eitaa logo
' اتاق 95 '
276 دنبال‌کننده
457 عکس
151 ویدیو
1 فایل
" هُـوَالـکٰافـ‌ی " • نامه‌های دو دلتنگ : محل‌ارسال : اتاق‌95‌ام‌تیمارستان‌ Bj . مقصد :‌ شاید‌‌به‌نا‌کجا‌آباد . • فرهنگ‌ فورواد ! ' در‌به‌در‌‌ در‌ پـی‌گـم‌کـردن مـقـصد رفـتـیم ' | می‌شنوم : https://eitaa.com/nashenas_app/app?startapp=link_n0a
مشاهده در ایتا
دانلود
' اتاق 95 '
{ فکر کنم به دیوانه ها بیشتر خوش میگذره ، درسته ؟...}
{ زخم قصه‌‌ست . زخم خاطرست . زخم هویته؛ زخم یعنی من بودم ... }
' اتاق 95 '
دیشب که کنار پنجره گلدان خشک شده را آب میدادم در گوش باد گفتم برای میهمان تازه از راه رسیده از گذشته‌مان بگوید . گفتم که بگوید خسته ایم ؛ که از فرط خستگی فراموش کرده ایم گل‌هایمان را آب دهیم . که از فرط خستگی نتوانسته‌ایم شب کمی آرام بخوابیم . که از فرط خستگی شیشه عینک را خاک گرفته به چشم می زنیم و چای را سرد شده سر می کشیم . به باد همه را گفتم . که شاید به گوش میهمان تازه از راه رسیده‌مان برساند و او کمی راحت بگیرد برایمان . پاییز است دیگر ... دلتنگ است . بالاخره دلتنگ ها ، حال دلتنگ هارا خوب می فهمند . - از اویی که به روی سرمای پاییز ، پنجره باز می‌کرد... ‌
زمان برا کتاب خوندن ندارم ، چه برسه به پست گذاشتن ‌. تشکر
' اتاق 95 '
زمان برا کتاب خوندن ندارم ، چه برسه به پست گذاشتن ‌. تشکر
اکر یکی دو روز یکبار پست بود بایست دلیلش و بدونید ، تشکر
فراموش کرده بودم بارون چه عطری داره . . .
راه و رسم فرار نمی دانستم ؛ و اِلا که ماندن در این شهر چیزی جز شکنجه نبود...
اینجا ، در دنیای واقعی.
باز من ماندم و خلوتی سرد . . .
نیازمند یه هفته خالی فقط برا کتاب خوندنم ، بی هیچ کار دیگه ای ...
دمتون گرم که لف ندادید . این روزا وقت هیچی رو ندارم حقیقتا...