مَغزهایِپوسیده / اُنسه
یعنی جدی همه ادمینا رفتن کربلا و فقط من ایرانم...؟
نه عزیزم منم باهات جا موندم
مَغزهایِپوسیده / اُنسه
نه عزیزم منم باهات جا موندم
از بس اینجا خلوت بود فکر کردم همه رفتن...
آره، من هنوز ایرانم و به چشم خودم رفتن کسایی که سختترین شرایطو داشتن، توی ناممکن ترین حالت بودنو دارم میبینم...
برای اونا خوشحالم ولی برای خودم... بیچاره من، واقعا بیچاره من...
بچهها شرمنده، من کربلام، نائب الزیاره همگی..
فقط.. بابابزرگم و دو روزه گم کردیم هیچ خبری نیست.. سیل اللهی به رقیه نیازمندم..
مَغزهایِپوسیده / اُنسه
یه هفته کامله که تقریبا تنهام
نگاه من هستم، تو نیستی..
بعضی چیزا رو نه استدلال و عقل درست میکنه، نه اشک و احساس، نه خواهش و التماس