان تا رسیدن به طبقه دوم، آدم را از نفس میاندازد.
👀 زنها که پایشان به بالکن حسینیه میرسد، روبهرویشان فقط سقف میبینند و پروژکتور و باند و بلندگو؛ شوق چشمهایشان خاموش میشود و فقط حسرت در نگاهشان باقی میماند. هرکس تا می نشیند، با بغلدستی اش از علت دیر رسیدن میگوید و خیلی زود حرف میرسد به اینکه: «حالا میشه ازین بالا هم آقا رو دید؟!»
🥹 زنها مدام بغض میکنند و حرفها ناتمام میماند. از راههای دور و نزدیکشان میگویند و سختیهایی که تا رسیدن به اینجا کشیدهاند. یکی از قطاری میگوید که دیروز او و دوستانش را از بافق و مهریز و یزد تا اینجا آورده و دیگری از مرخصیای که به زحمت از رئیسش گرفته تا بتواند بیاید. یاد روضه که میافتند و رزقی که آقا هرسال در این ایام برای کشور میگیرند...
🔻 برای خواندن متن کامل به سایت یا #نرم_افزار_موبایلی نو+جوان مراجعه کنید👇
🌐 nojavan.khamenei.ir/showContent?ctyu=25960
📽️ #خواندنی | دیداری که دوربینها ثبتش نمیکنند
📜 روایت عزاداری شب دوم فاطمیه از طبقه دوم حسینیه
✍️ نازنین آقایی
🌱 طبقه دوم حسینیه امام خمینی رحمهاللهعلیه، جای عجیبی است. آدمها وقتی میرسند پایین پلههایش، حس کسی را دارند که هرچه دویده، آخر به قرار نرسیده. هرچند گلیمهای آبی کف حسینیه را روی همه پلهها هم کشیدهاند تا احساس دلتنگی کمتر شود، اما بالا رفتن ازشان تا رسیدن به طبقه دوم، آدم را از نفس میاندازد.
👀 زنها که پایشان به بالکن حسینیه میرسد، روبهرویشان فقط سقف میبینند و پروژکتور و باند و بلندگو؛ شوق چشمهایشان خاموش میشود و فقط حسرت در نگاهشان باقی میماند. هرکس تا می نشیند، با بغلدستی اش از علت دیر رسیدن میگوید و خیلی زود حرف میرسد به اینکه: «حالا میشه ازین بالا هم آقا رو دید؟!»
🥹 زنها مدام بغض میکنند و حرفها ناتمام میماند. از راههای دور و نزدیکشان میگویند و سختیهایی که تا رسیدن به اینجا کشیدهاند. یکی از قطاری میگوید که دیروز او و دوستانش را از بافق و مهریز و یزد تا اینجا آورده و دیگری از مرخصیای که به زحمت از رئیسش گرفته تا بتواند بیاید. یاد روضه که میافتند و رزقی که آقا هرسال در این ایام برای کشور میگیرند...
🔻 برای خواندن متن کامل به سایت یا #نرم_افزار_موبایلی نو+جوان مراجعه کنید👇
🌐 nojavan.khamenei.ir/showContent?ctyu=25960
📽️ #خواندنی | دیداری که دوربینها ثبتش نمیکنند
📜 روایت عزاداری شب دوم فاطمیه از طبقه دوم حسینیه
✍️ نازنین آقایی
🌱 طبقه دوم حسینیه امام خمینی رحمهاللهعلیه، جای عجیبی است. آدمها وقتی میرسند پایین پلههایش، حس کسی را دارند که هرچه دویده، آخر به قرار نرسیده. هرچند گلیمهای آبی کف حسینیه را روی همه پلهها هم کشیدهاند تا احساس دلتنگی کمتر شود، اما بالا رفتن ازشان تا رسیدن به طبقه دوم، آدم را از نفس میاندازد.
👀 زنها که پایشان به بالکن حسینیه میرسد، روبهرویشان فقط سقف میبینند و پروژکتور و باند و بلندگو؛ شوق چشمهایشان خاموش میشود و فقط حسرت در نگاهشان باقی میماند. هرکس تا می نشیند، با بغلدستی اش از علت دیر رسیدن میگوید و خیلی زود حرف میرسد به اینکه: «حالا میشه ازین بالا هم آقا رو دید؟!»
🥹 زنها مدام بغض میکنند و حرفها ناتمام میماند. از راههای دور و نزدیکشان میگویند و سختیهایی که تا رسیدن به اینجا کشیدهاند. یکی از قطاری میگوید که دیروز او و دوستانش را از بافق و مهریز و یزد تا اینجا آورده و دیگری از مرخصیای که به زحمت از رئیسش گرفته تا بتواند بیاید. یاد روضه که میافتند و رزقی که آقا هرسال در این ایام برای کشور میگیرند...
🔻 برای خواندن متن کامل به سایت یا #نرم_افزار_موبایلی نو+جوان مراجعه کنید👇
🌐 nojavan.khamenei.ir/showContent?ctyu=25960
🖼️ #قاب | حضور نوجوانان در مراسم فاطمیه ۱۴۰۴
💭 مشاهده تصاویر بیشتر؛
🌐 nojavan.khamenei.ir/showContent?ctyu=25963
💫 نو+جوان؛ انرژی امید ابتکار
🌱 @Nojavan_khamenei
10.6M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🎥 #تماشایی | راه تاریخ عوض شد به لطف تماشاچیان مدینه...
🏴 گزیدهای از نوحهخوانی مهدی رسولی در مراسم عزاداری شهادت حضرت فاطمه زهرا سلاماللهعلیها
💫 نو+جوان؛ انرژی امید ابتکار
🌱 @Nojavan_khamenei
😍 #خواندنی | باشد که باز بینم دیدار آشنا را
📜 روایت شب چهارم عزاداری حسینیه امام خمینی (ره)
✍️ فِ نعمتی
🥹 «خوش به حالشان»؛ این را وقتی میگفتم که پای تلویزیون نشسته بودم و دختران و پسران نوجوان و جوانی را میدیدم که در دیدارهای مناسبتی با رهبر انقلاب شرکت میکنند و میتوانند ایشان را از نزدیک ببینند. آن موقع من هم نوجوان بودم و در روستایی سرسبز در دلِ شمال شرقی ایرانم زندگی میکردم و چون داشتن این تجربه را خیلی دور میدیدم، به نفس عمیقی از سر حسرت بسنده میکردم؛ اما حالا قضیه فرق داشت. من پشت در حسینیه بودم، من به چندقدمیشان رسیده بودم ولی باز هم ... «خوش به حالشان».
😥 میدانستم به همین سادگیها به دیدار نمیرسم. سر بزنگاه دچار کسالتی شدم که نمیتوانستم از آن قسر در بروم. زمان به کار خودش ادامه میداد و توجهی به بیحالی من نداشت. هر طور بود خودم را جمعوجور کردم و لباسهای مشکی شستهشدهام را از زیر آفتاب و آن حجم آلودگی هوا نجات دادم و به داخل خانه آوردم و همراه چادر مشکی اتو کردم. هر چروک لباس، چینی به دل من میانداخت. میدانستم خوشموقع نمیرسم. به راه افتادیم و ماشین را در فاصله چند کوچه با مقصد پارک کردیم. دیگر راه رفتن جایز نبود. میدویدم. با نفسی که...
🔻 برای خواندن متن کامل به سایت یا #نرم_افزار_موبایلی نو+جوان مراجعه کنید👇
🌐 nojavan.khamenei.ir/showContent?ctyu=25961
6.9M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🎥 #تماشایی | ایران ای حریم رضا...
🎙️ همخوانی سرود «ایران ای سرای امید» در مراسم روز بسیج در حسینیه امام خمینی(ره)
💫 نو+جوان؛ انرژی امید ابتکار
🌱 @Nojavan_khamenei
12.1M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🎥 #تماشایی | نفهمیدن ایرانِ امامِ هشتم است اینجا
ببین جانهای عاشق را
ببین مردان نامی را...
✂️ بخشی از شعرخوانی مهدی رسولی در مراسم روز بسیج در حسینیه امام خمینی(ره)
💫 نو+جوان؛ انرژی امید ابتکار
🌱 @Nojavan_khamenei
📯 #خواندنی | نفخ صور در حسینیه
📜 روایت شبی که در بهشت منتظر بودیم
✍️ راضیه سعادتی
⏰ ساعت ۱۴:۳۰ است. در مترو نشستهام به مقصد ایستگاه تئاتر شهر. گفتهاند ساعت ۱۵ اینجا باش تا کارت ورودت را بگیری. درهای قطار بسته میشود، راه میافتد و در تونل یک دفعه متوقف میشود. چراغها خاموش میشوند. همه مسافران به هم خیره میشویم که چه اتفاقی دارد میافتد؟ از داخل اتاق راننده که همین دم گوشمان است صدای تلقوتلوقی میآید و در پسزمینه بهسختی صدای راننده را میشنویم که با جایی که نمیدانم اسمش چیست اما حکم برج مراقبت را دارد، حرف میزند و ازشان کمک میخواهد.
😥 تمام مدتی که قطار ایستاده است به این فکر میکنم که نکند قطار حالاحالاها درست نشود و دیر برسم؟ نکند داخل حسینیه جا نشوم و مجبور شوم بروم طبقه بالا بنشینم؟ اینطوری آقا را نمیبینم، یا باید بهسختی آن هم از خیلی دور ببینم...
🔻 برای خواندن متن کامل به سایت یا #نرم_افزار_موبایلی نو+جوان مراجعه کنید👇
🌐 nojavan.khamenei.ir/showContent?ctyu=25964