مَغزهایِپوسیده / اُنسه
مربایِ آلبالوی وحشی:)
دیشب بارانا تو تجمع من و دید بغلش کردم گفت خیلی دلم برات تنگ شده بود:))) گفت یلحظه وایسا، رفت از تو ماشین برام مربای آلبالوی وحشی اورد، گفت چون خیلی چای و مربای آلبالو دوست داری:)))))))))
از عوارض کانالای بلاگری مذهبی میشه به دیوونه شدن دوتا جوون راستقامت دهههشتادی به نامهای الف و ب اشاره کرد:))))
خر پرنده و کروکودیل و حاجآقای حاجعلیاکبری... خدا میدونه تهش به چی برسیم:))
از وقتی ۳ سال از من بزرگترا نینیدار میشن به خودم و جایگاهم شک میکنم😀
مَغزهایِپوسیده / اُنسه
از وقتی ۳ سال از من بزرگترا نینیدار میشن به خودم و جایگاهم شک میکنم😀
وضعیت صادقانه من و انیسه✨✨✨