مهم نیست چند تا جلد کتاب خوندی و چند تا مستند و فیلم دیدی و چند تا مقاله خوندی؛ تا زمانیکه نتونی هیچکدوم رو به کار ببندی و تو عمل و رفتار و کار نشونش بدی، صرفاً انبوهی از اطلاعات رو وارد مغزت کردی که به هیچ دردی نمیخورن. باید بتونی از هر مطلب و جملهی کوچیکی، دریایی از کار و مطلب در بیاری و به کار ببندی.
به نظرم، مفهومی به نام بلاتکلیفی در تصمیم گیریِ آدمها وجود ندارد، آنها فقط انتخابشان چیز دیگری است و یا انتخاب های دیگری هم دارند که در آن لحظه به هر دلیلی به شما نمیخواهند بیان کنند. در واقع بلاتکلیفی نوعی بهانه برای فرار یا توجیه است.
به دنبال چیزی باش که به تو هیجان بدهد و به حرکتت درآورد و شور و سرزندگی به تو بدهد. بعد بنشین و این را چنان روشن بنویس که هرکس بخواند جزئی از تجربهاش بشود.
من خداوند را از تنگنای زندان فرا خواندم و او در پهنای آسمان گسترده به من پاسخ داد.