هدایت شده از مستضعفین تیوی
29.02M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
⭕️ مستند «آمریکا در منطقه ما چه میخواهد؟»
🎙 روایت شهید سیدحسن نصرالله از پروژه آمریکا در #منطقه_ما
#اختصاصی_مستضعفین_تیوی
🎞 دریافت کلیپ با کیفیت بالا
🎬 @Mostazafin_TV
هدایت شده از مدرسه فلسطین
ایده های راویان مدرسه فلسطین درباره موضوع تشییع پیکر سید حسن نصرالله :
🏷 پیشنهاد برگزاری مراسم تشییع جنازه با حضور دانشآموزان در میدانهای نزدیک مدارس و دانشگاهها.
🏷 پیشنهاد برپایی خیمه یا ایستگاهی برای تداوم راه سید و روایت قصه فلسطین.
🏷پیشنهاد برگزاری تشییع نمادین خودرویی و اهدای گل و روشن کردن شمع.
🏷پیشنهاد نصب تصویر سید روی شیشه ماشینها و برگزاری مراسم بعد از نماز مغرب و عشا.
🏷پیشنهاد برگزاری مراسم تشییع نمادین در شهرها و حیاط مدارس.
🏷 پیشنهاد روایتگری قصه فلسطین و ویژگیهای شهید نصرالله در مراسم.
🏷 پیشنهاد فروش کتاب و تهیه بروشور از زندگینامه سید حسن نصرالله و توزیع آن
🏷 اطلاعرسانی درباره برنامه متمرکز در استان ها
🏷روایت داستانی برای گروه سنی ابتدایی درباره سید حسن نصرالله.
🏷 پیشنهاد استفاده از محتواهای کوتاه برای ایجاد طوفان مجازی.
🏷 پیشنهاد راهپیمایی به سمت محل برگزاری مراسم.
🏷 پخش سرودهای حماسی و کلیپهای سید حسن نصرالله.
🏷 برپایی موکب در جاهای مختلف شهر و نصب پرچم و عکس شهید سید حسن نصرالله همراه با روایتگری
🏷زدن استند بنر «منطقه ما» جهت روایتگری در پیاده روها و خیابانهای اصلی و محلات (بسیج شدن راویان و پخش شدن در سراسر شهر)
#انا_علی_العهد
#وداع_باسیّد
#خونخواهی
🇵🇸به مدرسه فلسطین بپیوندید:
🌐|| @palestinestory
حالا که قسمت نیست تا در تشییع تاریخی سیدحسن نصرالله(ره) شرکت کنیم، یاد مقاومت رو همینجا تو شهرامون زنده کنیم...
#انا_علی_العهد
#سید_حسن_نصرالله
#ما_بر_آن_عهد_که_بستیم_هستیم
🇮🇷🇵🇸🇱🇧🇮🇶🇾🇪
💠نماز لیلة الدفن
نماز لیلة الدفن سیدان شهیدان مقاومت فراموش نشود:
۱. سیدحسن فرزند سید عبدالکریم
۲. سیدهاشم فرزند سیدرضا
♦️نحوه خواندن نماز در تصویر آمده
#انا_علی_العهد
چقدر سخته خواندن نماز عزیزترین کسانت...
کج سلیقگی صدا و سیما در شام حماسه تاریخی لبنان؛
دعوت از ظریف به عنوان نماد سازش، برای تبیین نماد مقاومت یعنی سید حسن نصرالله!
هدایت شده از گروهجهادیبناتالفاطمه
یکی از چیزهایی که بنده نگران آن هستم، این است که این نسل جوانِ بالندهی ما که بحمدالله، هم آگاه و با بصیرت است، هم دارای انگیزه است، آماده بهکار است، وسط میدان است، انقلابی است، بتدریج این حوادث مهم را، این عبرتهای بزرگ دوران معاصر را از یاد ببرد...
(امام خامنهای)
جهت ثبتنام در اردو: @Aramesham110
♡گروهجهادی بناتالفاطمة♡
.
🔺 روحیه رهبر انقلاب در روز تشییع پیکر شهید سیدحسن نصرالله به روایت حمید داودآبادی
روز یکشنبه حمید داودآبادی از نویسندگان دفاع مقدسی دیداری با رهبر انقلاب داشته که آن را روایت کرده است:
▫️داغون بودم، خسته و کلافه ...
▫️ششم مهر ۱۴۰۳ که خبر شهادت سیدحسن نصرالله را شنیدم، احوال داغونم، صد برابر شد. هیچوقت حتی در خواب هم باور نمیکردم خبر شهادت سید را بشنوم.
▫️۵ ماه بُغض، داغ، سوز و ... زبانم بند آمده بود. فقط به تصاویر سیدخندان و خوشسیما می نگریستم و با خود میگفتم: خدا کند دروغ باشد و همه خبرها و شایعههایی که میگویند سید زنده است، راست باشد!
▫️ولی دنیا به کام من نچرخید.
▫️قرار شد سید را ۵ اسفند ماه تشییع کنند. یعنی دیگر همه امید زنده بودن سید، تمام شد.
چند روز پیش گفتند:
🔹روز یکشنبه ۵ اسفند، تو و مسعود دهنمکی، بیایید برای نماز خدمت حضرت آقا.
🔹خدا را شکر. خیلی خوشحال شدم. میتوانستم بغضم را با کسی تقسیم کنم.
هرشب، در خواب و رویای خودخواسته، خویش را در آغوش آقا میدیدم که میگریم و بغض چندماهه میگشایم!
🔹صبح یکشنبه، باران عالم و آدم را طراوت و زیبایی بخشیده بود که مسعود که آمد دنبالم، نیم ساعت قبل از اذان ظهر وارد اتاقی شدیم که قرار بود آقا بیاید. (درست ۲۶ سال پیش، در همین اتاق، غروب بعد عیدفطر، در جمعی شش-هفت نفره، نماز مغربوعشا را به امامت آقا خواندیم و نشستیم ساعتی به گفتوگو با آقا و لذت دنیا و آخرت بردن!)
🔹جمعی شاید حدود صدنفر که خانوادهها هم بودند، صفوف نماز را تشکیل دادند که چندین بچه کوچک، شاد و بیتوجه به همه، میان صفوف میدویدند و محافظین برایشان بیسکوئیت و سرگرمی میآوردند.
🔹اذان که دادند، آقا تشریف آوردند و نماز به امامت ایشان اقامه شد. همهش با خودم میگفتم: حتما الان امروز که تشییع سیدعزیز است، آقا مثل من، بدجوری حالش گرفته است، خسته است و عزادار.
🔹نماز که به پایان رسید، برخلاف تصور من، آقا صحبت نکرد و آمد به حالواحوال با حاضرین.
🔹به ما که رسید، با تبسمی زیبا با مسعود صحبت کرد که مسعود درباره کتابهای اخیرش که منتظر انتشار هستند، صحبت کرد که آقا فرمودند نمونههایی را که فرستادی، دیدم.
آقا، نگاهی محبتآمیز به من انداخت و با لبخندی زیبا فرمود:
🔸باز که چاق شدی ... و زدیم زیر خنده.
🔹ماندهام با این شکم ورقُلُمبیده چیکار کنم. کاشکی میشد قبل از دیدار، پیچهایش را باز کنم و گوشهای پنهان کنم که هربار مورد لطف آقا قرار نگیرد و شرمنده نشوم!
رو در رو که شدم با آقا، چشم درچشم، نگاه انداختیم و خندیدیم. وقتی فرمودند:
🔸شما چطورید؟ چیکار میکنید؟
🔹همان اول، کتاب "راز احمد" آخرین سفر بیبازگشت حاج احمد متوسلیان، چاپ نشر یازهرا (س) را به آقا هدیه دادم، توضیح کوتاهی دادم و خواستم تورق کنند.
سر دلم باز شد. بغضم داشت میترکید. شروع کردم به نالیدن:
🔹 آقا، خستهام، حالم خوب نیست، دارم کم میارم ...
آقا چشمانش را در نگاهم دوخت و با تعحب گفت:
🔹 چیزی نشده که، شما دیگه چرا کم میارید، خبری نیست، الحمدلله همه چیز خوب است ...
🔹نالیدم: آقا، سید رفت، بغض دارم، دعا کنید خدا این آرامش قلب شما را به من هم بدهد ...
🔸همه چیز خوبه و همه کارها به روال خودش دارد پیش میرود. امیدت به خدا باشد ...
🔹میخندید و میخندیدم. وقتی از امید گفت، قربانش رفتم و ناخواسته میگفتم: ای جانم ... جانم ... خدا همین امید و اطمینان قلبی شما را به من هم عطا کند ...
🔹واقعا از آرامش و اطمینان قلبی ایشان، همه ناامیدی و خستگیام به یکباره فرو ریخت و بر فنا رفت و همه آن اطمینان قلب که همواره از خدا طلب میکردم، همچون خورشیدی بر قلبم تابیدن گرفت و آرامم کرد.
🔹دقیقا دنبال همین بودم که امروز با یاد سیدعزیز که بر دوش آزادگان جهان بدرقه شد تا آغوش خدا، بر دستان حضرت آقا بوسه زدم و خدا را شکر کردم که این نعمت الهی بر سرمان میتابد. / حمید داودآبادی/ یکشنبه ۵ اسفند ۱۴۰۳
May 11