مَغزهایِپوسیده / اُنسه
عزیزان دلم، بریم ص ۱۰ قرآن:))) این صفحه از آیه ۶۲ تا ۷۴ سوره مبارکه بقره رو در خودش داره. آیه منت
عزیزان دلم، بریم ص ۱۱ قرآن:)))
صفحه یازدهم وارد آیات ۷۵ تا ۸۳ سوره مبارکه بقره میشه. بین این آیات، من یه آیه رو انتخاب کردم که به نظرم برای زندگی امروز ما یه تلنگر خیلی جدی داره.
آیه منتخب امروز:
«أَلَا يَعْلَمُونَ أَنَّ اللَّهَ يَعْلَمُ مَا يُسِرُّونَ وَمَا يُعْلِنُونَ»
«آیا نمیدانند که خدا آنچه را پنهان میکنند و آنچه را آشکار میسازند، میداند؟»
خب... این آیه خیلی کوتاهه، ولی واقعاً آدم رو یه لحظه نگه میداره.
ما معمولاً خیلی حواسمون هست که بقیه چی از ما میبینن؛
ولی قرآن یه سؤال مهمتر میپرسه:
خدا چی از ما میبینه؟
آدم میتونه جلوی بقیه خیلی مرتب و خوب به نظر برسه؛
میتونه حرفهای قشنگ بزنه، ظاهر مذهبی داشته باشه، توی جمع یه جور رفتار کنه و وقتی تنهاست یه جور دیگه.
اما خدا فقط اون چیزی رو که بقیه میبینن نمیبینه؛ هم ظاهر ما رو میدونه، هم چیزی که توی دل و خلوت ما میگذره. علامه طباطبایی هم در توضیح این آیه، بر همین علم خدا به پنهان و آشکار انسان تأکید میکنه.
حالا بیایم یکم بیاریمش توی زندگی خودمون...
وقتی گوشی دستمونه و هیچکس نمیدونه داریم چه کار میکنیم...
وقتی یه حرفی توی دلمون هست که به کسی نمیگیم...
وقتی جلوی بقیه خودمون رو یه آدم خیلی آروم نشون میدیم، ولی توی خلوت خودمون پر از خشم و حسادت و ناراحتیایم...
وقتی میگیم «من برای خدا این کار رو کردم»، ولی ته دلمون منتظریم بقیه ببینن و تعریف کنن...
اینجاست که این آیه میاد وسط و میگه:
قبل از اینکه نگران تصویرمون پیش آدمها باشیم، حواسمون به حقیقت خودمون پیش خدا باشه.
نه اینکه از خدا بترسیم و مدام خودمون رو سرزنش کنیم؛
اتفاقاً میتونه یه جور آرامش هم باشه.
چون اگر یه خوبیای انجام دادی و هیچکس ندید،
خدا دید.
اگر توی خلوتت جلوی یه گناه رو گرفتی و هیچکس نفهمید،
خدا فهمید.
اگر یه شب دلت شکست و فقط آروم گفتی «خدایا کمکم کن»،
خدا شنید.
پس شاید سؤال امروز این باشه:
اگر مطمئن باشم هیچکس منو نمیبینه، آیا باز هم همون آدمی هستم که جلوی بقیهام؟
و شاید رشد واقعی از همینجا شروع بشه؛
از جایی که کمکم یاد بگیریم آدمِ خلوت و جلوتِ ما به هم نزدیکتر بشن.
چون آخرش مهمترین نگاه، نگاه مردمه نیست...
نگاه خداست.
#یکجرعهنور
هدایت شده از خانۀانتهایخیابان۲۴۵؛
ادب یکی از قشنگترین ویژگیهاییه که هر آدمی میتونه داشته باشه.
سرم درد نمیکنه، ولی حس سردرد دارم
بیشتر انگار مغزم درد میکنه
این روزا به معنای واقعی افتادم داخل سرزمین عجایب
هر چیزی که قبلا برام عادی بود، انگار الان داره یه روی دیگه خودشو نشون میده
نمیفهمم چطور باید این حجم از خبر و اتفاقات رو مدیریت کنم... اصلا از پسش برمیام؟
جالب ترشم اینه که نمیتونم راجع بهشون با احدی صحبت کنم
چیزایی که مجبورم تو خودم نگه دارم و به تنهایی به دوش بکشم، باعث شده کوچیکترین اتفاقاتم بتونن برای چند ساعتم که شده منو از پا در بیارن
ولی بازم باید خیلی سریع از جام بلند شم و ادامه بدم
انگار این روزا خستگی معنا نداره، گوشه آروم و امن و خواب راحت و تفریح چیزایین که حتی بعیدتر از وقتی که کنکوری بودم به نظر میرسن
ولی با این حال حقی برای اعتراض نیست، خیلیا هستن که ازم توقع دارن، در راس همه خودم!
کاش میشد حداقل خودم بفهمم کجای زندگیم قرار دارم، ولی انگار همه چیز رو سرعت ۱۰ ایکس جلو میره و من هنوز رو ۰.۵ ایکسم...!
مَغزهایِپوسیده / اُنسه
عزیزان دلم، بریم ص ۱۱ قرآن:))) صفحه یازدهم وارد آیات ۷۵ تا ۸۳ سوره مبارکه بقره میشه. بین این آیات،
عزیزان دلم، بریم ص ۱۲ قرآن:)))
صفحه دوازدهم در مصحف رایج، آیات ۷۷ تا ۸۳ سوره مبارکه بقره رو داره. بین این آیات، یه آیه هست که به نظرم برای زندگی خودمون خیلی جای فکر کردن داره.
آیه منتخب امروز:
«وَقُولُوا لِلنَّاسِ حُسْنًا»
«و با مردم به نیکی سخن بگویید.»
این قسمت کوتاهه، ولی ببینید خدا چقدر ساده یه دستور بزرگ بهمون میده:
با مردم خوب حرف بزنید.
در تفسیر المیزان، این فرمان در کنار توحید، نیکی به پدر و مادر، خویشاوندان، یتیمان و نیازمندان و برپایی نماز و زکات آمده؛ یعنی خوشرفتاری و درست حرف زدن با مردم، یه مسئله حاشیهای و بیاهمیت نیست.
حالا بیایم یه کم بیاریمش توی زندگی خودمون...
«قولوا للناس حسناً» فقط یعنی فحش ندهیم یا بیادبی نکنیم؟
نه لزوماً.
گاهی یه جملهمون میتونه حال یه نفر رو خراب کنه؛
یه شوخی میتونه یکی رو جلوی جمع خجالتزده کنه؛
یه پیام توی گروه کلاس میتونه باعث بشه یکی احساس کنه تحقیر شده؛
یه جواب تند به مامان یا بابا میتونه دلشون رو بشکنه.
حتی توی فضای مجازی هم «مردم» از دایره این آیه بیرون نیستن.
قرار نیست هر چیزی که به ذهنمون رسید رو چون «راست»ه، با هر لحنی که خواستیم بگیم.
گاهی درست حرف زدن، فقط راست گفتن نیست؛ درست گفتنِ راست هم هست.
مثلاً میتونیم به دوستمون بگیم:
«فکر میکنم این کارت درست نبود.»
بدون اینکه تحقیرش کنیم.
میتونیم با مامان و بابا مخالف باشیم،
بدون اینکه بیاحترامی کنیم.
میتونیم توی یه بحث نظر متفاوت داشته باشیم،
بدون اینکه طرف مقابلمون رو مسخره کنیم.
شاید یکی از تمرینهای خیلی قشنگ امروز این باشه که قبل از جواب دادن، یه لحظه از خودمون بپرسیم:
اگه کسی همین جمله رو به من میگفت، دلم میشکست؟
و یه سؤال دیگه:
آیا آدمها وقتی با من حرف میزنن، بیشتر احساس آرامش میکنن یا ترس از قضاوت شدن؟
قرار نیست از فردا تبدیل به آدمی بشیم که هیچوقت عصبانی نمیشه و هیچ حرف تندی نمیزنه؛ ما آدمیم و اشتباه میکنیم.
فقط میخوایم کمکم یاد بگیریم که زبانمون هم میتونه عبادت باشه.
گاهی یه «خسته نباشی»،
یه «حق داری ناراحت باشی»،
یه «ببخشید»،
یا حتی یه سکوت بهموقع...
میتونه مصداق کوچیکی از همین «وَقُولُوا لِلنَّاسِ حُسْنًا» باشه.
#یکجرعهنور
Ali FaniAllahumma Aslih (Dua Faraj).mp3
زمان:
حجم:
5M
دعای امام رضا "تحیة و السلام" برای
حضرت حجت "عجل الله فرجه"
ــــــــــــــ ـــ
⭐ / ستارهٔ یادآور جمعه ها