مَغزهایِپوسیده / اُنسه
امروز هرجا میرفتم دوربین و اولترا و پرومکس میدیدم و آرزو میکردم کاش منم حداقل یه s fe داشتم چندتا عک
شاید دستای ما برای به دست داشتن دوربین ساخته شده >>
مَغزهایِپوسیده / اُنسه
شاید دستای ما برای به دست داشتن دوربین ساخته شده >>
اگه دو روز عکاسی نکنم دلم یه جوری میشه 💔
مَغزهایِپوسیده / اُنسه
شاید دستای ما برای به دست داشتن دوربین ساخته شده >>
دستای تو شاید ولی دستای من همون موبایلم نداره
مَغزهایِپوسیده / اُنسه
برای اولین بار دلم خواست یه تهرانی بودم که تهرانُ مثه کف دست بلدمُ مجوز عکاسی دارمُ و عکاس مصلا هستم
والا مایی که تو تهران بودیمم از این آرزوها داشتیم...
مَغزهایِپوسیده / اُنسه
یکی بهم بگه دروغه ..
کارزار برگشت به پایه نهم و تغییر رشته به فنی و حرفه ای 😭😭
مَغزهایِپوسیده / اُنسه
حافظِ جان ؛
مجال من همین باشد که پنهان عشق او ورزم
کنار و بوس و آغوشش چه گویم چون نخواهد شد..
حافظِ جان ؛
مَغزهایِپوسیده / اُنسه
:)
دنیای بعد تو خیلی بیارزشه عزیزِ ایران:)