eitaa logo
• اتاق 95 •
299 دنبال‌کننده
360 عکس
136 ویدیو
1 فایل
" هُـوَالـکٰافـ‌ی " • نامه‌های دو دلتنگ : محل‌ارسال : اتاق‌95‌ام‌تیمارستان‌نویسندگان . مقصد :‌ شاید‌‌به‌نا‌کجا‌آباد . • فرهنگ‌ فورواد ! ' در‌به‌در‌‌ در‌ پـی‌گـم‌کـردن مـقـصد رفـتـیم ' | می‌شنوم : https://eitaa.com/nashenas_app/app?startapp=link_n0a
مشاهده در ایتا
دانلود
عصا را از پدر برگیر و عزم نیل کن اینک تقاص مرگ او را مرگ اسرائیل کن اینک ولی دم به نام حق ولی امر ما گشتی پدر را مجتبی بودی و ما را مقتدی گشتی بخوان «خُذْها بِقُوه» این علم بردار بسم‌الله علم بردار و در این ره قدم بگذار بسم الله ‌
قدر زنده رو ندونن مردن عاقلانست . -قطعه‌موسیقی ـ
آیا من عصبی ام ؟ بله . آیا من دیوونم ؟ بله . آیا به کسی ربطی داره ؟ نه خیر .
چند تا تار سفید موهام و از خیلی آدما بیشتر دوست دارم .
و حق با جناب صائبه ؛ ناخوشی‌ها از دلِ بی ذوقِ ماست ذوق اگر باشد، همه دنیا خوش است...
سرش شکسته ولی عاشقانه میخندد نمانده فاصله ای تا وصال زهرایش...💔 ‌
بچه شیعه ها؛ یتیم شدیم...
التماس دعا ممبرا ...
• اتاق 95 •
فقط خواستم معنی رو بگیرید ...
+ آقا؟ - بله؟ + شما بابای من را ندیدی؟ او یک رَدای سبز دارد، همیشه برای ما غذا می‌آورد و یک کوله روی پشتش است. - اسمش چیست؟ + نمی‌دانم، هربار پرسیدم، نگفت! - چه کارش داری؟ + می‌خواهم خبر خوشی به او بدهم، خبر کشته‌شدنِ علی را. - از این خبر خوشحال می‌شود؟ + آری مطمئنم او از خوشحالیِ من، خوشحال می‌شود. - مرگِ علی را جلوی او آرزو می‌کردی؟ + آری، همیشه غذا که می‌آورد جلویش علی را نفرین می‌کردم، او هم دست‌هایش را بالا می‌برد و می‌گفت: خدایا مرگ علی را برسان... ‌