مَغزهایِپوسیده / اُنسه
بگم تاریخ عروسیو یا زوده....؟.
نه بذار اعضا رو سورپرایز کنیم حدیث جان
مَغزهایِپوسیده / اُنسه
دیگه به هرحال انیسم قاطی مرغا شد و این حرفا💍💍
قاطی خروسا شده بیشتر
مَغزهایِپوسیده / اُنسه
نه بذار اعضا رو سورپرایز کنیم حدیث جان
عههه آقا قبول نیس
شماها از همه چی خبر دارین به منم بگین خب🥲
مَغزهایِپوسیده / اُنسه
سطح طنزتون باعث شهادتم شد 🥰👌
همه باهم:
امشب تموم عاشقااا
مَغزهایِپوسیده / اُنسه
عههه آقا قبول نیس شماها از همه چی خبر دارین به منم بگین خب🥲
آخه خیلی یهویی شد
ببین یه شب من به انیس گفتم پاشو اینبار یهجا بریم تجمع همو ببینیم
بعد رفتیم دیدیم چایخونه گذاشتن
من چون وسیله دستم بود به انیس گفتم بره برامون چای بگیره
که اونجا آقامیرجواد دیدنشون و بعلهههه
هیچی دیگه مادرو فرستادن جهت امر خیر
مگه انیسه راضی میشدد
میگفت نزدیک محرمه قباحت داره:/
گفتم انیس جان کار خیر زمان خاصی نداره
دیگه خیلی سریع همه چیز اتفاق افتاد، اصلا کار خدا بود نمیدونم چطور انقدر زود همه چیز جمع شد، حتی مشاورم خیلی سریع فهمید این زوج قشنگ چقدر کنار هم خوب و کاملن 🥲
و خب این زوج خوشبخت ما بعد از کلی ناز و اصرار به هم رسیدن و ثابت کردن حتی اگه ۱۳ سال اختلاف سنی بینشون باشه، بازم همفکر و همعقیده میتونن کنار هم زندگیشونو بسازن❤️❤️❤️
مَغزهایِپوسیده / اُنسه
آخه خیلی یهویی شد ببین یه شب من به انیس گفتم پاشو اینبار یهجا بریم تجمع همو ببینیم بعد رفتیم دیدی
وااو . باران خانم چنل رمان و روزمرگی من و میرجواد و خودت دست بگیر 🤗🤗
و چون درکار خیر هم حاجت هیچ استخاره نیست
زود عقد کردنُ و دیگه عروسی بمونه برای بعد صفَر ان شاءالله.