27 آذر 1396 حماه
بافتنی قدمی برای حل سرما / استفاده از ظرفیت درونی / شروعی بر کارآفرینی
مشغول کارها بودم که پیامی از اهالی فوعه و کفریا در اردوگاه حسیا برایم رسید .
پیام حاوی تصویری از بچه ها و درخواست لباس گرم برای کودکان آواره بود.
این پیام مرا به فکر برد و دنبال راه حلی برایش بودم ، قرارمان با حاج رسول این بود که کارها توسط خود مردم انجام شود وحتی الامکان این وابستگی کم شود.
در همین فکرها بودم که به در ورودی مقر رسیدم، توی سرما دستانم سرد شده بود دستانم را به سمت نگهبان دراز کردم توی دستش دستکشی از بافتنی پشمی بود که دستانش را گرم نگاه داشته بود. یاد خواهر بزرگم افتادم که همیشه برایمان لیف ودستکش و.. می بافت.
به یکباره جرقه ای در ذهنم زده شد و بلافاصله با ایمان فتوح (رابط مان در اردوگاه حسیا) تماس گرفتم و پرسیدم: آیا کسی در اردوگاه هست که بتواند ببافد ؟
ایمان پاسخ داد : بله واتفاقا یکی از اهالی خودش در این کار ماهر است ومی تواند به بقیه هم یاد بدهد.
روز بعد به بازار حماه رفتم و ....
#خاطرات_سوریه
#کمک_به_آوارگان
شهید استوار
@ostovar313