هدایت شده از کاشابربودم.
به قول ابومهدی عزیزم
ما در بحرانها به ذهنی سرد و قلبی گرم احتیاج داریم.
اویمن;
و چقدر دور از تصور. در جهانی که بر سقفش سرخی آتش جای سپیدی ستاره، دنباله دارد، میشود روزی قلب برای زندگی کافی؟ اینجا که باید با زره خوابید، شاید گرمی قلبت زیر سردی بلوکِ سقف فروریخته، خراش کمتر بردارد! میشود با قلب زیست؟ گمان نمیکنم. لااقل تا صدسال دیگر. صدها سال دیگر. «و من آنروز را انتظار میکشم، حتی روزی که دیگر نباشم...