eitaa logo
مَغز‌هایِ‌پوسیده / اُنسه
71 دنبال‌کننده
653 عکس
133 ویدیو
4 فایل
فی‌الحال، دنیا می‌گذرد و ما، میانِ روزها نفس می‌کشیم. اینجا، چیزی از این روزها جا می‌ماند. زندگی، از نگاهِ انیس؛ آبی باش:)
مشاهده در ایتا
دانلود
مَغز‌هایِ‌پوسیده / اُنسه
عزیزان دلم، بریم ص ۹ قرآن:))) این صفحه آیات ۵۸ تا ۶۱ سوره مبارکه بقره رو داره. آیه منتخب امروز:
عزیزان دلم، بریم ص ۱۰ قرآن:))) این صفحه از آیه ۶۲ تا ۷۴ سوره مبارکه بقره رو در خودش داره. آیه منتخب امروز: «وَإِذْ أَخَذْنَا مِيثَاقَكُمْ ... خُذُوا مَا آتَيْنَاكُم بِقُوَّةٍ وَاذْكُرُوا مَا فِيهِ لَعَلَّكُمْ تَتَّقُونَ» «و هنگامی که از شما پیمان گرفتیم... آنچه را به شما داده‌ایم با جدیت و استواری بگیرید و آنچه در آن است به یاد آورید، باشد که پرهیزگار شوید.» خب بچه‌ها، این «بِقُوَّةٍ» خیلی قشنگه... انگار خدا میگه وقتی یه حقیقت درست رو فهمیدی، وقتی یه عهدی با خدا بستی، وقتی یه چیزی رو می‌دونی درسته، شل و نصفه‌نیمه باهاش برخورد نکن. فقط دونستن کافی نیست؛ باید جدی‌ش گرفت و توی زندگی آورد. در توضیح المیزان هم این بخش بر گرفتنِ محکمِ آنچه خدا داده و به یاد داشتنِ آموزه‌های آن برای رسیدن به تقوا تأکید دارد. حالا بیایم یه کم خودمونیش کنیم... مثلاً می‌دونم نماز برام مهمه، ولی هر وقت حوصله داشتم می‌خونم؟ می‌دونم دروغ کار درستى نیست، ولی وقتی گفتنش به نفعمه، یه جوری توجیهش می‌کنم؟ می‌دونم باید برای آینده‌م تلاش کنم، ولی هر روز می‌گم «از فردا»؟ می‌دونم یه رفاقت یا یه رفتار داره منو از چیزی که می‌خوام باشم دور می‌کنه، ولی چون دل کندن سخته، باز ادامه‌ش می‌دم؟ گاهی ما مشکل «ندانستن» نداریم؛ مشکلمون اینه که چیزی رو که می‌دونیم، جدی نمی‌گیریم. شاید «خُذُوا مَا آتَيْنَاكُم بِقُوَّةٍ» برای زندگی امروز ما یعنی: اگر فهمیدی راه درست کدومه، کم‌کم قدم بردار و واقعاً واردش شو. نه لازم داریم یک‌شبه آدم کاملی بشیم، نه قرارِ بی‌اشتباه بودن داریم. فقط قرارِ اینه که چیزی رو که باور کردیم، توی زندگی‌مون هم جدی بگیریم. و سؤال امروز: من چه چیزی رو می‌دونم درسته، ولی هنوز به اندازه کافی جدی‌ش نگرفتم؟ شاید همین یه سؤال، شروع یه تغییر کوچیک ولی واقعی باشه.
ما چرا به دنیا اومدیم؟ که به این سؤال برسیم.
گاهی کارایی که از نظر بقیه خیلی ساده به‌نظر میرسن، برای تو میشن سخت‌ترین کارای دنیا
گاهی انقدر بابت انجام دادن یه چیز کاملا معمولی خجالت میکشی که حس میکنی این اصلا طبیعی نیست
چشم‌هایش شاعری بود و کمالش عشق بود در نگاهش شعر حافظ شعر بی‌مقدار بود
یعنی چی که حتی ۲۵ صدمم اضافه نشد؟:))
مَغز‌هایِ‌پوسیده / اُنسه
عزیزان دلم، بریم ص ۱۰ قرآن:))) این صفحه از آیه ۶۲ تا ۷۴ سوره مبارکه بقره رو در خودش داره. آیه منت
عزیزان دلم، بریم ص ۱۱ قرآن:))) صفحه یازدهم وارد آیات ۷۵ تا ۸۳ سوره مبارکه بقره می‌شه. بین این آیات، من یه آیه رو انتخاب کردم که به نظرم برای زندگی امروز ما یه تلنگر خیلی جدی داره. آیه منتخب امروز: «أَلَا يَعْلَمُونَ أَنَّ اللَّهَ يَعْلَمُ مَا يُسِرُّونَ وَمَا يُعْلِنُونَ» «آیا نمی‌دانند که خدا آنچه را پنهان می‌کنند و آنچه را آشکار می‌سازند، می‌داند؟» خب... این آیه خیلی کوتاهه، ولی واقعاً آدم رو یه لحظه نگه می‌داره. ما معمولاً خیلی حواسمون هست که بقیه چی از ما می‌بینن؛ ولی قرآن یه سؤال مهم‌تر می‌پرسه: خدا چی از ما می‌بینه؟ آدم می‌تونه جلوی بقیه خیلی مرتب و خوب به نظر برسه؛ می‌تونه حرف‌های قشنگ بزنه، ظاهر مذهبی داشته باشه، توی جمع یه جور رفتار کنه و وقتی تنهاست یه جور دیگه. اما خدا فقط اون چیزی رو که بقیه می‌بینن نمی‌بینه؛ هم ظاهر ما رو می‌دونه، هم چیزی که توی دل و خلوت ما می‌گذره. علامه طباطبایی هم در توضیح این آیه، بر همین علم خدا به پنهان و آشکار انسان تأکید می‌کنه. حالا بیایم یکم بیاریمش توی زندگی خودمون... وقتی گوشی دستمونه و هیچ‌کس نمی‌دونه داریم چه کار می‌کنیم... وقتی یه حرفی توی دلمون هست که به کسی نمی‌گیم... وقتی جلوی بقیه خودمون رو یه آدم خیلی آروم نشون می‌دیم، ولی توی خلوت خودمون پر از خشم و حسادت و ناراحتی‌ایم... وقتی می‌گیم «من برای خدا این کار رو کردم»، ولی ته دلمون منتظریم بقیه ببینن و تعریف کنن... اینجاست که این آیه میاد وسط و میگه: قبل از اینکه نگران تصویرمون پیش آدم‌ها باشیم، حواسمون به حقیقت خودمون پیش خدا باشه. نه اینکه از خدا بترسیم و مدام خودمون رو سرزنش کنیم؛ اتفاقاً می‌تونه یه جور آرامش هم باشه. چون اگر یه خوبی‌ای انجام دادی و هیچ‌کس ندید، خدا دید. اگر توی خلوتت جلوی یه گناه رو گرفتی و هیچ‌کس نفهمید، خدا فهمید. اگر یه شب دلت شکست و فقط آروم گفتی «خدایا کمکم کن»، خدا شنید. پس شاید سؤال امروز این باشه: اگر مطمئن باشم هیچ‌کس منو نمی‌بینه، آیا باز هم همون آدمی هستم که جلوی بقیه‌ام؟ و شاید رشد واقعی از همین‌جا شروع بشه؛ از جایی که کم‌کم یاد بگیریم آدمِ خلوت و جلوتِ ما به هم نزدیک‌تر بشن. چون آخرش مهم‌ترین نگاه، نگاه مردمه نیست... نگاه خداست.