میخوام دو تا تیکه دایرهای از سقف اتاقم رو ببرم که نور بیاد تو اتاقم؛ یکی بالای میز تحریرم، یکی هم بالای تختم. من آدم نورم و این خونهی بیشعور در تاریکترین حالت ممکنه. دریغ از ذرهای نور. بعد اون تیکهی دایرهای رو شیشه میکنم. میخوام زیر پنجرهم رو کتابخونه کنم. و کتابامو بچینم توش و روی کتابخونهی کوتاهِ زیبام کلی پیچک و گل و گیاه و پوپک و پونه بذارم که زشتی پنجرهی اتاقمو بگیره. میزم که یه تیکه یه طرف اتاقه رو نصف میکنم و میذارمش اینور و تادا بفرمایید میز L. آجیم که رفت سر خونه و زندگیش، تخت و گارد لباساشو میندازم دور. موکتو میکنم و بجاش یه فرش گرد قرمز میندازم کف اتاق. تختمم میفروشم و بجاش یه تشک خوب میگیرم و خالی میذارمش کف اتاق زیر پنجره دایرهای سقف. دیگه چی؟ کاغذ دیواریا رو میکنم و دیوارا رو سفید رنگ میکنم. شلفها رو هم میکنم. و کلی تابلو میزنم به دیوار.
بعد از دفتر پیشخوان دولت، اینجا دومین جاییه که از درون جرم میده. کجا؟ مدرسه. کدوم مدرسه؟ این مدرسه.
من سیگاری نیستم
واقعیت، یک جریان روبه خاتمه است و تنها جوهرهی هستی بخش به واقعیت، مرگ است. و اگر مرگ، تنها واقعیت ه
از طرف سکوت لحظه به لحظهی طبیعت، با وجود فرسایش کوهی که پایهاش بود و خشکی رودی که حیاتش بود و اگر هم نبود، ابری بود یادآور آنکه آبهای آزاد، کیلومترها آنورتر به یاد تو ذوب میشوند.
من سیگاری نیستم
از طرف سکوت لحظه به لحظهی طبیعت، با وجود فرسایش کوهی که پایهاش بود و خشکی رودی که حیاتش بود و اگر
بیدلیل همیشه اینو حفظم. نمیدونم چرا. شاید دوسال پیش نوشتمش و بعدش نوشتم: امروز هوا آفتابیست و دریغ از یک تکه ابر. و بعدش خاطراتم رو مرور کردم. همیشه یادم میره بعدش چی نوشتم ولی همیشه این چند خط حفظمه. و همیشه برام سواله چرا این متن؟
مراقب آدمهای پفک صفت اطرافتون باشید. اینا هم بیارزشن هم بدمزن هم مضرن هم بیخاصیت ولی خب یه عده آدم راه افتادن دنبالشون. اینکه یه عده آدم راه افتادن دنبالشون هیچ چیزی رو تغییر نمیده، اونا هنوز پفک صفتن. لطفا به آدمای پفک صفت و پفک نزدیک نشید.
https://eitaa.com/phoenix3629/236 این آهنگ رو خیلی دوست دارم. شاید شماهم خوشتون بیاد. نمیدونم.
-
هدایت شده از ققنوس
Alireza Ghorbani alireza_ghorbani_pardeh_neshin 128.mp3
زمان:
حجم:
8.5M
3:08
اینجا برای از تو نوشتن هوا کم است
دنیا برای از تو سرودن مرا کم است
اکسیر من، نه اینکه مرا شعر تازه نیست
من از تو مینویسم و این کیمیا، کم است...