eitaa logo
🌷نورالشهداء🌷
2.3هزار دنبال‌کننده
9.1هزار عکس
10.7هزار ویدیو
50 فایل
سلام با توکل به خداوند قادرمتعال، این کانال، باجهت گیری های دینی، اخلاقی، فرهنگی و نیز روشنگری های سیاسی و اجتماعی ایجاد، تادرخدمت مسلمانان ومردم عزیزمان باشد. توجه؛ ارسال و نشر مطالب کانال بهر شکلی مجاز است. التماس دعا شناسه مسئول کانال @mhp110
مشاهده در ایتا
دانلود
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
مشاهده در پیام رسان ایتا
برای فرود ملائکه جا باز کنیم! 👤 آیت‌الله مجتهدی تهرانی 🌷نورالشهداء 🌷 https://eitaa.com/joinchat/3110863002C487adfb92f
روزه‌گرفتن چه فایده‌ای برای جسم‌ دارد؟ 🌷نورالشهداء 🌷 https://eitaa.com/joinchat/3110863002C487adfb92f
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
مشاهده در پیام رسان ایتا
در غیبتش بکوش برای ظهور خویش 🎙️ شعرخوانی آقای افشین علاء در محضر آقا 🌷نورالشهداء 🌷 https://eitaa.com/joinchat/3110863002C487adfb92f
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
مشاهده در پیام رسان ایتا
نمره دولت آقای رئیسی از زبان رهبر انقلاب! بترکه چشم حسود و بدخواه! 🌷نورالشهداء 🌷 https://eitaa.com/joinchat/3110863002C487adfb92f
🌙 دعای روز سیزدهم ماه مبارک رمضان التماس دعا 🤲 🌷نورالشهداء 🌷 https://eitaa.com/joinchat/3110863002C487adfb92f
♥️ کاش سحرهای رمضان ؛ میهمانِ سفره‌ الهی با رنگ و بوی سادگی باصفای شهدا باشیم. 🌷نورالشهداء 🌷 https://eitaa.com/joinchat/3110863002C487adfb92f
تندخوانی جز ۱۳ - استاد معتز آقائی.mp3
3.97M
تندخوانی جز سیزدهم قرآن کریم آیه ۵۳ سوره یوسف تا آیه ۵۲ سوره ابراهیم 🌷نورالشهداء 🌷 https://eitaa.com/joinchat/3110863002C487adfb92f
7.39M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
تفسیر تمثیلی آیاتی از کریم شمع صفت باشیم 📚 برگرفته از كتب حجة الاسلام محمدرضا رنجبر 🌷نورالشهداء 🌷 https://eitaa.com/joinchat/3110863002C487adfb92f
~ وظیفهٔ من بود نگذارم حرمت ناموس شیعه از بین برود ~ 🔻 وارد خیابان شد و به سمت حرم راه افتاد. مدتی از تصویب قانون منع حجاب گذشته بود، اما این قانون در قم مثل دیگر شهرها سفت‌وسخت اجرا نمیشد. کسی جرئت نداشت از سر ناموس مراجع چادر بکشد. 🔸 چادرش را محکم گرفته بود و کمک میخواست. شهاب به آن طرف خیابان دوید. قد بلند و جثهٔ قوی پاسبان هر کسی را میترساند. زیر لب گفت: «یا ابا الغيث اغثني.» دستش را دراز کرد و محکم به صورت پاسبان کوبید. پاسبان بی‌آنکه حرفی بزند، از معرکه بیرون رفت. زن ،اشک چشمهایش را با گوشۀ چادرش پاک کرد. دستش را به دیوار گرفت و بلند شد. «مادرت فاطمهٔ زهرا اجرت بدهد، آقا.» 🔺 در شبستان روبروی ایوان آینۀ صحن مطهر شرح لمعه می‌گفت. پیش از آغاز درس، آنچه باعث دیر رسیدنش به درس شده بود را برای شاگردانش گفت و عذرخواهی کرد. طلاب نگران شهاب شدند. یکی از طلبه‌ها گفت: «آقا، مدتی خودتان را پنهان کنید.» شهاب با لبخند گفت: توکل به خدا. من وظیفه‌ام را انجام دادم. وظیفهٔ من بود نگذارم حرمت ناموس شیعه از بین برود. بقیه‌اش با خداست. 📚 از کتاب | برش‌هایی از زندگانی آیت‌الله سید شهاب‌الدین مرعشی نجفی 📖 ص ۱۲۲ 🌷نورالشهداء 🌷 https://eitaa.com/joinchat/3110863002C487adfb92f