کتابخانهی خیابان نوزدهمـ🇮🇷
سلام بر او؛ که نامش همذاتِ واژهٔ اندوه است.
سلام بر او؛
که شورانگیزترین حزن ماست.
Tel:Basim_Karbalaei_313651_42860876786450.mp3
زمان:
حجم:
14.6M
عشگته و خدمته و سري بشریاني، حسیني الهویه و شرف عنواني، أعیش بخیره، ولا أرید غیره:))))).
#ای_آبیترین_آسمان_در_پیشگاه_تو
کتابخانهی خیابان نوزدهمـ🇮🇷
-
خدایا نمیدونم چجوری شکرت کنم که به اذان شب اول محرم رسیدم. چجوری شکرت کنم اجازه دادی شیعهی علیابن ابیطالب باشم و اجازه دادی محبت اهل بیتت رو توی دلم داشته باشم. ممنونم که پناه ما رو اهل بیت قرار دادی. ممنونم که اجازه دادی عشق آقای اباعبدالله رو توی سینهام داشته باشم. الحمدالله الذی خلق الحسین💚🖤.
#ای_آبیترین_آسمان_در_پیشگاه_تو
9M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
اذا واحد ضربهه اذا واحد اذاهه،
ترجع للبیت اتگلک:
بویه فلان ضربنی فلان اذانی...
اشحال رقیه وکلهه جروح؟...
شتسولف للحسین؟...
#ای_آبیترین_آسمان_در_پیشگاه_تو
کتابخانهی خیابان نوزدهمـ🇮🇷
تسأل رقیه... #ای_آبیترین_آسمان_در_پیشگاه_تو
رقیه بثّت رسالتها في التاريخ
أن الحياة بلا حسین عَدم.
کتابخانهی خیابان نوزدهمـ🇮🇷
‹نـۍآز♥️ ›
محمد الجنامي / Mohammad Al Jannami1007_48610616957873.mp3
زمان:
حجم:
26.1M
07:55
تجلب الليل زينب کون و اتدور
شبها زینب (سلاماللهعلیها) بیدار است و دور و بر را میگردد
ونوب اتصير عمه و نوب دكتور
گاهی عمه میشود و گاهی طبیب
تداوي چم جرح چم ظلع مكسور
مرهم میگذارد بر زخمها و دندههای شکسته
وهاي تصيح متني وهاي اديه
صدایی از گوشهای بلند میشود:
"پهلوی من شکسته، دستم درد میکند"
حســينا... واحســـينا...
11:14 تراپی.
12:12
نــص اللــيل لــن طــفله ابغصنها
نیمهشب، ناگهان دخترکی از شدت گریه نفسش برید
انكسر كلب السمه وفز اعله ونها
دل شب شکست و نالهاش سکوت را در هم ریخت
مـلح الگــاع جاس اجـروح اذنها
خاکِ زمین هم، شوری زخم گوشهایش را چشید
و تبجي الليل ونتها الشجيه
و شب با نالههایش در اشک فرو رفت
حســـينا... واحســـينا
تبـجي و بـجت عمــتها الالـمـها
گریه میکرد و عمهاش هم به گریه افتاد
وتناشدها اعله يا جرح اللجمها
از او میپرسید:[ای که] دلت داغدیده، چه در دل داری؟
اثاريــها الجــرح بايــك حلمهــا
معلوم شد زخمهایش، خواب را از او هم ربوده
اويلي وغدت تتلافت خطيه
وای بر من، این دختر دیگر امیدی به بیداری ندارد...
حســـينا... واحســـينا
#ای_آبیترین_آسمان_در_پیشگاه_تو
کتابخانهی خیابان نوزدهمـ🇮🇷
دنیا بهم فرصت عکس گرفتن از بارگاه اباعبدالله رو بدهکاره💔 ادعایی نیست، ولی یه عکس کوچولو نباید از حرم
چطور بگم؟ حالا دغدغهام شده نکنه دیگه این قاب رو نتونم با گوشیام بگیرم؟:))). این عکس برای من بیاندازه عزیزه چون ضریحت جلوی من بود و اون لحظه تماما حس میکردم در محضر امام بودن، یعنی چی. میفهمیدم زمین شیب داره و روضههایی که بیست سال توی گوشم خونده بودن، انگار روی پخش زنده بودن... نمیدونم، من روضه بلد نیستم ولی این باب، برای من روضهست.
هر وقت هم توی گوشیام به این عکس رسیدم، حسش همون بود.
چقدر خوش سعادتیم که شما ارباب مایی. چقدر خوش سعادتیم که شما کشتی نجات ما هستی.
#ای_آبیترین_آسمان_در_پیشگاه_تو
#Aesthetic
کتابخانهی خیابان نوزدهمـ🇮🇷
وعدهی راست و تخلف ناپذیر الهی. ـــــــــ “So when the first of the two promises came to pass, We se
"Indeed, those who say, 'Our Lord is Allah' and then remain steadfast—there will be no fear concerning them, nor will they grieve."
Surah Al-Ahqaf, v.13.
#ای_آبیترین_آسمان_در_پیشگاه_تو
حتی کویر تف زده را اشک شسته بود
وقتی جهان گریست عزای تو را، حسین!
#حسین_منزوی
#ای_آبیترین_آسمان_در_پیشگاه_تو
کتابخانهی خیابان نوزدهمـ🇮🇷
از صبح فقط برگشتم به دی ماه 98. میرم توی آشپزخونه، پشت یخچال جا میگیرم میشینم روی زمین مثل همون غرو
کاش روزی رو نمیدیدم که بگم وابعث ثوابها الی قبر امیرعلی حاجیزاده ابن محمدتقی.
لطفا برامون دعا بفرمایین، شهید عزیز.
#استوار
#به_قوهٔ_ثانیهها