#شوخ_طبعی_پیامبر
پیامبر اکرم صل الله علیه و آله و چند تن از اصحاب در مکانی نشسته بودند. #حضرت یک پای خود را دراز کردند و پرسیدند : به گمان شما این پای من به چه چیز شباهت دارد؟
اصحاب هر کدام تشبیهی کردند: شاخۀ گل ، ساقۀ درخت ، #عمود خیمه و ...
نبی خدا صل الله علیه و آله پای دیگر خود را حرکت دادند و بعد هم فرمود: خیلی چیزها میشود گفت. ولی آن پای من به این پای دیگر بیشتر شبیه است
📚 انتشار مطالب نکته های ناب فقط با آیدی کانال جایز است
http://eitaa.com/joinchat/345899012Cfc1b7bcd50
#فرهنگ_عامل_پیشرفت
دوستی تعریف میکرد اولين روزهايی كه در سوئد بودم يکى از همکارانم هر روز صبح با ماشين خودش مرا از هتل به محل کار میبرد
ماه #سپتامبر بود و هوا سرد و برفی، ما صبحها زود به کارخانه میرسيديم و همکارم ماشين را در مکانی دورتر از ورودى ساختمان پارک می کرد ، در آن زمان دوهزار کارمند کارخانهی اسکانیا با ماشين شخصى به سر کار میآمدند
روز اول ، چيزى نگفتم همين طور روز دوم و ســوم ، روز #چهارم به همکارم گفتم : آيا جاى پارک ثابتى داری؟ چرا ماشين را اين قدر دور از درب ورودى پارک می کنى؟ در حالى که جلوتر هم جاى پارک هست؟
گفت : براى اين که ما زود میرسيم و وقت براى پياده رفتن داريم اين جاها را بايـد براى کسانى بگـذاريم که ديرتر ميرسند واحتياج به جاى پارک نزديک تر به درب ورودى دارند تا به موقع به سر کارشان برسند ، بعد هم گفت مگه تو اين طوری فکر نمی کنی؟ #فرهنگ عامل اصلی در پیشرفت جوامع بشری است
📚 انتشار مطالب نکته های ناب فقط با آیدی کانال جایز است
http://eitaa.com/joinchat/345899012Cfc1b7bcd50
#قیمت_بنزین_و....
از زمـانی که خبر افزایش قیمت بنزین اعلام شد . #میلیون ها پیام در فضای مجازی رد و بدل شد ، و هر کس به هر طریقی در این باره اظهار نظر می کند
در سطح شهر و در نانوایی و تاکسی و فروشگاه هم نرخ بنزین افتاده است بر سر زبانها، زن و مرد و پیر و جوان از بنزین صحبت می کنند...
راستش را بخواهید از خود و از مردم #خجالت کشیـدم! خجالت کشیدم که چراغیبت آقا آنقدر برایمان عادی شده که دیگر جمعهها هم سراغی از او نمی گیریم ، که خبر افـزایش قیمت بنـزین خیلی داغ تر از خبـر نیامـدن شماست
یادمان رفته با آمـدن آقا تمام گرفتاری هایمان برطرف می شـود و دیگر هیچ مسلمانی دردولت کریمه او #تهیدست نیست...
📚 انتشار مطالب نکته های ناب فقط با آیدی کانال جایز است
http://eitaa.com/joinchat/345899012Cfc1b7bcd50
#غرور_عبادت_سوز
حضرت #عیسى علیه السلام به مکانی رسید كهمرد عابدی آنجا زندگى میكرد حضرت با او مشغـول سخن گفتن شد. در این هنگام جوانى كه به كار زشت و ناروا مشهور بود از آنجا گذشت
وقتى چشمش به حضرت عیسى علیه السلام و مرد عابد افتاد ، پایش سست شد و از رفتن باز ماند وهمانجا ایستاد و گفت:
خدایا مناز كردار زشت خودم شرمنده ام. اگر پیامبرت مرا #ببیند و سرزنشم كند ، چه كنم ؟ خدایا عذرم را بپذیر و آبرویم را مبر
عابد تا جوان را دید سر به آسمان بلند كرد و گـفت #خدایا! مرا در قیـامت با این جوان گناهكار محشور مكن
در این هنگام خدا به پیامبر خود وحى فرمود كه به این عابد بگو ما دعای تو را اجابت كردیم و تو را با این #جوان محشور نمی كنیم ، چرا كه او به دلیل توبه و پشیمانى، اهل بهشت است وتو به دلیل غـرور و خودبینى ، اهل دوزخ
📚 انتشار مطالب نکته های ناب فقط با آیدی کانال جایز است
http://eitaa.com/joinchat/345899012Cfc1b7bcd50
#معجون_شفا_بخش
فـردی برای شهید نواب صفوی نوشته بود: بیماری روحی دارم ، چه کنم؟ در پاسخ او نوشت : گـل درخت سخاوت و مغز حبّه صبر و برگ #فروتنی را به ظرف یقین بریز
با وزنه حلم آنها را بکوب و مخلوط کن و سپس آن ها را با آب خوف از خدای متعال ، خمیر نما و با جوهر امید رنگ بزن و در دیگ عدالت بجوشان. بعد از آن ، در جام رضا و #توکل صاف کن
سپس داروی امانت و صداقت را بدان مخلوط نما واز شِکر دوستی آل محمد صل الله علیه وآله و شیعیان ایشان به مقدار کافی برآن بریز و چاشنی تقوا و پرهیزکاری برآن اضافه کن و هر روز با #ذکر خدا در پیاله توبه قدری بنوش تا بهبودی حاصل شود
منبع: ماهنامه شجره طیبه ، شماره ۲۱
📚 انتشار مطالب نکته های ناب فقط با آیدی کانال جایز است
http://eitaa.com/joinchat/345899012Cfc1b7bcd50
#معامله_با_خدا
بنده خدایی بدهی زیادی داشت . تاجر #بخشنده ای را به او معرفی کردند که احسان میکند. رفت و تاجر سخاوتمند را در بازار پیدا کرد . دید که به معامله مشغول است و بر سر مبلغی چانه می زند، آن صحنه را که دید ، پشیمان شد و برگشت
تاجر اورا دید و فهمید که برای حاجت کاری آمده ، به دنبال او رفت و گفت با من کار داشتی؟ مرد گفت برای هر چه آمده بودم بی فایده بود . تاجـر فهمید که برای #پول آمـده است به غـلامش اشاره کرد و کیسهای سکه زر به او داد
مرد با تعجب گفت : آن چانه زدن با آن تاجر چه بود واین بذل و بخشش چه؟ #تاجر گفت آن معامله با یک تاجر بود ولی این معامله با خداست! در کارخیر طرف حساب خداست ، خداوند خوش حساب است . بیاییم هــوای #فقرا رو بیشتر داشته باشیم
📚 انتشار مطالب نکته های ناب فقط با آیدی کانال جایز است
http://eitaa.com/joinchat/345899012Cfc1b7bcd50
سهم ما انسانها از همدیگر
آرامشی است کـــه بـه هــم
هدیه می دهیم
#خوشبختی یعنی دلــی را
نرنجــانی ، قلبی را نشکنی،
آبـرویی را نریزی و دیگران
از تو آسیب نبینند
#پیامبر صل الله علیه وآله
فرمودند دو خصلت ناپسند
است كه بدتر از آنها نيست:
شرک به خدا و آزار بندگان
خدا
به جمع ما بپیوندید
eitaa.com/joinchat/345899012Cfc1b7bcd50
#پرخوری_مانع_عبادت
#حضرت_یحیی از شیطان پرسید: که شیطان تو بر من هم تسلطی داری؟ بر من هم پیروز می شوی؟
شیطان گفت نه. من بر شما پیروز نمی شوم ، ولی از یک چیز شما خوشم می آید . یک #صفت دارید که من خوشم می آید. حضرت یحیی فرمود من چی دارم که خوشت می آید؟
شیطان عرض کرد شما گاهی شب زیاد می خوری . بعد سنگین هستی . موقع #خواب برای عبادت شبانه تان که بلند میشوید سنگین هستید . من خیلی از این حالت خوشم می آید
زیاد خوردن حضرت یحیی علیهالسلام مثل زیاد خوردن ما نیست. ماها گاهی اوقات سوپ می خوریم. تا اشتهایمان باز شود تازه . بعدش هم که #غذا می خوریم ، دسر می خوریم تا هضم شود
زیاد خوردن حضرت این بوده که کنار نانش یک نمک یا شیری بخورد. وقتی این راگفت، حضرت یحیی فرمود عهد میبندم با #خدا که دیگر شب را سیر نخورم . شیطان هم گفت عهد میکنم دیگر نصیحت به مؤمن نکنم. ازبیانات حجت الاسلام عالی
📚 انتشار مطالب نکته های ناب فقط با آیدی کانال جایز است
http://eitaa.com/joinchat/345899012Cfc1b7bcd50
حرکت عجیب فرماندار ظالم-سید حمید میرباقری.mp3
1.17M
🎼 پادکست بســیار زیـبا
🎤 سید حمید میرباقری
🔖 فرماندار ظالم ری
⏱ ۴ دقـــیقه و ۵۳ ثـانیــه
#نشرپیامصدقهجاریهاست
به جمع ما بپیوندید
eitaa.com/joinchat/345899012Cfc1b7bcd50
#یه_مشت_شکلات
دختر کوچولو وارد بقالی شد و کاغذی را طرف #بقال گرفت و گفت : مامانم گفته چیزایی که در ایـن لیست نوشته را بدین ، این هم پولش . بقال کاغذ را گرفت و لیست نوشته شده در کاغذ را فراهم کرد و به دست دختر بچه داد
بعد هم لبخندی زد و گفت: چون دختر خوبی هستی و به حرف مامانت گوش می دی، می تونی یک مشت شکلات به عنوان جایزه برداری
دخترک از جای خود تکان نخورد! بقال احساس کرد دختر #خجالت می کشد، گفت : دخترم ! خجالت نکش ، بیا جلو خودت شکلات هاتو بردار
دختر جواب داد: عمو! نمیخوام خودم شکلات بردارم، می شه شما بهم بدین؟ با تعجب پرسید : چرا دختر گلم ؟ مگه چه فرقی می کنه ؟ دختر با خـنده ای کودکانه گفت: آخه مشت شما از مشت من بزرگتره!
بعضی وقتها خیلی از ما آدم بزرگها، حواسمان به اندازه ی یک بچه کوچک هم جمع نیست . که بدانیم و #مطمئن باشیم که مشت خدا از مشت آدمها و وابستگیهای اطرافشان بزرگتر است.
📚 انتشار مطالب نکته های ناب فقط با آیدی کانال جایز است
http://eitaa.com/joinchat/345899012Cfc1b7bcd50