چمدان بی صاحب-66
بدون قصه و بوسه تلاش کن که بخوابی
بدون سناریو تلاش کن بخوابی
هدایت شده از ɪᴍ ʙᴀʀʙʏ ɢɪʀʟ🪽
جدی ۸۰ و خورده ای ممبر دود شد رفت هوا الان من از کجا دوباره ممبر گیر بیارم اخههه
هدایت شده از شبهایحوّا.
یکی از ساکنین اینجا یه سگ خونگی داره. دیشب داشت توی محوطه میچرخید و یهو با ذوق پرید توی بغل من که باهام بازی کنه. من یکّه خوردم و بهخاطر اینکه نمیخواستم بزاق دهانش و پشمهای تنش روی لباسم بشینه، به صاحبش گفتم که ازم جداش کنه. صاحبش هم محکم و مختصر بهش گفت "نکن، از کارت خوشش نمیاد، بیا اینجا" و سگ بدون لحظهای معطلی منرو رها کرد، دم تکون داد و رفت. برای دقایقی ذهنم رفت به طرف موضوع جدیدی که توی سوشالمدیا ترند شده. اینکه ".no means no" اینکه چهطور یه سگ میدونه نه چه معنایی داره، اما هفت مرد و میلیونها هیولای شبیه بهشون نمیدونن؟ ۵۷ نفری که با سکوت در این جنایت شریک شدن، و بازهم میلیونها نفر مثلشون که خفهخون گرفتن در برابر ظلم آشکار؟
برای بار هزارم؛غریزه برای حیوونه،فرق انسان با حیوون همینه!انسان میتونه فکرکنه و تصمیم بگیره اما حیوون از غریزهش پیروی میکنه
اگه معتقدی اون اشخاص بخاطر پیروی از غریزهشون به ی دختر اسیب رسوندن،انتظار نداشته باش اون موجودات انسان نما رو توی دسته حیوانات حساب نکنم