مَغزهایِپوسیده / اُنسه
جدی جدی مرداد شد؟ گلبرگهایم.
با تولد مامان شروع میشه
با اربعین ادامه پیدا میکنه
و با خلاص شدن از کابوس کنکور تموم میشه
تازه از نیمه اول ۱۸ سالگی هم عبور میکنم
چه ماه عجیبی...
مَغزهایِپوسیده / اُنسه
مربایِ آلبالوی وحشی:)
دیشب بارانا تو تجمع من و دید بغلش کردم گفت خیلی دلم برات تنگ شده بود:))) گفت یلحظه وایسا، رفت از تو ماشین برام مربای آلبالوی وحشی اورد، گفت چون خیلی چای و مربای آلبالو دوست داری:)))))))))
از عوارض کانالای بلاگری مذهبی میشه به دیوونه شدن دوتا جوون راستقامت دهههشتادی به نامهای الف و ب اشاره کرد:))))
خر پرنده و کروکودیل و حاجآقای حاجعلیاکبری... خدا میدونه تهش به چی برسیم:))