روزمرگی با طعم املت ربی
این پایینی منم پرت شده بودم کف قایق و داشتم از خنده پارهمیشدم
بچها داشتن به زور بلندم میکردن من اینقدر خندم گرفته بود هی دوباره میوفتادم
هزارساعت حاضرم فلسفه روان جغرافی تاریخ عربی هرچیززززییی بخونم ولی فارسی نه