eitaa logo
پیرمرد
240 دنبال‌کننده
12 عکس
4 ویدیو
0 فایل
تلگرام >>> بله >>> ایتا مرگ بر ایتا. از برادر رصدگر هم نمیترسم. آشنای عزیز، اگر قرار بود اینجا رو بخونی ادت میکردم. با همین آیدی در بله، و خصوصا با این آیدی در تلگرام: @Friendly_Bookish_Oldman بگو: ble.ir/mediasenderbot?start=YFQKeNWHjWj14r1EW4UsT1ErL
مشاهده در ایتا
دانلود
کاش یه مدت نت داخلی قطع بشه و ما یکم از دست این مذهبی ایتایی ها در امان باشیم تا نریدن تو کشور...
پیرمرد
نهمی، انسان و سرنوشت - شهید مطهری؛
دهمی، امامت و رهبری - شهید مطهری؛ برای آشنایی با مفهوم امامت، خصوصا از نگاه شیعه کتاب خیلی خوبیه. دلایل عقلی و نقلی خوبی هم آورده شده. ولی کافی نیست. یعنی برای درک معنای ولایت به این صورتی که توی منبر ها شنیدید، کافی نیست. خود استاد مختصرا اشاره میکنن که عرفا و برخی از شیعه (خود استاد هم از همین دسته هستند)، شأن ویژه و خاصی برای امام قائل هستند. معتقدند که او واسطۀ فیض خداست و زمین هیچوقت از یک انسان کامل (امام) خالی نمیشه و اگر امام نباشه، زمین اهل خودش رو میبلعه، و یکسری چیزهای این مدلی. یعنی برای این دسته، امام، صرفا خلیفه و حتی صرفا مرجع دینی نیست. یک شأنی خیلی متفاوت و بالاتر از این حرفها برای او قائلند. ولی برای این، اصلا دلیلی ارائه نشده و اصلا بهش پرداخته نشده. موضوع کتاب درواقع معرفی مفهوم امامت از نظر شیعه، تفاوت نگاه اهل تسنن و اهل تشیع به مفهوم امامت، شئون مختلف امام مثل حکومت و مرجعیت دینی، تنصیصی بودن یا انتخابی بودن امام، و بررسی دلایل عقلی و نقلی برای اثبات مدعای تشیعه. که خب بنظرم کتاب خیلی تمیز و خوبیه، و برای اون مباحث خیلی پیشرفته تر، به کتاب های دیگه رجوع بشه، که البته خودم نه بلدم و نه میشناسم.
هدایت شده از ریح
بزرگترین نعمت زندگی من کنجکاویه. عامل زندگی کردن و خوشحال بودنم. البته گاهی اوقات این جست‌وجوگری که دارم اذیت کننده هم می‌شه. اونجایی که نمی‌تونم همه چیز رو ببینم و بدونم. اونجایی که وقت کمی دارم برای دیدن کشورها و شهر های مختلف، اونجایی که نمی‌تونم همرمان تاریخ و رمان و دین و سیاست بخونم. و این بعضی اوقات واقعا غمگینم می‌کنه.
نقطۀ انتقال از جوانی به بزرگسالی دقیقا همینجاست؛ اون لحظه‌ای که میفهمی هرچند هدف زیبایی انتخاب کردی، ولی دنیا، دار تزاحم هاست و باید اولویت‌بندی کرد. خداحافظی با عالم کودکی و جوانی غمگینه، ولی رهایی‌بخش هم هست. اینکه میتونی با خودِ ناکاملت کنار بیای، و قبول کنی محدودیت های خودت رو، و بپذیری که همۀ آدم ها ابن‌سینا نمیشن. آدم هایی که هدف های خوبی برای زندگی انتخاب میکنن، همیشه در معرض خطر وسواسی شدن در راه اون هدف ها هستن. مطالعه، برای من اینجوری بوده. از نظر خودم، مطالعه و تلاش برای دسترسی به حقیقت، یکی از بهترین هدف های دنیاست، ولی حتی توی همین هدف زیبا هم نباید اونقدری غرق شد که از زندگی غافل بشی. درسته که تاریخ و فلسفه و ادبیات لازم و قشنگن، ولی زندگی عادی توی همین لحظات عادی جریان داره و چه بخوای و چه نخوای، میگذره. من با این حقیقت کنار اومدم که من احتمالا هیچوقت نمیتونم اون مقداری که میخوام مطالعه کنم، و اونقدری که میخوام سفر کنم. شاید ناراحت‌کننده باشه، ولی دنیا همینه. انقدر همه‌چیز پرفکت نیست. و ضمنا، همیشه باید به خاطر داشت که چیزهای خیلی مهم تری هم توی زندگی هست، که شاید خودم تا چند سال پیش نمیدونستم. مثل خانواده، مثل ایمان، و متاسفانه مثل پول. درسته... من شاید هیچوقت مراکش رو نبینم، ولی آیا این باید مانع حرکت من و مانع لذت بردن من از زندگی بشه؟ اکثر آدم های زمین مراکش رو ندیدن، که چی؟ شاید اونجا خیلی زیبا باشه، ولی گیلان هم زیباست، کردستان هم زیباست، اصفهان و شیراز هم زیبان. امروز توی دفترم نوشتم که «دوست ندارم توی مادیات غرق، توی زندگی روزمره گُم، و توی بقا خلاصه بشم.»، و این جز نگرانی های خودم هم هست. دوست ندارم توی شصت سالگی به خودم بیام و ببینم که کل عمرم صرف همین دنیای خاکی شده. دوست دارم چیزی از من بمونه. ولی درعین‌حال، باید با حقایقِ شاید نه‌چندان شیرین هم کنار اومد. تنها چیزهایی که ارزش حرص خوردن دارن دو چیزن: خانواده، و ایمان. بقیه زندگی رو نباید سخت گرفت. چون وقتی یک چیز کم‌ارزش رو خیلی سفت میگیری، برای نگه داشتن چیزهای مهم اصلی دستت خسته میشه. اصل رو باید چسبید و از مابقی زیبایی های جهان چشم پوشید، هرچند سخت و ناخوشایند...
من فقط اگر بتونم مثل آدم سر ساعت بخوابم و بیدار شم و خواب کافی داشته باشم، تقریبا دیگه شکست ناپذیر خواهم بود.
امام حسین عزیزم؛ من واقعاً و قلباً از اینکه برات دوست خوبی نیستم ناراحتم. حتی مطمئن هم نیستم که عشقم بهت واقعیه. شاید از سر عادته. من حتی خوب تو رو نمیشناسم، من رو چه به محبت تو...
پیرمرد
دهمی، امامت و رهبری - شهید مطهری؛ برای آشنایی با مفهوم امامت، خصوصا از نگاه شیعه کتاب خیلی خوبیه. د
یازدهمی، عدل الهی - شهید مطهری؛ من کلا اکثر کتاب های شهید مطهری رو به عموم مردم پیشنهاد میکنم، و این کتاب هم مستثنا نیست. اتفاقا «عدل الهی» جز کتاب های شاخص و خیلی کامل استاده. بنظرم عموم خواننده ها، جواب اکثر سوال هاشون درمورد عدل رو توی اینجا میتونن پیدا کنن. گرچه که متن کتاب تماماً آسون نیست. خصوصا ابتدای کتاب که مباحث بیشتر جنبۀ فلسفی محض دارن، متن خیلی سخت و سنگینه. ولی حداقل برای کسانی که اندک آشنایی با مباحث داشته باشن، قابل خوندنه، چون خود استاد خیلی خوب توضیح میدن. ولی کلا یک آفتی در کتاب های فلسفی شهید مطهری هست و اون اینه که اکثرا برای ذهن های خیلی پرسشگر و جزئی‌نگر نوشته نشده. مثال عرض میکنم: در جواب یکسری سوالات گفته شده که عذاب اخروی، نتیجۀ تکوینی عمل هستند. یعنی از عمل جدا نیستند و درواقع، در آخرت پرده کنار میره و «خودِ عمل» به فرد عرضه میشه. ولی خب خیلی توضیح داده نشده که این از کجا اومد. لااقل توضیح قانع کننده و کاملی گفته نشده. من قانع نشدم. ولی شاید این ایراد خیلی وارد نباشه، بخاطر اینکه مسائل فلسفی لزوما همگانی نیستند و خیلی مقدمه دارن. مخاطب باید خیلی مسائل جزئی تر رو بلد باشه تا بتونه بعضی چیز ها رو بفهمه. شاید اصلا اشتباهه که توقع داشته باشیم یک نویسنده بتونه در یک جلد کتاب، مسئله‌ای که هزار و اندی سال فلاسفه و متکلمین اسلامی درموردش بحث و تحقیق و تفحص کردن رو یکباره و درجا حل کنه و جای هیچ شک و شبهه ای هم باقی نذاره. اونهم مسئله ای مثل عدل، که جز عجیب و غریب ترین مسائل فلسفه ست. فلذا کتاب خوبیه، ولی از نظر من حفره های خیلی خیلی بزرگی داره و برای من مسئله عدل رو کامل حل نکرد. شاید برای همه اینطور نباشه. *یادداشت کتاب «امامت و رهبری» رو هم اضافه کردم.
من به عنوان یک ایرانی که نسبت به آیندۀ کشورم حق دارم، و به عنوان یک مسلمان که نسبت به آیندۀ امت رسول خدا (صلی الله علیه و آله) حق دارم، از کسایی که تمام صحبت های امام فقید، امام شهید و امام حی رو تفسیر به رأی میکنن و از هیچ کاری برای تصفیه حساب سیاسی و شکستن وحدت امت کوتاهی نمیکنن، نمیگذرم. آقا مجتبی یه پیام داد، هرکس هرجوری که میخواست تفسیر کرد. هرکی میخواست سنگ مذاکره رو به سینه بزنه گفت «آقا مجتبی گفت من اجازه دادم»، و از اون بخش «من علی‌الاصول نظر دیگری داشتم» گذر کرد. هرکسی هم میخواست هرطوری شده یه سیخونکی به آقای قالیباف و مذاکره کننده ها بزنه هم گفت «آقا مجتبی خودش گفت من نظر دیگری داشتم و این یعنی تفاهم‌نامه رو به رهبری تحمیل کردند»، و هیچ اشاره ای به اون بخش «مسئولین امر، از سر دلسوزی و با حُسن نظر، تلاش‌های زیادی را به‌عمل آوردند» نکرد. توی اینجور موارد هم که همه میشن تاریخ‌دان و شروع میکنن به تطبیق تاریخی. که عموما هم رهبری امیرالمومنین (علیه السلام)، ترامپ معاویه، و قالیباف هم ابوموسی اشعریه. هیچکس هم هیچ اشاره ای به اون داستانی نمیکنه که پیامبر (صلی الله علیه و آله) با اصحابشون مشورت کردن و اصحاب برخلاف حضرت نظرشون با جنگ بود، و حضرت رفتن زره پوشیدن و آمادۀ رزم شدن و حتی وقتی اصحاب عذرخواهی کردن، حضرت نپذیرفت که برگرده و حرف اصحاب رو عملی کرد. بزرگواران... به خداوندی خدا قسم، یک روزی باید جواب تمام این حرف ها رو بدید. فکر نکنید همینکه ریش بذارید و از آقای شهید دم بزنید، کافیه. به خون آقای شهید قسم که ازتون سوال میکنن. اونجا دیگه مثل اینجا نمیتونید کسی رو گول بزنید. تا فرصت هست و نفسی میاد و میره کوتاه بیاید.
بچه ها ولی خودمونیم... داریم تبدیل به افغانستان میشیم ها. دیگه کار از فشار اقتصادی و اختلاف طبقاتی و اینا گذشته. وضعیت داره به سمتی میره که اکثریت جامعه، فقط برای بقا تلاش میکنن. دیگه لفظ جهان سومی کاملا برامون صدق میکنه. همه چی داره از بین میره.