eitaa logo
پنجِ پنج
319 دنبال‌کننده
1.1هزار عکس
203 ویدیو
4 فایل
روز ایـثار و مـقاومـت اراڪ پـنجِ پنـجِ سـال ۱۳۶۱ پـنجِ پنـجِ سـال ۱۳۶۵ پـنجِ پنـجِ سـال ۱۳۶۷ روزهاے حماسـہ و اقـتدارِ اراڪـے‌ها https://eitaa.com/panj_panj 📱ادمین کانال @Khademshohadiran
مشاهده در ایتا
دانلود
📚 نکند دشمن دوباره برگردد علامتی که هم اکنون می‌شنوید اعلام وضعیت قرمز است. این مدت انگار با این صدا و ترس‌های بعدش خو گرفته‌ام.تمام این سال‌ها از خود دور نمی‌دیدم که هدف یکی از این حملات، خانه کوچک ما باشد و لحظه‌ای بعد همه چیز زیر آوار دفن شود. صبح که بدرقه‌ات کردم و تو مثل هر روز راهی کارخانه شدی، حتی دلشوره‌ای کوچک در دلم چنگ نمی‌انداخت. انگار همه چیز در چله گرم تابستان آرامِ آرام بود. خوب می‌دانستم یک دلت مانده در جبهه های جنوب و در میان بچه‌های عملیات. اما همیشه به من می‌گفتی: رعنا جنگ فقط تفنگ به دست گرفتن نیست. خودت هم خوب می‌دانستی که اگر کار شما و کارخانه های دیگر تعطیل شود، کار جبهه هم کُند پیش می‌رود. همین شده بود خاری در چشم‌های دشمن. فکر می‌کردم این بار اراک هم مثل خرمشهر، آبادان و اهواز خط مقدم جبهه است. چند ساعت بیشتر از رفتنت نگذشته بود، بچه ها هنوز در خنکای صبح تابستانی خواب بودند که زنگ تلفن به صدا درآمد. صدای پشت تلفن قطع و وصل می‌شد. به سختی می‌شنیدم : _رعنا! بابا...اصلا نگران نشی ها...میگن بمب خورده تو کارخونه آلومینیوم...ان‌شاءالله که چیزی نشده... مجروح ها رو می‌برن بیمارستان...خودتو برسون. اینکه جواب پدرت را چه دادم و چطور سفارش بچه ها را به همسایه کردم تا خودم را به آنها برسانم درست در خاطرم نمانده.کل شهر انگار آشفته بود. همه در حال تقلا و دویدن به این طرف و آن طرف بودند. نمی‌دانستم باید در خیل شهدا نامت را جست‌وجو کنم یا در میان انبوه مجروحانی که مرتب به بیمارستان می‌آوردند. اصلا نمی‌دانم آن ساعت ها چطور روی پاهایم بند شده بودم و چطور دلم این قدر طاقت پیدا کرده بود. از تو که خیالم راحت شد، همراه همه مردم، برای تدفین شهدا به بهشت زهرا رفتم. تا به حال چنین تشییعی به چشم خود ندیده بودم. همه چیز آن قدر سریع پیش می‌رفت و شهدا دفن می‌شدند که همه در بهت و حیرت مانده بودند. صلاح نبود که دور هم جمع باشیم و مراسمی برگزار شود. هرچند دلمان می‌خواست قلب خانواده‌های شهدا تسلی یابد. هر آن ممکن بود هواپیماهای دشمن بازگردند و دوباره بمب‌هایشان را بر سر مردم بریزند. امروز ۵ مرداد ۶۵ آفتاب رو به غروب کردن است. خودم هم باورم نمی‌شود که همه این اتفاقات فقط یک روز، صبح تا عصر طول کشیده است. حال که تو گوشه‌ای از این بیمارستان شلوغ دراز کشیده‌ای و سِرُم قطره قطره در رگ‌‌هایت جریان می‌یابد، من همه وجودم انتظار است تا ببینم چه موقع چشم‌هایت را باز می کنی؟! نکند دشمن دوباره بازگردد و به تن‌های مجروح‌تان در بیمارستان هم رحم نکند؟ نه! من دلم روشن است و امیدوار. عاقبت من تو را سر پا و پر صلابت‌تر از گذشته می‌بینیم و همه با‌‌‌‌هم کار جنگ را تمام می‌کنیم... ✍زهرا قربانی 🇮🇷5⃣•5⃣•6⃣1⃣•6⃣5⃣•6⃣7⃣🇮🇷 ۲۸ روز‌مانده تا ... روز ایـثار و مـقاومـت اراڪ پـنجِ پنـجِ سـال ۱۳۶۱ پـنجِ پنـجِ سـال۱۳۶۵ پـنجِ پنـجِ سـال ۱۳۶۷ روزهاے حماسـہ و اقـتدارِ اراڪـے‌ها https://eitaa.com/panj_panj
۸ تیر ۱۴۰۲
📸 💢۱۳۶۱/۰۵/۰۵💢 📌عملیات رمضان در مرحله پنجم و پایانی عملیات رمضان (۴/۲۲ تا ۱۳۶۱/۵/۸) نیروهای اسلام که در مراحل پیشین موفق به آزادسازی پاسگاه زید پایگاه مرزی مهم و راهبردی منطقه شده بودند، برای تثبیت خطوط جدید، در خاک عراق به ادامه کارزار وارد شدند. موفقیت در این مرحله به ایستادگی در برابر تأسیسات رزمی پیچیده و مثلث شکل منطقه بستگی داشت. این مهم به فرزندان رشید استان مرکزی در لشکر ۱۷ علی بن ابیطالب سپرده شد که با تقدیم ۱۸۷ شهید، ۳۲۰ جانباز و ۳۲ آزاده سرفراز در ماه مبارک رمضان راه دشمن را با جنگ تن و تانک سد کرده و در تکمیل عملیات رمضان که در تاریخ نگاری دفاع مقدس به عملیات «شکار تانک» مشهور است موقعیت دیگر رزمندگان و همرزمان خود را تثبیت کردند. در این حماسه بزرگ در روز ۵ مرداد سال ۱۳۶۱ پیکر پاک ۷۲ تن از شهدا در منطقه برجای ماند. و مقاومت آنان و به پیشنهاد همرزمانشان، همراه با دیگر شهیدان شهر، ۷۲ دسته گل در سطح شهر تشییع و در مزارهای جداگانه به خاک سپرده شد پیکر پاک این شهیدان در سال ۱۳۷۱ به وطن بازگشت و در مزارهایی که ۱۰ سال انتظار آنان را می‌کشید آرام گرفت. قطعه ۵ مرداد در گلزار شهدای اراک تا همیشه یادآور فداکاری و حماسه سازی این مردان غیور و جان برکف است. 🇮🇷5⃣•5⃣•6⃣1⃣•6⃣5⃣•6⃣7⃣🇮🇷 روزهاے حماسـہ و اقـتدارِ اراڪـے‌ها https://eitaa.com/panj_panj
۸ تیر ۱۴۰۲
💚شهید سید مرتضی سجادی مرزیجرانی زمانی که مادربزرگش از مکه برگشته بود، پارچه پیراهنی سفیدی برایش آورد؛ با اصرار شهید، خواهرش آن پارچه را دوخت و مرتضی پس از پوشیدن آن پیراهن سفید عازم جبهه شد. در پنجم مرداد ماه در عملیات رمضان به عنوان بسیجی گردان شهید بختیاری از تیپ ۱۷ علی بن ابی طالب (علیهما السلام ) به شهیدان مفقودالاثر پیوست. پیکر مطهرش سال ها در منطقه پاسگاه زید عراق مفقود بود. در یکم اسفند ماه سال ۱۳۷۳ از روی آثار بر جای مانده از پیکر شهید شناسایی و در زادگاهش آرام گرفت. 📎https://shohud.ir/node/1690 🔖آدرس مزار: اراک، گلزار شهدا، قطعه ۱۱، شماره ۹۰ هشت روز مانده تا عید بزرگ غدیرخم😍 🇮🇷5⃣•5⃣•6⃣1⃣•6⃣5⃣•6⃣7⃣🇮🇷 روز ایـثار و مـقاومـت اراڪ پـنجِ پنـجِ سـال ۱۳۶۱ پـنجِ پنـجِ سـال۱۳۶۵ پـنجِ پنـجِ سـال ۱۳۶۷ روزهاے حماسـہ و اقـتدارِ اراڪـے‌ها https://eitaa.com/panj_panj
۸ تیر ۱۴۰۲
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
نمایش در ایتا
۸ تیر ۱۴۰۲
📚 جواد کلاه کاپشن را روی سرش کشید و گفت: -لامصّب! ببین چه تیر آهنی می‌ریزه تو سر مردم! علی، دست به کمر، نوک گیوه اش را به تن قطعه موشک زد و گفت: -خدا لعنتت کنه صدّام! هنوز مونو نشناختی. مو اراکی اُم. بمب بریزی رو سرِ همشهریم، بغدادو رو سرِت خراب می‌کُنُم. محمد نگاهش کرد و گفت: -ها ماشالا پسر! هر کی میاد بریم ثبت‌نام برای اعزام، بگه یا علی. از ته حلقوم فریاد زدیم: _یا علی! گفتم: -حالا کنار این آهن قراضه وایستید، یه عکس یادگاری بگیرم. از پشت لنز به چهره‌های خندانی نگاه کردم که ترس از ابرقدرت‌ها را به مضحکه کشانده بودند. ✍️مولود توکلی 🇮🇷5⃣•5⃣•6⃣1⃣•6⃣5⃣•6⃣7⃣🇮🇷 27 روز‌مانده تا ... روز ایـثار و مـقاومـت اراڪ پـنجِ پنـجِ سـال ۱۳۶۱ پـنجِ پنـجِ سـال۱۳۶۵ پـنجِ پنـجِ سـال ۱۳۶۷ روزهاے حماسـہ و اقـتدارِ اراڪـے‌ها https://eitaa.com/panj_panj
۹ تیر ۱۴۰۲