ₚₐᵣₐdₒₖₛ
در تنگنای این جهان، آخرین دستی که میگیرم دستان توست ...!
و چقدر قهوه و چای هایی که پشت سر هم سرد شدن در فکر طُ ؛ همین : )
ولی من زیادی با تو مهربون بودم :)
زیادی برات ۱۰۰ خودمو گزاشتم
زیادی برات همه کار کردم
زیادی بهت اهمیت دادم
ولی خب
تو لیاقتت خیلی کمتر بود...