اگه یکم دیگه بخوام به نذاشتن عکسای تولد ادامه بدم احتمالا همه دوستام باهام قطع ارتباط میکنن
کللللییی بارون اومد و مام همینجوری عادی نشستیم زیر بارون و موقع خونه رفتنی آب میچکید ازمون
اخرشم رفتیم رو چمنای خیس راه رفتیم (بهداشت و وسواس ✅)
روزمرگی با طعم املت ربی
زیر بارون ترامیسوی خیس خوردیم
اخرش که بارون تموم شد یه خانومه اومد گفت آدم از دور میبینتتون فکر میکنه مجازی این . کی اینکارو میکنه و مریض میشین و فلان 😉