یه لحظه سرم و بردم تو کتاب ،
به خودم اومدم دیدم فراموش کردم جنگه ، فراموش کردم رهبر رو از دست دادیم ،
فراموش کردم اوضاع چجوریه ،
فراموش کردم همه چی و ...
فراموش کردم زندگی و ....
عصا را از پدر برگیر و عزم نیل کن اینک
تقاص مرگ او را مرگ اسرائیل کن اینک
ولی دم به نام حق ولی امر ما گشتی
پدر را مجتبی بودی و ما را مقتدی گشتی
بخوان «خُذْها بِقُوه» این علم بردار بسمالله
علم بردار و در این ره قدم بگذار بسم الله