تو مگر دَربهدَری ؟ خانه نداری ای بغض ؟
همه شب سرزده مهمان ِگلویم هستی .
مَغزهایِپوسیده / اُنسه
بچهها من یه چیزی شبیه معجزه ، از امام حسین دیدم ، که اگه اینجوری که فکر میکنم باشه ، همه چیز عوض می
آره انیسه عزیزم ، فکر کن ، استرس بگیر ، معدهت جیغ بکشه .. ولی یه لحظه هم به نقطه مقابل این اتفاق فکر کن ... آهااااا حالا شد بخند ، بخندد دیگه . توکلت علی الله ؛ )))
لابهلایِ خندههای جمع یادت میکنم ،
خیره ماندنها به نقشِ روی قالی ساده نیست .