eitaa logo
°•*˖⋆ نورعلے‌نور
1هزار دنبال‌کننده
1.6هزار عکس
351 ویدیو
5 فایل
من‌آمده‌ام‌تابه‌دلم‌نوربپاشی #السلام‌علیك‌یا‌بقیة‌اللّه #‌‌دفترے‌‌سبزترازشعر #نذرلبخندمھدیﷻ #نشرباذکرصلوات هرصبح‌به‌چشمانت‌فکرمی‌کنم که‌نگاهم‌می‌کنند بعدبغض‌زندگی‌راپایین‌می‌فرستم ؛ سلام‌به‌نورنگاهت‌ . . .✨
مشاهده در ایتا
دانلود
أَلَا لَهُ الْخَلْقُ وَالْأَمْرُ هم عالم خلق و هم عالم امر از آن خداست. به هرچه مساحت و کمیت دارد عالم خلق گویند ؛ و روح انسان چون مجرد است مقدار و کمیتی ندارد. در جای دیگر می‌فرماید : وَنَفْسٍ وَمَا سَوَّاهَا فَأَلْهَمَهَا فُجُورَهَا وَتَقْوَاهَا قَدْ أَفْلَحَ مَنْ زَكَّاهَا وَقَدْ خَابَ مَنْ دَسَّاهَا سوگند به نفس آدمی و آن‌کس که آن‌را موزون ساخته ، سپس فجور و تقوایش (شر و خیرش) را به او الهام کرده است که هرکس نفس خود را پاک و تزکیه کرده رستگار شده و آن‌کس که نفس خویش را با معصیت و گناه آلوده ساخته نومید و محروم گشته است.
از پیامبر ﷺ روایت است : مَن عَرَفَ نَفسَهُ فَقَد عَرَفَ رَبَّه هرکه خود را شناخت پروردگار خود را شناخته است. از طرفی معلوم است شناخت بدن انسان که کار ساده‌ای است چندان کمکی به شناخت خداوند نمی‌کند!!! و از امام علی ﷺ نقل شده است که : خَلَقَ الإنسانَ ذا نَفْسٍ ناطِقةٍ خداوند انسان را دارای نفس ناطقه خلق کرد که اگر این نفس را تزکیه نماید به کمک آن به برخی شناخت‌ها دست می‌یابد.
°•*˖⋆ نورعلے‌نور
فصل سوم : راه شناخت نفس گفته شد انسان به‌ جز همین بدن مادی و شکل ظاهری ، دارای بخش دیگری است که
فصل چهارم : حقیقت و چیستی انسان پیش‌تر گفته شد هر انسانی شامل دو جزء نفس و بدن است ، پس حقیقت انسان و چیزی که به‌واسطه‌ی آن از سایر موجودات برتر می‌شود ، همان نفس است که از جنس فرشتگان پاک است و بدن انسان چیزی است موقتی و عاریه‌ای و مَرکب نفس به‌حساب می‌آید که نفس انسان ، سوار بر این مرکب از جایگاه واقعی و وطن حقیقی خود (نزد خداوند) به‌این دنیا آمده تا تجارتی کرده ، سودی نماید و خود را به انواع کمالات آرایش دهد و به صفات زیبای اخلاقی و پسندیده مجهز کرده و دوباره به وطن اصلی خود بازگردد. یا هر بدنی همانند شهری از شهرهای دنیاست که آفریدگار هستی به هر شهر یک روح داده تا از منافع آن شهر بهره برده ، به عالم قدس ( آخرت) مسافرت کند و سزاوار همنشینی با حضرت حق جل‌جلاله گردد.
ناگفته پیداست انسان در داشتن بدن همانند حیوانات است چرا که هر حیوانی هم بدنی دارد محسوس و قابل مشاهده ، شامل دست ، پا ، چشم ، گوش ، سر ، سینه و... به‌همین دلیل انسان به‌واسطه‌ی داشتن جسم و بدن خود ، بر هیچ حیوانی فضیلت و برتری ندارد ؛ اما آنچه باعث برتری انسان بر سایر حیوانات است ، جزء دیگر خلقت او یعنی همان " نفس ناطقه" ی اوست.
باید دانست !!! بدن انسان فناپذیر است و بقایی ندارد بعد از مردن متلاشی و خراب می‌شود اجزای آن از یکدیگر جدا می‌شوند تا زمانی که به امر پروردگار دوباره این اجزا به‌هم پیوسته و برای حساب ، ثواب و عقاب زنده شود. اما نفس انسان برخلاف بدن همیشه باقیست و بعد از جدا شدن از بدن مطلقاً نابود نمی‌شود. به‌همین دلیل است که خداوند متعال می‌فرماید : ارجعی الی ربک به‌سوی پروردگارت بازگرد همچنان که در اول از نزد پروردگار سبحان آمده‌ای
از این روست که پیامبرﷺ در روز بدر به شهدای بدر فرمود : فَهَلْ وَجَدْتُمْ مَا وَعَدَ رَبُّكُمْ حَقًّا آیا به حقیقت آنچه که پروردگارتان به شما وعده داده بود ، رسیدید؟ برخی از اصحاب پرسیدند : ای رسول خدا آن‌ها مرده‌اند ، چگونه با آنان سخن می‌گویی؟ حضرت فرمود : إِنَّهُمْ أَسْمَعُ مِنْکُمْ اینان از شما شنواترند معلوم است این شنیدن نه به‌خاطر بدنی که در صحرای بدر افتاده بود ، بلکه به‌واسطه‌ی همان نفس مجردی بود که باقی بود و از بین رفتنی نیست.
°•*˖⋆ نورعلے‌نور
فصل چهارم : حقیقت و چیستی انسان پیش‌تر گفته شد هر انسانی شامل دو جزء نفس و بدن است ، پس حقیقت انس
فصل پنجم : سفر به عالم بالا با جنبه‌ی روحانی از آنچه گفته شد معلوم گردید انسان دارای دو جنبه است ؛ یکی جنبه "روحانیت " که همانند ارواح پاک و ملائکه مقدس است و دیگری جنبه‌ی "جسمانیت " که مشابه حیوانات (چهارپایان و درندگان) است و به‌وسیله‌‌ی جنبه‌ی جسمانی چند روزی در دنیا توقف داشته و زندگی می‌کند و سپس بوسیله‌ی جنبه‌ی دیگر (روحانی) به عالم اعلا مسافرت کرده و برای همیشه در آن‌جا می‌ماند و با ساکنان عالم قدس هم‌نشین می‌شود.
البته شرط همنشینی با خوبان عالم بالا این است که در هنگام حضور در دنیا میل به سمت عالم اعلا داشته باشد و همواره در آن‌جا رشد و ترقی نماید تا جایی که جنبه‌ی روحانی او بر جنبه‌ی جسمانی اش غلبه یافته و تیرگی های عالم ماده و طبیعت را از خود دور ساخته و آثار روحانیت در او پیدا شود ؛ در این صورت به درجه‌ای می‌رسد که با وجود این‌که در دنیا زندگی می‌کند ، هرلحظه به‌وسیله‌‌ی جنبه‌ی روحانی خود به عالم بالا سفر می‌کند و از مبادی فیض (نزد خداوند) کسب فیض کرده و دلش به نور الهی روشن می‌شود.
در این بین هرچه علاقه او به جسم و جسمانیت کمتر شود دل او روشن‌تر و فکر او صفای بیشتری می‌یابد تا زمانی که هنگام مرگ او فرا می‌رسد و تمامی پرده‌های تاریک طبیعت از مقابل دیده‌ی او کنار رفته و حجاب‌های هیولانی از چهره‌ی نفس او دور می‌گردد. در این هنگام است که همه اندوه و دردها از دل او زدوده شده ، از همه‌ی رنجها و حسرتها خارج و به خوش‌حالی و راحتی ابدی می‌رسد.
در آن حال ، هر لحظه اشعه‌ای از جمال همیشگی خداوند به او می‌تابد و هر آن از سفره‌ی احسان همیشگی خالق ابدی بهره‌مند می‌گردد. البته اگر بتواند به‌هنگام حضور در دنیا ، ریشه‌ی همه‌ی علاقه‌های دنیوی را از زمین دل خود بَر کنَد ، می‌تواند پیش از سفر آخرت هم به این حالت‌ها دست یابد و در این حالت است که ثروت و عیال خود را سربار و عامل کندی حرکت خود دیده و استفاده او از آن‌ها به اندازه‌ی ضرورت می‌شود ؛ بلکه در واقع از بدن خود دلگیر شده و طالب سفر آخرت می‌گردد و به زبان حال می‌گوید : حجاب چهره‌ی جان می‌شود غبار تنم خوشا دمی که از این چهره پرده درفکنم
°•*˖⋆ نورعلے‌نور
علیﷺ از فاطمهﷺ مظلوم‌تر بود 🏴
پرسیدند آقاجان سخت‌ترین لحظه عمرت چه ساعتی بود ؟ فرمود : اون لحظه‌ای که دستای منو بستن آخ❤️‍🔥❤️‍🔥❤️‍🔥!!! مقابل دیدگانم زهرامو کتک زدند . . . خسته‌ازمردم‌دنیاست‌چه‌تنهامانده چندسالیست‌که‌درحادثه‌ای‌جامانده