فرزندان روح الله
🟡 #کلاسِ_اخلاق 🖤 #آیت_الله_مجتهدی_تهرانی 49 #قسمت_چهلم_و_نهم 📆 #شنبه۱بهمن۱۴۰۱ 🔶 #اخلاص_در_روضه_خ
✔️ #کلاسِ_اخلاق
🖤 #آیت_الله_مجتهدی_تهرانی
50 #قسمت_پنجاهم
📆 #یکشنبه۲بهمن۱۴۰۱
🔶 #گنج_های_خوبی #قسمت_اول
●━━━━━━───────
⇆ㅤ ◁ ❚❚ ㅤ▷ ↻
■ ایستگاه مطالعه:
#شهید_بهشتی:
پاسداران آگاهانه انتخاب می کنند؛ شجاعانه می جنگند؛ غریبانه زندگی می کنند؛ مظلومانه شهید می شوند و بی شرمانه مورد توهین قرار می گیرند.
#سپاه
#سپاه_مقتدر
______________
#تیم_رسانه_ای💻
#پایگـــاه_بسیج_سیداحمدخمینی_ره
#کانون_فرهنگی_هنری_امام_خامنه_ای_مدظله_العالی
#ماراهمراهی_بفرمایید👇
●●●●●●●●●●●●●
https://eitaa.com/joinchat/2443903024Cb0a738931e
●●●●●●●●●●●●●
🔵 #کلاسِ_اخلاق
💚 #آیت_الله_مجتهدی_تهرانی
67 #قسمت_شصت_و_هفتم
📆 #سه_شنبه۲۵بهمن۱۴۰۱
🔷 #چه_فکری_خوب_است؟ #قسمت_اول
●━━━━━━───────
⇆ㅤ ◁ ❚❚ ㅤ▷ ↻
■ ایستگاه مطالعه:
اغتشاشات اخیر به وضوح نشان داد که
به فرض محال اگر روزی جمهوری اسلامی نباشد
چه موجوداتی در راس حکومت ایران قرار میگیرند!
________________________
#تیم_رسانه_ای💻
#پایگـــاه_بسیج_سیداحمدخمینی_ره
#کانون_فرهنگی_هنری_امام_خامنه_ای_مدظله_العالی
#ماراهمراهی_بفرمایید👇
°••°••°••°••°••°••°••°••°••°
🆔 @p_seyedahmad
°••°••°••°••°••°••°••°••°••°
#گزارش_تصویری #قسمت_اول
#مراسم_احیای_شب_۱۹_ماه_رمضان۱۴۴۴
#یکشنبه_۲۰فروردین۱۴۰۲
مسجد حضرت صاحب الزمان عج خنداب
با سخنرانی حجت الاسلام میرنظامی مدنی
مداحی کربلایی علی همتی ، کربلایی اکبر لقمانی، شاعرروشندل محمدآقااکبری
قرائت قرآن توسط استاد مرتضی یادگاری، آقای محمدرضا خادمی و محمود یادگاری
با حضور پرشور برادران و خواهران، بسیجیان پایگاه بسیج سید احمد خمینی ره، عزاداران و عاشقان اهل بیت(ع)
با حضور امام جمعه محترم شهرستان خنداب حجت الاسلام والمسلمین صفاهانی ، بخشدار محترم بخش مرکزی مهندس نجاتی و مهندس احدی شهردار محترم شهر خنداب
#پایگـــاه_بسیج_سیداحمدخمینی_ره
#کانون_فرهنگی_هنری_امام_خامنه_ای_مدظله_العالی
#ماراهمراهی_بفرمایید🙏
----------------------------------
🆔 @p_seyedahmad
هدایت شده از 🏴هیئت یاوران مهدی(عج)🏴
#گزارش_تصویری #قسمت_اول
مراسم احیای شب ۲۱ ماه رمضان ۱۴۴۴
مسجد باعظمت حضرت صاحب الزمان عج خنداب
#هیئت_امناءمسجدصاحب_الزمان_عج
#هیئت_یاوران_مهدی_عج
#ماراهمراهی_بفرمایید👇
-_-_-_-_-_-_-_-_-_-_-_-_-_-_-_-_-
@yavaran_mahdi_khondab
-_-_-_-_-_-_-_-_-_-_-_-_-_-_-_-_-
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
مشاهده در پیام رسان ایتا
#عزاداری_صبح_شهادت_امام_صادق_ع #قسمت_اول
⬛️ بمناسبت سالروز شهادت ششمین اختر تابناک آسمان امامت و ولایت حضرت امام جعفر صادق علیه السلام کاروان غم عزاداران شهر خنداب در روز سه شنبه ۲۶ اردیبهشت ۱۴۰۲ به حرکت در آمد
#شورای_هیئات_مذهبی
#هیئت_اعظم_حضرت_ابالفضل_ع_خنداب
#ماراهمراهی_بفرمایید🙏
----------------------------------
🆔 @p_seyedahmad
#همایش_دوچرخه_سواری #قسمت_اول #بزرگداشت_دهه_کرامت #آزادسازی_خرمشهر
🚴♂ همایش بزرگ دوچرخه سواری صبح روز جمعه ۵ خرداد ۱۴۰۲ با حضور بیش از ۴۵ دوچرخه سوار نونهالان، نوجوان و جوان از شهر خنداب و روستای های اطراف برگزار شد
#هیئت_دوچرخهسواری_شهرستان_خنداب
#پلیس_راهور_شهرستان_خنداب
#پایگـــاه_بسیج_سیداحمدخمینی_ره
#کانون_فرهنگی_هنری_امام_خامنه_ای_مدظله_العالی
#ماراهمراهی_بفرمایید🙏
----------------------------------
🆔 @p_seyedahmad
❣عشق رنگین❣
#قسمت_اول
داستان از زمانی شروع شد که با شکیلا دوست شدم,کاش حرف مامان راگوش میدادم وبا کسی که ازنظر فرهنگی بامن تفاوت داشت دوست نمیشدم...
اه همه چی از اون کلاس نقاشی لعنتی شروع شد وگرنه من دختر سربه راه باباومامانم بودم.
اسمم سمیه است دختربزرگ وفرزند ارشد خانواده,داداش مهدی ازمن کوچکتره وکلاس دوم دبستانه,منم سال سوم دبیرستان,مامانم خانه دارو بابام یه دکه ی روزنامه فروشی داره,زندگیمون خوبه ومیگذره اما خیلی راحت نه,بعضی چیزایی راکه هم سن وسالام دارند برای من شده آرزو...
خانواده ی مذهبی ومعتقدی دارم وهمین دیانتمون باعث شده,همیشه شکرگذار خدا باشیم.
تو مدرسه شاگرد ممتازم وهمیشه باباحسین بهم افتخارمیکند,گاه گاهی توخونه تفننی برای خودم نقاشی میکشیدم ,اما از حق نگذریم ,خیلی قشنگ از اب درمیامد,مامان نرگس میگه:سمیه جان ,دخترم تو شاهکاری .
یک روز که از راه مدرسه برمیگشتم,چشمم به آگهی روی دیوار خورد,اگهی برای پذیرش هنرجو برای کلاس نقاشی بود,خیلی دوست داشتم بروم,اگهی رااز روی دیوار دراوردم وگذاشتم توکیفم,تا به مامان نشون بدهم ویه جورایی دلش رابدست بیارم تا رضایت بدهد وباباهم راضی کند تا توکلاس شرکت کنم.
اخه دو تا امتحان دیگه بدهم,کارتموم ودور درس ومدرسه را تا سال تحصیلی دیگه خط میکشم وراحت میتونم به عشقم یعنی نقاشی برسم...
درحالی که توفکر این بودم که چه طوری بگم تا مامان ,نه نیاره ,وارد خونه شدم...
#ادامه دارد.... #داستان
#عشق_رنگین
💦⛈💦⛈💦⛈
#پایگـــاه_بسیج_سیداحمدخمینی_خنداب
#کانون_فرهنگی_هنری_امام_خامنه_ای_مدظله_العالی
#ماراهمراهی_بفرمایید🙏
----------------------------------
🆔 @p_seyedahmad
❣عشق رنگین❣
#قسمت_اول
داستان از زمانی شروع شد که با شکیلا دوست شدم,کاش حرف مامان راگوش میدادم وبا کسی که ازنظر فرهنگی بامن تفاوت داشت دوست نمیشدم...
اه همه چی از اون کلاس نقاشی لعنتی شروع شد وگرنه من دختر سربه راه باباومامانم بودم.
اسمم سمیه است دختربزرگ وفرزند ارشد خانواده,داداش مهدی ازمن کوچکتره وکلاس دوم دبستانه,منم سال سوم دبیرستان,مامانم خانه دارو بابام یه دکه ی روزنامه فروشی داره,زندگیمون خوبه ومیگذره اما خیلی راحت نه,بعضی چیزایی راکه هم سن وسالام دارند برای من شده آرزو...
خانواده ی مذهبی ومعتقدی دارم وهمین دیانتمون باعث شده,همیشه شکرگذار خدا باشیم.
تو مدرسه شاگرد ممتازم وهمیشه باباحسین بهم افتخارمیکند,گاه گاهی توخونه تفننی برای خودم نقاشی میکشیدم ,اما از حق نگذریم ,خیلی قشنگ از اب درمیامد,مامان نرگس میگه:سمیه جان ,دخترم تو شاهکاری .
یک روز که از راه مدرسه برمیگشتم,چشمم به آگهی روی دیوار خورد,اگهی برای پذیرش هنرجو برای کلاس نقاشی بود,خیلی دوست داشتم بروم,اگهی رااز روی دیوار دراوردم وگذاشتم توکیفم,تا به مامان نشون بدهم ویه جورایی دلش رابدست بیارم تا رضایت بدهد وباباهم راضی کند تا توکلاس شرکت کنم.
اخه دو تا امتحان دیگه بدهم,کارتموم ودور درس ومدرسه را تا سال تحصیلی دیگه خط میکشم وراحت میتونم به عشقم یعنی نقاشی برسم...
درحالی که توفکر این بودم که چه طوری بگم تا مامان ,نه نیاره ,وارد خونه شدم...
#ادامه دارد.... #داستان
#عشق_رنگین
💦⛈💦⛈💦⛈
#پایگـــاه_بسیج_سیداحمدخمینی_خنداب
#کانون_فرهنگی_هنری_امام_خامنه_ای_مدظله_العالی
#ماراهمراهی_بفرمایید🙏
----------------------------------
🆔 @p_seyedahmad
😈دام شیطانی😈
#قسمت_اول 🎬
به نام خدا
(اعوذبالله من الشیطان الرجیم)
پناه میبرم به خدا ازشرشیطان رانده شده,ازشرجنیان شیطان صفت,ازشرآدمیان ابلیس گونه.
من (هما)تک فرزند یک خانواده ی سه نفره ی معتقدومذهبی اما منطقی وامروزی, هستم,پدرم, آقامحسن, راننده ی تاکسی ,مردی بسیارزحمت کش ,که از هیچ زحمتی برای خوشبخت شدن من دست نکشیده ومادرم حمیده خانم,زنی صبور, بسیارباایمان ومهربان که تمام زندگیش رابه پای همسر وفرزندش میریزد.
نزدیک سی سال است از ازدوجشان میگذرد ,هشت سال اول زندگیشان,بچه دارنمیشوند وباهزار دعا وثنا ودارو ودکتر ,من قدم به این کره ی خاکی میگذارم, تاخوشبختیشان تکمیل شود.
پدرم نامم را هما میگذارد چون معتقداست من همای سعادت هستم که بر بام خانه شان فرو افتادم وبی خبرازاین که این همای سعادت روزگاری دیگر ,ناخواسته همای بدبختیشان را رقم میزند....
در چهره وصورت به قول مادر واقوام ,زیبایی خاصی دارم,همین چهره ی زیبا باعث شده از زمانی که خودم را شناختم ,شاید اول,دوم راهنمایی بودم,پای خواستگارها به خانه مان باز شود,محال است درجمعی حاضربشوم,درمجلسی دعوت بشوم وپشت سرش یکی ,دوتا خواستگار را نداشته باشم.
الان که سال دوم دانشگاه رشته ی دندان پزشکی, هستم تقریبا به طورمتوسط هر سه ماه یکبار ,ازدانشجوگرفته تا استاد و...خواستگارداشتم,اما پدرومادرم ,انسانهای فهمیده ای هستند ومرا در انتخاب آزاد گذاشته اند ,اما من در درونم میلی به ازدواج ندارم,تمام هدفم تکمیل تحصیلات عالیه هست تا بتوانم فردی مفید برای جامعه وافتخاری بزرگ برای پدرومادرم باشم,اگرهم زمانی بخواهم ازدواج کنم ,حتما دنبال فردی فرهیخته وباایمان هستم تا مرا به کمال برساند.
در کل به موسیقی,خصوصا نواختن گیتار, علاقه ی زیادی دارم,یکی از دوستانم به نام سمیرا به من پیشنهاد داد تا به کلاس استادی بروم که درنواختن گیتار سرامد تمام نوازندگان است.
ازاین پیشنهاد بی نهایت خوشحال شدم,به خانه که رسیدم برای مادرم گفتم که میخواهم کلاس گیتار بروم,مادرم که ازعلاقه ی من به این ساز خبرداشت,گفت:من مخالفتی ندارم ,نظرمن ,نظر پدرت است.
ووقتی با پدرم صحبت کردم,اونیز مخالف کلاس رفتنم نبود که ای کاش مخالفت میکرد ونمیگذاشت پایم به خانه ی شیطان باز شود.
باسمیرا رفتیم برای ثبت نام,یک دختر خانم آنجابود که گفت ,کلاسهای جدید از اول هفته ی اینده شروع میشوند.شما شنبه تشریف بیاورید....
نمیدانم دوحس متناقض درونم میجوشید,یکی منعم میکرد ودیگری تحریکم میکرد........
ولی علاقه ام به این ساز,شوقی درونم بوجود آورده بود که برای رفتنم به کلاس,لحظه شماری میکردم.
#ادامه_دارد ...
#دام_شیطانی
#داستان
💦⛈💦⛈💦⛈
#پایگـــاه_بسیج_سیداحمدخمینی_خنداب
#کانون_فرهنگی_هنری_امام_خامنه_ای_مدظله_العالی
#ماراهمراهی_بفرمایید🙏
----------------------------------
🆔 @p_seyedahmad